زنان متن اصلی میدان‌اند

از احیای کنش سیاسی تا امکان خلق معنا و مشارکت اجتماعی در گفت‌و‌گو با عاطفه خادمی
زنان متن اصلی میدان‌اند

عاطفه خادمی؛ عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی و دبیر اسبق شورای فرهنگ عمومی کشور، در واکاوی نسبت میان نهادهای مذهبی و تحولات دوران پساجنگ، بر این باور است که هیئت‌ها از ساحت صرفاً مناسکی عبور کرده و به بستری برای «خلق معنا»، کنشگری اجتماعی و مطالبه‌گری مدنی بدل شده‌اند. وی با تفکیک کارکردی میان مسجد و هیئت، پویایی و تنوع مخاطب در هیئت را مزیتی کلیدی برای گذار از نقش‌های سنتی و تبدیل‌شدن به کانون‌های جریان‌ساز سیاسی – اجتماعی می‌داند. این کارشناس تحولات اجتماعی معتقد است تداوم این نقش‌آفرینی تاریخی، در گرو بازتعریف هویت هیئت، به‌رسمیت‌شناختن ظرفیت‌های انتقادی درون‌گفتمانی، و به‌ویژه توجه به نقش‌محوری بانوان در متن این تحولات است؛ مشروط بر اینکه این روند، در سایه مطالعات عمیق و صورت‌بندی دقیق راهبردی، به یک‌رویه پایدار تبدیل شود.

س: در گذار به جامعه پساجنگ، آیا نهادهای مسجد و هیئت قرار است به‌عنوان بازوهای توجیه‌گر و آرام‌کننده تنش‌های معیشتی عمل کنند، یا به‌عنوان نهادهای تمهیدی و عدالت‌خواه، بسترساز بلوغ اجتماعی شهروندان و بازطراحی ساختار برنامه‌ریزی توسعه بر اساس مشارکت واقعی مردم خواهند بود؟ پیش‌شرط کلیدی عبور از نقش اول و رسیدن به نقش دوم چیست؟

مسجد و هیئت؛ دو نهاد هم‌خانواده با کارکردهای متفاوت

در ابتدای بحث اگر بخواهم مقدمه‌ای عرض کنم، باید بگویم که اگرچه هیئت و مسجد هر دو در یک طیف نهادی و در حوزه نهادهای مناسکی قرار می‌گیرند، اما تفاوت‌هایی میان آن‌ها وجود دارد که همین تفاوت‌ها در امتداد تاریخی و در نحوه فعالیت امروز آن‌ها نیز تمایزهایی ایجاد کرده است.

مسجد از حیث ساختار، سابقه‌ای سنتی‌تر دارد. رویه‌های حاکم بر آن، عرف مدیریتی‌اش و نیز نوع اتصالش به سنت، پررنگ‌تر است. مخاطب مسجد نیز عموماً خاص‌تر و بیشتر از میان گروه‌های سنی میان‌سال است. افزون بر این، ساختار مسجد سلسله‌مراتبی‌تر است و نسبت امام و مأموم، نوعی فضای متفاوت را در آن شکل می‌دهد.

در مقابل، هیئت از انعطاف‌پذیری و پویایی بیشتری برخوردار است. مخاطب آن متکثرتر است و بدنه خاکستری جامعه راحت‌تر می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. همچنین هیئت بهتر می‌تواند متناسب با اقتضائات زمانی، رویه‌ها و سبک‌های خود را تغییر دهد و به‌روزرسانی کند. به همین دلیل، ما در هیئت شاهد تنوع بیشتر در الگوها و تیپ‌های فعالیت هستیم؛ موضوعی که به آن دامنه اجتماعی وسیع‌تری می‌دهد.

در جنگ، هیئت‌ها در جبهه‌گشایی اجتماعی و روایت‌سازی موفق‌تر بودند

در فضای جنگ نیز همین ویژگی‌ها موجب شد که هیئت‌ها در ایجاد جریان‌های اجتماعی موفق‌تر ظاهر شوند. به نظر می‌رسد بخش مهمی از جبهه‌گشایی اجتماعی، خلق معنا و روایت‌سازی، به واسطه هیئت‌ها رخ‌داده است. در واقع، در دوران جنگ، نوعی زیست متفاوت از هیئت و مسجد شکل گرفت و این دو نهاد به بستری برای میدان‌دار شدن و جذب ظرفیت‌های مردمی تبدیل شدند.

ازاین‌جهت، این دوره را باید یک فرصت بی‌نظیر برای انقلاب اسلامی دانست. شاید تا پیش‌ازاین، به این اندازه با وجه سیاسی هیئت و مسجد مواجه نشده بودیم؛ گویی این وجه تا حدی دچار افول شده بود. البته در برخی موارد و استثناها، هیئت‌ها کنش سیاسی خود را حفظ کرده بودند، اما آنچه در جنگ رخ داد، نوعی رجعت به ماهیت سیاسی این نهادها بود؛ همان ماهیتی که حضرت امام (ره) از دل هیئت به آن اشاره می‌کردند و آن را قلب نهضت می‌دانستند.

هیئت و مسجد در این دوره دوباره به محل شناسایی و تربیت انسان‌های کنشگر سیاسی تبدیل شدند و ازاین‌حیث، کارکردی احیاگر پیدا کردند.

س:آیا در مرحله پساجنگ می‌توان از هیئت‌ها انتظار نقش بالنده‌تری داشت، به‌گونه‌ای که به‌جای نهادهای متصل به حاکمیت و تابع دستور، به کانون‌های جلب مشارکت واقعی مردم، تولید معنا، ایده و ظرفیت برای حضور طیف‌های مختلف جامعه تبدیل شوند؟

به نظر من، بله؛ این امکان وجود دارد. وقتی هیئت و مسجد در میدان بعثت مردم جزو ارکان اصلی بودند و در فضای برانگیختگی و کنشگری عمومی نقش ایفا کردند، طبیعتاً این نقش می‌تواند در دوره پساجنگ نیز امتداد یابد. اما در این مسیر، موانعی وجود دارد.

یکی از مهم‌ترین موانع این است که ما فضای هیئت را در سیاست‌گذاری‌ها و فرایندهای حکمرانی، بیش از اندازه به جریان‌های سیاسی گره زده‌ایم. در نتیجه، گفتمان انقلاب اسلامی و مؤلفه‌های آن نتوانسته‌اند به یک منظومه کامل ارزشی و ایدئولوژیک برای هیئت تبدیل شوند؛ منظومه‌ای که در درون خود، امکان نقد درون ساختاری را هم داشته باشد.

امروز اگر از درون هیئت صدایی با وجه انتقادی بیرون بیاید، خیلی زود این تلقی شکل می‌گیرد که آن هیئت از مسیر انقلاب فاصله گرفته یا سکولار شده است. این در حالی است که باید میان «هیئت انقلابی» و «هیئت منتقد درون‌گفتمانی» تمایز قائل شد. هیئت می‌تواند درون گفتمان انقلاب اسلامی بماند و درعین‌حال، بازوی کمکی نظام برای نقد سازنده و اصلاح درون ساختاری باشد.

اگر چنین جایگاهی برای هیئت تعریف شود، هم ظرفیت مردم پایه بودن آن فعال‌تر می‌شود و هم می‌تواند بخشی از توازن لازم در عرصه عمومی را ایجاد کند.

س:در مورد پیش‌نیازهای تحقق این نقش جدید سؤال می‌کنم: آیا هیئت باید در ساختار، هدف‌گذاری و مواجهه خود تحول ایجاد کند، یا همین هویت فعلی برای پیگیری رویکرد عدالت‌خواهانه و انتقادی کافی است؟

هیئت باید جای خود را خودش تعیین کند، نه آنکه منتظر رسمیت‌بخشی حاکمیت بماند.

من اساساً در بسیاری از مسائل، از جمله همین موضوع، قائل به آن نیستم که باید منتظر ماند تا حاکمیت رسماً فضایی را به رسمیت بشناسد. این مسیر، اگر هم طی شود، معمولاً پایداری چندانی ندارد. به نظر من، خود هیئت باید جایگاه خود را در این وضعیت جدید تعیین و تثبیت کند.

اکنون به نظر می‌رسد انقلاب اسلامی وارد فصل جدیدی شده است؛ هم از جهت تحولات کلان و هم از جهت انتظارات اجتماعی برای تغییرات اساسی و ساختاری. در چنین وضعیتی، هیئت باید با اتکا به میزان اثرگذاری واقعی خود، جانمایی تازه‌ای برای خویش انجام دهد.

آنچه در این دوره برای من بسیار برجسته بود، قدرت هیئت در خلق معنا بود. من پیش‌ازاین، حتی به‌عنوان یک مخاطب بیرونی، کمتر شاهد چنین خلق معنای شدید، قوی و ساختارمندی از سوی هیئت بودم. به تعبیر من، در فاصله‌ای که پس از شهادت امام شهید شکل گرفت، هیئت در جایگاه امتداد حرکت او نشست و در دوره گذار، معنا آفرید، مفهوم ساخت و حرکت ایجاد کرد.

از عاطفه تا مطالبه‌گری؛ چرخه تکامل‌یافته هیئت

س:مراحل، پیش‌شرط‌ها و نتایج تبدیل هیئت از یک «محفل موقت عزاداری» به یک «کنشگر پایدار اجتماعی» چیست؟

هیئت در زیست تاریخی خود، همواره یک‌چرخه کامل را تجربه نکرده بود. به بیان دیگر، این نهاد در بسیاری از مواقع در مرحله عاطفه یا در بهترین حالت، در مرحله معرفت و بصیرت متوقف می‌شد. ایدئال ما این بود که هیئت از احساس و عاطفه به معرفت‌زایی برسد و از معرفت به بصیرت منتهی شود.

اما آن حلقه نهایی، یعنی عبور از بصیرت به مطالبه‌گری مدنی و ایجاد کنش اجتماعی، معمولاً فعال نمی‌شد. درحالی‌که در این ایام، ما شاهد تحقق همین مرحله بودیم. این امر نشان می‌دهد که هیئت به مرحله‌ای از تکامل رسیده که می‌تواند از تولید معنا، به تولید حرکت و از بصیرت، به مشارکت اجتماعی برسد.

اگر این مرحله دوباره به فراموشی سپرده شود و هیئت به همان حلقه‌های قبلی بازگردد، فرصت بزرگی از دست خواهد رفت؛ بنابراین لازم است این تجربه جدید، صورت‌بندی نظری و عملی شود و برای آن برنامه‌ریزی صورت گیرد.

خلق معنا، مهم‌ترین ظرفیت جدید هیئت در مسیر تاریخ‌سازی

به نظر من، آنچه اکنون بیش از هر چیز باید درباره آن پژوهش شود، شبکه معانی‌ای است که در این ایام به واسطه هیئت و محتوای تولیدشده در آن خلق شده است. این شبکه معانی، اگر به‌درستی شناخته و تحلیل شود، می‌تواند به حفظ ظرفیت «مبعوث‌شدن» مردم و استمرار آن کمک کند.

امروز همه دستگاه‌ها به دنبال حفظ ظرفیت میدان و مردم برانگیخته‌شده هستند، اما باید توجه کرد که بخش مهمی از امتداد این میدان، از طریق هیئت در حال شکل‌گیری است. از همین رو، هیئت باید برای این مرحله تدبیر ویژه داشته باشد و این تدبیر نیز بدون مطالعه عمیق و صورت‌بندی دقیق ممکن نخواهد بود.

س:نگاه‌های انتقادی وجود دارد که بارگذاری زیاد بر دوش هیئت، آن را از کارکردهای اصلی‌اش دور می‌کند. آیا انتظار بیش از حد باعث می‌شود نتوانند حتی نقش سابق خود را ایفا کنند و به ابزاری برای جریان‌های سیاسی تبدیل شوند؟ همچنین فقدان پدیده‌هایی مانند «گفتگو» در هیئت‌ها مورد سؤال است.

من با این نقد چندان موافق نیستم. به نظرم این نوع نگاه، در بسیاری موارد، پاک‌کردن صورت‌مسئله است. مسئله این نیست که بار زیادی بر دوش هیئت گذاشته شده، بلکه مسئله این است که چرخه هیئت اکنون به مرحله کامل‌تری رسیده است.

وقتی بصیرت به مطالبه‌ای منجر شود که کنش اجتماعی ایجاد کند، آن بصیرت به‌ثمررسیده است. اتفاقاً آنچه امروز در هیئت رخ‌داده، به گمان من، بیش از گذشته با منظومه فکری امام شهید انطباق دارد؛ بنابراین، نمی‌توان گفت هیئت از رسالت اصلی خود که مناسک و عزاداری است فاصله گرفته؛ بلکه باید گفت زیست آن با گفتمان انقلاب اسلامی منطبق‌تر شده و فاصله گذشته خود را کاهش داده است.

البته این به معنای ایدئال بودن وضع موجود نیست. روشن است که چالش‌هایی همچون ضعف در شکل‌گیری گفت‌وگو، یا برخی صورت‌بندی‌های نامناسب در اجرا، وجود دارد و باید برطرف شود.

مسئله گفت‌وگو و خطر تک‌صدایی در برخی هیئت‌ها

یکی از آسیب‌های موجود این است که در برخی موارد، بخشی از ارکان هیئت بیش از اندازه برجسته شده‌اند؛ برای مثال مداحان مشهور، به‌گونه‌ای در نقش لیدر فضا ظاهر شده‌اند که این تصور پدیدآمده که مخاطب صرفاً تابع آنان است و خود فاقد زمینه ذهنی و قدرت معناپردازی است.

درحالی‌که واقعیت چنین نیست. در میدان، مخاطب نیز ظرفیت تولید معنا و مشارکت فعال دارد، اما سازوکار اجرایی لازم برای بروز این ظرفیت به‌خوبی فراهم نشده است. به همین دلیل، در برخی فضاهای بزرگ و نمادین، این تصور ایجاد می‌شود که گفت‌وگویی در کار نیست و یک متکلم‌وحده کل فضا را پیش می‌برد.

بااین‌حال، این تمام واقعیت هیئت نیست. در بخش‌های مختلف کشور، نمونه‌های فراوانی وجود دارد که حتی یک خانواده با همه اعضای خود، در دل میدان، نوعی هیئت زنده و تعاملی را رقم می‌زند؛ بنابراین، باید این حاشیه‌ها به متن آورده شوند تا تصویر کامل‌تری از هیئت شکل بگیرد.

بانوان، متن امروز هیئت‌اند نه حاشیه آن

س:در شرایط پساجنگ که جامعه با فرسایش سرمایه اجتماعی و خستگی عمومی روبروست، مساجد و هیئت‌ها چگونه می‌توانند از تبدیل‌شدن به پایگاه‌های صرفاً کنترلی و حاکمیتی پرهیز کنند؟ و نقش بانوان در این میان چیست؟

یکی از مهم‌ترین نکاتی که به نظر من کمتر موردتوجه قرار گرفته، مسئله مخاطب هیئت است؛ به‌ویژه مخاطب زن. ما هنوز تغییر و تحولی را که در مخاطب هیئت رخ‌داده، به‌درستی نشناخته‌ایم. در شرایط فعلی، بانوان بخش بسیار مهمی از بدنه کنشگر اجتماعی را تشکیل می‌دهند؛ به‌گونه‌ای که در فضای جنگ، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از مردم برانگیخته‌شده را زنان تشکیل می‌دادند.

بااین‌حال، این بدنه عظیم، در نسبت با هیئت، آن‌گونه که باید به رسمیت شناخته نشده است. بخشی از این ضعف، ناشی از ساختار مردانه مدیریت هیئت‌هاست. درحالی‌که اگر هیئت‌های زنانه شناسایی شوند و برای آن‌ها رسالتی متناسب تعریف شود، بسیاری از مسائل، از جمله گفت‌وگو و پیوند اجتماعی، قابل‌حل خواهد بود.

واقعیت این است که زنان دیگر «حاشیه» هیئت نیستند، بلکه «متن» آن هستند. اگر این واقعیت پذیرفته شود و برای آن برنامه‌ریزی و تیپ‌شناسی دقیق صورت گیرد، می‌توان انتظار داشت که در ادامه مسیر انقلاب اسلامی، با مدل‌های نوینی از هیئت مواجه شویم که حتی با پیشرانی بانوان شکل بگیرند.

در نهایت، به نظر من برای ترسیم آینده واقع‌بینانه هیئت و مسجد، باید چند کار به‌صورت توأمان انجام شود: نخست، آسیب‌شناسی وضعیت گذشته هیئت؛ دوم، روندشناسی تحولات آن در ایام اخیر؛ سوم، شناسایی چالش‌های فعلی؛ و چهارم، تحلیل فرصت‌هایی که در نسبت با گفتمان انقلاب اسلامی پیشروی آن قرار گرفته است.

اگر این مجموعه به‌صورت یک بسته کامل مطالعاتی و تحلیلی دیده شود، آن‌گاه می‌توان برای آینده هیئت و مسجد، تهیّه‌ریزی دقیق‌تر، واقع‌بینانه‌تر و مؤثرتری انجام داد.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *