اینکه این روزها و این شبها نفسها در ایران و در بسیاری از کشورهای دنیا در سینهها حبس شده فقط به خاطر ماجرای جنگ در ایران نیست.
همه میدانیم که ماجرای «جانشینی یا انتخاب رهبر سوم» در جمهوری اسلامی ایران یکی از مسائلی است که هم خودش دارای ارزش خبری است و هم بر سرنوشت جنگ تاثیر شگرفی خواهد داشت. به نظر میرسد که رهبر جدید باید بتواند نماد حفظ و امتداد اصول انقلاب اسلامی و چارچوب رهبران قبلی انقلاب باشد؛ یعنی رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و رهبر شهید آیتالله خامنهای.
اما پیچیدگی ماجرا اینجا است که همزمان رهبر جدید باید تغییراتی که انتظار میرود در سطوح بالای حکمرانی اتفاق بیفتد را هم نمایندگی کند.
من فکر میکنم مردم ما همچنان که نگران هستند و به تداوم خط رهبر شهید انقلاب تمایل دارند، چشم امیدی هم به این دارند که تغییرات و تحولات معناداری در عرصه حکمرانی اتفاق بیافتد. همچنانکه بعد از رحلت حضرت امام و با رهبری آیتالله خامنهای در سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ تغییرات شگرفی در عرصه حکمرانی جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاد. بنابراین جا دارد که مردم هم نسبت به تغییراتی که ایجاد خواهد شد امیدوار باشند و هم اینکه با حمایت خودشان قدرت رهبری جدید را تثبیت کنند؛ چون رهبر بدون قدرت معنایی ندارد و کاری از دستش برنخواهد آمد.
به دو نکته باید توجه کرد:
۱. با اینکه همه باور دارند و تجربه کردهاند که آیتالله خامنهای در دوره رهبری خودش بهخوبی توانست تداوم راه امام خمینی را داشته باشد، توانست تغییرات قابل توجه، معنادار و اساسیای را هم نسبت به رهبری دوره امام رحمتاللهعلیه ایجاد کند. بنابراین تغییر و تداوم میتوانند بهنحو شایستهای با یکدیگر ترکیب شوند.
۲. در این دوره چند روزه که خبرگان مشغول کار تخصصی خودشان هستند، مردم با قدرت اجتماعی خودشان در کف خیابان اجازه ندادند که «خلاء قدرت» در جمهوری اسلامی ایران پیدا بشود و این صحنهای امیدوارکننده است.
رهبر جدید از حضور مردم و میدانداری مردم نیرو میگیرد و میتواند این نیرو را بیشتر هم بکند؛ و امیدواریم که همین اتفاق بیافتد.






پاسخها