منطق عاشورا نه جنگ و نه مرگ بلکه زیستن است!

شهادت پایانِ زندگی به سبکِ حسین است
منطق عاشورا نه جنگ و نه مرگ بلکه زیستن است!

منطق عاشورا نه جنگ‌طلبی‌ست و نه در جستجوی مرگ رفتن؛ منطق عاشورا ارزشمندی زیستن است. پیام آشکار امام حسین (ع) احترام به زندگی‌ست. عاشورا به ما می‌آموزد زندگی را بی‌ارزش نکرده و آن را در خدمت باطل قرار ندهیم. پیام عاشورا این است که زیستن آن‌قدر ارزشمند است که نباید از کرامت، حق‌طلبی، آزادگی، و مسئولیت‌پذیری تهی شود. زیستن آن اندازه گرامی‌ست که نباید با هلاکت به فرجام برسد. مرگ به خودی ارزش نیست؛ مرگی ارزشمند است که در خدمت بیداری انسان‌ها، عدالت، و دفاع از حق باشد.

چرا برخی شهید می‌شوند و برخی کشته؟

مردن با مرگ تفاوتی آشکار دارد. مرگ یک رخداد عینی، فیزیولوژیک، و البته اُبژکتیو است درحالی‌که مردن یک فرایند، سوبژکتیو و فرهنگی است. به همین دلیل، هر چه مرگ تااندازه‌ای معنای ثابتی دارد (افت فشارخون، یا نابودی سیستم‌های عصبی مغز)، مردن برای هر فرد و یا دست‌کم در بعد فرهنگی، معانی متفاوتی دارد. هر چه مرگ ویرانگر زندگی و نقطه‌ی مقابل آن است، مردن هم‌آغوش زیستن و سازنده‌ی آن است. مرگ زندگی را بی‌معنا و مردن زندگی را سرشار از معنا می‌کند. به آن هدف، ارزش کیفی، فرجام، و به قول هایدگر، اصالت می‌دهد.

مرگ‌های ابژکتیو هم‌سان‌اند. مرگ هیچ انسانی با دیگری متمایز نیست. مرده‌ها همه یک‌جورند. این که برخی از مرگ‌ها استعلایی شده و به شهادت توصیف می‌شوند و یا برخی از آن‌ها تحقیر شده و هلاکت خوانده می‌شوند به تفاوت در نوع مرگ بر نمی‌گردد. تفاوت شهادت و هلاکت در زیستن منتهی به مرگ است و نه خود مرگ. شهید لقبی‌ست استعلایی که با پاس نوعی از زیستنِ مبتنی بر کرامت، آزادی، و قداست به برخی از مرده‌ها می‌دهند و نیز هلاک‌شدن لقبی‌ست سرزنش‌آمیز که در پیوند با نوعی زیستنِ ناپسند به برخی دیگر. آنچه که در مرگ هر دو گروه اتفاق می‌افتد تااندازه‌ای یکسان است؛ ولی تفاوت این دو در نوع زیستن آن‌هاست. زیستنی که یکی را به زیور شهادت می‌آراید و دیگری را به لعنت هلاکت مبتلا می‌کند. این رابطه گوهری مردن و زندگی است. مردن به زندگی معنا و اصالت می‌دهد و زندگی به مرگ اعتبار.

بر اساس این منطق، نمی‌توان مرگی حسینی خواست؛ ولی یزیدی زیست. زیستن و مردن با هم گره‌خورده‌اند. ممات آل محمد (ص) مشروط به حیات آل محمد (ص) است. شهادت سهم کسی است که قبل از مرگ در خیمه‌ی حسین (ع) زیسته باشد. زیستن در این خیمه دست‌کم چهار مؤلفه‌ی اساسی دارد: مسئولیّت‌پذیری اجتماعی، حق‌مداری، مبتنی بر آزادگی و حریّت، و در نهایت، کرامت انسانی. منطق عاشورا نه جنگ‌طلبی‌ست و نه در جستجوی مرگ رفتن؛ منطق عاشورا ارزشمندی زیستن است. پیام آشکار امام حسین (ع) احترام به زندگی‌ست. عاشورا به ما می‌آموزد زندگی را بی‌ارزش نکرده و آن را در خدمت باطل قرار ندهیم. پیام عاشورا این است که زیستن آن‌قدر ارزشمند است که نباید از کرامت، حق‌طلبی، آزادگی، و مسئولیت‌پذیری تهی شود. زیستن آن اندازه گرامی‌ست که نباید با هلاکت به فرجام برسد. مرگ به خودی ارزش نیست؛ مرگی ارزشمند است که در خدمت بیداری انسان‌ها، عدالت، و دفاع از حق باشد.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *