منظومه راهبردی آیت‌الله خامنه‌ای

زمینه‌ساز ایران جدید
منظومه راهبردی آیت‌الله خامنه‌ای

«آیت‌الله خامنه‌ای را در دفتر کارش شهید کردند.» جدا از حزنی که با شنیدن این خبر به بسیاری دست داد، اولین پرسشی که در گفت‌وگوها مطرح می‌شد این بود که «مگر ایشان در چنین روزهایی در دفتر کارشان هم حاضر می‌شدند؟» این نشان می‌دهد تصویری که از ایشان در ذهن ما طی ماه‌های پس از جنگ ۱۲ روزه ترسیم شده بود با واقعیت حیات ایشان تطبیق نداشت. این فاصله، همچون دو خطِ جداشونده، بعد از شهادتشان در ماه‌های آتی نیز تکرار و تعمیق خواهد شد؛ به ویژه اینکه محبوبیت رهبر شهید را هر شب صدها هزار ایرانی – بی‌هراس از جنگنده‌ها – در خیابان‌ها و میدان‌ها فریاد می‌زنند. اما ناگفته پیداست که دشمنان راهشان جداست و برای شکستن این ابهت و محبوبیت برنامه می‌ریزند.

این شرایط، فضای افکار عمومی رسمی را به سمت دوقطبی مخربِ تقدیس – تحریف خواهد بُرد؛ درحالی‌که تنها دوگانه مفید، واقعیت – تحلیل است: باید هرچه بیشتر، آیت‌الله خامنه‌ای را همان‌گونه که بود و عمل کرد، بشناسیم و بشناسانیم و در تضارب آرا تحلیل کنیم. یک سرمایه ملی، این‌گونه مورد محافظت و بهره‌برداری درست و بیشینه قرار می‌گیرد.

در شناخت و تحلیل آیت‌الله خامنه‌ای، سه محور جداگانه اما مرتبط وجود دارد:
شخصیت‌ و ابعاد روحی
منظومه فکری و محتوای دیدگاه‌ها
منظومه راهبردی و عملکرد ایشان

اکنون آخری برای ما مهم‌تر است؛ چون ایشان در میانه جنگ با غرب به دیدار پروردگارش رفت و تا آخرین لحظه‌های عمر پربرکتش در کنار سران نیروهای مسلح بود. نه الآن، از زمان اعزام مدافعان حرم، رهبر شهید ما را امام مقاومت نام نهادند. اصطلاح «اقتصاد مقاومتی» در شرایط تحریم نیز مزید بر علت شد. ولی آیا مهم‌ترین راهبرد ایشان «استفاده از ایران برای حمله به دشمنان اسلام» بود؟ مبادا این سوءتفاهمی باشد که فرزندان ما و ایرانیانِ آینده می‌فهمند.

تحلیل من این است: آیت‌الله خامنه‌ای در اصل، امام پیشرفت بود آن‌هم نه برای تبدیل ایران به شعبه اسلام در بازار مدرنیته؛ بلکه برای ارتقای ایران به پرچمدار تمدنی نوین با احیای ظرفیت‌های سه‌گانه ملی، علمی و اسلامی. ایران، سرمایه‌ای بود که او خوب قدرش را می‌دانست و برای همین جانفدایش شد. شاید در جزئیات عملکرد ایشان اختلاف نظر باشد اما خاکستر بمباران شناختی دشمن نباید خط ریل اصلی را محو کند.

در این منظومه راهبردی، نیروهای مسلح با توانمندی موشکی بالا صرفاً حکم نگهبانان تیراندازی را دارند که از حرکت قطار پیشرفت در برابر سنگ‌اندازان حفاظت می‌کند و البته خود سوار بر قطار و شعبه‌ای از احیای همان ظرفیت‌های سه‌گانه است؛ چون جوانان برومند و دانشمندان مسلمان ما مطمئن‌ترین افرادی بودند که می‌شد برای چنین مأموریتی در نظر گرفت.

واقعیت این است: ما به گردنه‌ای رسیده‌ایم که عبور از آن، ما را از تل‌ماسه‌های درگیری منطقه‌ای و اسارت استعمار نو، به دشت بازیگران جهانی راه می‌دهد و بدیهی است آمریکای مستکبر با ادعای قدرت مطلقه تک‌قطبی، راهزنانی بی‌رحم و غیرقابل مذاکره را بر این گردنه گمارده است. امام شهید ما این را از صدر انقلاب با دوراندیشی و تیزبینی دیده بود که اگر قرار است قطار پیشرفت ایران به پیش برود و در سال‌های آینده به چنین گردنه‌ای برسد نیروهایی توانمند و مطمئن باید حرکت آن را پوشش بدهند و برای همین از ابتدا و فارغ از اقتضائات کوتاه‌مدت در هر دوره، نگاهی ویژه در حمایت از ارتقای نیروهای مسلح داشت.

پهپادهای شاهد ما با حضور در جنگ اوکراین، در سطح «جهانی» بازی کردند اما توانمندی‌های ایران برای بازیگری جهانی به نیروهای مسلح ما محدود نیست. باشد که تکیه قارون عصر ما بر مزیت نظامی‌اش، او را از جایگاه قدرت تک‌قطبی ساقط کند و از پسِ این گردنه، چشم جهانیان به ایران جدید و دل ایرانیان به خورشید پیشرفت روشن شود؛ ان‌شاءالله.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *