اشاره: اگر اعتراض را نوعی امر به معروف و نهی از منکر بدانیم، شرطهایی مانند نداشتن مفسده و احتمال اثرگذاری دارد. چگونه باید اعتراض کرد؟
***
از آنجا که «اعتراض» بهمثابهی «امر به معروف و نهی از منکر» از ارکان «تناصح» است و نیز چنانکه در کتابهای فقهی آمده، «فقدان مفسده» از شروط جواز «امر به معروف و نهی از منکر» است، اعتراض آنگاه «مشروع» است که مفسده نداشته باشد.
بزرگترین مفسده «اخلال نظام» است؛ چنانکه در عنوان «محاربه» از آن یاد میشود. «وجوب حفظ نظام» و «حرمت اخلال در نظام» از قواعد فقهی شیعه بلکه اسلام است (به «مناط الأحکام» ملا نظرعلی طالقانی رجوع شود) که بر دیگر قواعد اولویت دارد. «نظام» در این قاعده چنانکه در کتابهای حکمی و نیز فقهی آمده، «نظام معاش» است که نظامی اجتماعی ـ اقتصادی بهشمار میآید؛ پس اخلال در نظام بهمعنای اخلال در نظام معاش مردم است که از آن به «سلب امنیت (در معنای عام)» نیز تعبیر میشود.
اگر اعتراض به «اخلال در نظام» یا «سلب امنیت» منجر شود که میتوان بدان «اغتشاش» گفت، «جایز» نیست؛ البته، این بدان معنا نیست که اعتراض «تعطیل» شود؛ زیرا اعتراض که در واقع همان امر به معروف و نهی از منکر است، برای «اصلاح ناصحانه» لازم است؛ اما باید به دنبال راههای اعتراضی رفت که به اخلال نظام یا اغتشاش نینجامد که امروزه بدان «اعتراض مسالمتآمیز» گویند.
از طرفی، «احتمال تأثیر» از دیگر شروط وجوب امر به معروف و نهی از منکر است؛ اما چنان نیست که اگر احتمال تأثیر نبود، دیگر هیچ وظیفهای برای مکلف نیست؛ بلکه باید کوشید زمینههای تأثیر را فراهم کرد؛ یعنی اگر تأثیر محتمل نبود، امر به معروف و نهی از منکر (بالفعل) واجب نیست؛ اما «مقدمهچینی» (تمهید و اِعداد) برای احتمال تأثیرگذاری چونان «مقدمهی واجب» لازم است.
با این دو مقدمه باید پرسید: «اعتراض مسالمتآمیز (ناصحانهی) مؤثر چگونه ممکن است؟»؛ اما پاسخ به این پرسش دشوار در این مجال نمیگنجد و جا دارد اشاره شود که اعتراض را میتوان با «استعاره» از دو اصطلاح روانشناختی (دانش روانشناسی) «پرخاشگری فعالانه» (Active-aggressive behavior) و «پرخاشگری منفعلانه» (Passive-aggressive behavior)، به دوگونه بخشید:
- اعتراض فعالانه
- اعتراض منفعلانه
اعتراض فعالانهی مستقیم متعین شفاف، همان تلقی بینالاذهانی از اعتراض است؛ اما اعتراض منفعلانه که «پنهان» است، با «تعلل»، «تسویف» و «طفره رفتن» در کارها و نیز «تطفیف» (کمگذاری و کمکاری/از کار زدن) و «خلف وعده» و دیگر کنش/رفتارهای به ظاهر آرام و خنثا ظهور مییابد.
حکومت/دولتهای «اعتراضناپذیر» (مستبد) که راه اعتراض فعالانه را بر مردمشان میبندند که نحوی «سرکوبسازی» مردم است، باید بدانند که این مردم دچار اعتراض منفعلانه میشوند که زیانهایش برای کشور بسیار بسیار بیشتر از «اغتشاشات» (مرسوم) است؛ زیرا اعتراض منفعلانه که خود «خشونت پنهان» است، هم «اخلاق» جامعه را تباه میکند و بر روابط اجتماعی مردم تأثیر منفی میگذارد و هم آسیبهای بسیار اقتصادی به همراه دارد. باید دانست که «اعتراض منفعلانه» نه مسالمتآمیز و نه مؤثر است که زیانش را «همه» میبینند.
در پایان این کوتاهنوشت میتوان اشاره کرد که برای تحقق «اعتراض مسالمتآمیز مؤثر» پیش از همه باید «مراجع» مقتدر معتبر جامعه پا پیش گذارند و هدایت و مدیریت اعتراضات را «مسئولانه» بدست گیرند و باید توجه داشت که تحقق اعتراض مسالمتآمیز مؤثر که در همهی شئون و سطوح جامعه حتا خانواده بعنوان کوچکترین و زیربناییترین واحد اجتماعی، معنادار و لازم است، نیازمند «تربیت» و «فرهنگسازی» است.






پاسخها