جنگ امروز، جنگ کفر است در برابر ایران. میتوان گفت امروز ایران و اسلام آنچنان باهم یکی شدهاند که حالا کفر و استکبار با تمام توانش در مقابل ایران صفآرایی کرده است. ایران و اسلام در پانصد سال اخیر آنقدر درهمتنیده شدهاند که هر حملهای به یکی از آنها، دیگری را به خیزش وامیدارد. چه وقتی که روسها در دوره قاجار به شمال غربی ایران حمله کردند و علمای نجف حکم جهاد دادند و چه وقتی که صهیونیستها به فلسطین حمله میکردند و ایرانیان دوره پهلوی در ورزشگاه فوتبال شعار میدادند.
حتی تلاش پهلوی برای جدا کردن این اسلام و ایران نیز عموماً شکست خورد و جایی خودش را نشان داد که عراق به ایران اسلامی حمله کرد و مذهبیترینهای جامعه به نفع ایران به میدان آمدند. حالا دشمنی دوباره به سمت ایران اسلامی هجوم آورده است. اما اینبار به یک عنصر هویتی ما حمله نکرده؛ بلکه همزمان برای نابودی هر دو اقدام کرده است.
درواقع، مسئله آنها ایرانِ بزرگ و قوی است که در مهمترین نقطه دنیا زیر چتر اسلام سیاسی در برابرشان ایستاده است. پس از این جنگ، حتی اگر اسلام سیاسی نباشد (که خواهد بود) آنها تمام تلاششان را برای ناقص و ضعیف کردن ایران به کار خواهند بست تا چنین کشور قدرتمندی در منطقه باقی نماند. این تنها راهبردی است که اسرائیل کوچک را بر منطقه سوار خواهد کرد.
مسئله اول دشمن، اصل ایرانی است که در آن شیعیان اکثریت جمعیتی را دارند و بعد به مسئله دومش یعنی ایران با نظامِ سیاسی اسلامگرا میرسد. پس جنگ امروز، هم معنای ژئوپولتیک بسیار پررنگ درباره جغرافیا و جمعیت ایران درون خود دارد و هم معنای ایدئولوژیک به معنای اسلام سیاسی و شیعی را به همراه دارد.
آنچه ما را از این لحظه تمدنی عبور خواهد داد، تاکید بر این دو عنصرِ یکیشده و درهمبافته است: اسلام ـ ایران. هم جامعه انقلابی باید پای کار باشد و هم جامعه مدنی که ممکن است به هر علتی با اسلام سیاسی فاصلهای گرفته باشد. ترکیب این دو با معنابخشی دوباره به «ایرانِ اسلامی»، آن را به نقطه بازدارندگی خواهد رساند.






پاسخها