اشاره: در جنگهای معاصر، در کنار عرصههای نظامی و امنیتی شاهدیم که یک ستیز جدیتر نیز در لایه روایت جنگ به وجود میآید. پیروز نظامی جنگ اگر نتواند در این لایه پیروزی خود را روایت کند، در بلندمدت با شکستهای راهبردی مواجه میشود. اکنون که روایت جنگ رمضان به طور گسترده در میان نخبگان و رسانههای غربی جریان دارد، شایسته است که نخبگان جامعه ایرانی نیز این جنگ را برای افکار عمومی روایت کرده و کثرتی از روایتها را شاهد باشیم. در همین راستا به گفتوگو با دکتر عبدالمجید مبلغی استاد علوم سیاسی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی پرداختهایم تا روایت وی از جنگ رمضان را جویا شویم.
***
پیش از شروع این جنگ شاهد بودیم که برخی با اشاره به عدم توازن ظاهری قدرت میان ایران و آمریکا (نظیر بودجه نظامی و …) هیچ امکانی برای موفقیت ایران در این جنگ نمیدیدند. با این حال اکنون که بیش از بیست روز از شروع جنگ گذشته، شاهدیم که ایران تسلط نسبی بر میدان داشته و تا به اینجا توانسته است جنگ را در ابعاد مختلف مدیریت کند. برخی این مسئله را به قوت تمدنی، روحیه بالای معنوی و أموری از این دست باز میگردانند. در گام نخست میخواهیم روایت شما از این نبرد و عواملی که باعث میشود تا کشور ما بتواند در برابر آمریکا از خود مقاومت نشان دهد را بشنویم.
برای توضیح این رخداد من تصور میکنم جنگ را در سه سطح میتوان دید که از بیرونیترین و آشکارترین سطح به عمیقترین سطح و درونیترین سطح ادامه پیدا میکند. در وجه خیلی آشکار جنگ یک درگیری فنآورانه و حتی فوق فنآورانه را تجربه میکنیم. ما میدانیم که بعد ازجنگ جهانی اول و در خلال این جنگ تکنولوژی به مبنای اصلی آفند و پدافند تبدیل شد و جنگی بسیار خسارتبار بر اساس استفاده از تکنولوژی اتفاق افتاد. به تدریج که پیش آمدیم، این کارکرد تکنولوژی توسعه پیدا کرد و در جنگ جهانی دوم این رخداد بسیار مشهود بود. استفاده از بمب اتم یک نمود کاملاً مشخص به این مسئله داد. در جنگ خلیج فارس با عراق چه بسی برای نخستینبار بخش مهمی از جنگ در حوزه آسمان رخ داد و این خود معرف تحول بزرگ تکنولوژیک بود و اکنون برای اولینبار ما با یک جنگ بسیار پرشدت مواجهیم که زمینه اصلی و بستر کانونی بروز و ظهور آن آسمان است. این امر به اطراف جنگ اجازه داده تا در عمق خاک یکدیگر با قدرتهای کم و بیش شدید به تبادل آتش بپردازند و همین شدت جنگ دامنه نوسان جنگ و در واقع تحولپذیری شرایط بر پایه جنگ را بسیار پرشتاب و شدت کرده است. به نوعی، این جنگ یک آناتومی متفاوت با جنگهایی که قبلاً میشناختیم دارد. اینها مباحث تکنولوژیک در حوزه نظامی است که اکنون نمیخواهم به آن ورود کنم. اما اگر یک مخروط در نظر بگیریم آشکارترین وجه این جنگ، تکنولوژیک و فناورانه بودن آن است.
در لایه دوم میتوانیم به ظرفیت استراتژیک این جنگ بپردازیم که از این جهت نیز جنگ فعلی نمونه متفاوتی است. این جنگ را به دلایلی که عرض میکنم در هر سه حوزه میتوان جنگ نخستینها در نظر گرفت. در این حوزه هم جنگ رمضان جنگ نخستین است. پس از پایان جنگ جهانی دوم یک ساختار بینالمللی شکل گرفت که در درون آن ما با ابرقدرتها مواجه بودیم و این ابرقدرتها نظم مستقر را شکل داده بودند. اکنون میبینیم که بعد از آنکه ساختار دوقطبی به تکقطبی تبدیل شد، هیچ گاه از جنگ جهانی دوم تا به امروز، این مسئله وجود نداشته که اصطلاحاً نزاع میان یک کشور فاقد ظرفیت ابرقدرتی با ابرقدرتها در عرصه بینالملل در خارج از مرزهای خود رخ دهد. بله در داخل مرزها سابقه داشته که یک ابرقدرت به کشور دیگری حمله کند. اما اینگونه نبوده که در یک عرصه وسیع و فراخ، کشوری بتواند در مقابل ابرقدرتی بایستد، اما این اتفاق در جنگ رمضان رخ داده است. نکته دیگر آن است که در این جنگ ما به لحاظ استراتژیک دو کشور هستهای با توش و توان نظامی ـ هستهای را در مقابل یک کشور غیرهستهای از نظر نظامی میبینیم.
در لایه سوم که در واقع پایه این مخروط یا هرم است نبرد تمدنی قرار دارد. این جنگ یک نبرد نخستین در عصر جدید است. اتفاقاً در اینجا مسائل مهمی وجود دارد. ما دو سر طیف را باید مشاهده کنیم. در یک سر طیف شما تندترین رویکرد راست افراطی امپریالیستی ضد آزادیخواهی در جهان، ضدعدالت، ضد هرآنچه به مناسبات مردمگرایانه معطوف است را میبینید. دشمن فلسطین، دشمن ساختمندیهای انسانگرایانه در عرصه بینالملل، دشمن مناسبات مبتنی بر قدرت منتشر در عرصه بینالملل؛ و در طرف دیگر ایران را میبینید که در واقع کاملاً با چنین رویهها و رویکردهایی در سطح دولت ـ ملت و در سطح رسمی، فراتر از دانشگاه و جامعه مخالفت کرده است. طرف دیگر شما نماد تمدن جدید را میبینید و در این طرف کهنترین تمدن حائز و حاوی ظرفیتهای مخالف و ناموافق با چنین رویکردهایی را مشاهده میکنید.
شما در بیان خود به یک ستیز خیر و شر اشاره میکنید که تاریخ و فرهنگ ما مملو از آن است. به باور شما تاریخ و تمدن ایرانی چه ظرفیتی را در اختیار ما برای عبور از این وضعیت قرار میدهد؟
این مواجهه اتفاقاً به شیوهای در حال رخ دادن است که میتواند معرف این ظرفیت تمدنی نیز باشد. به همان دلایل تکنولوژیک که عرض کردم، مواجهه گسترده و کشیده شده به درون جامعه و جنگ در وضعیت کلاسیک خود رخ نمیدهد. اینگونه نیست که ما یک خط آتشی داشته باشیم، یک جبهه داشته باشیم و آن جبهه خاکریزی داشته باشد. جنگ در شهرها در حال رخ دادن است. بنابراین جنگ به صورت مویرگی و منتشر در سطح جامعه وجود دارد و همین أمر سبب شده تا آن استعداد تمدنی منجر و منتهی به نبرد، در دو سوی میدان بخشی از سمت و سوی این اتفاق باشد؛ بخشی از ظرفیت این مواجهه و نبرد باشد. این درس تمدن ایرانی را اگر تا به حال در آثار میخواندیم، در لابهلای کتب آن را مییافتیم، در خطوط مرئی و نامرئی تاریخ میجستیم، اینجا آن را در صحنه میبینیم. آن روح پنهان تمدن ایران، تمدن پرشکوه کشور ما که یک امکانیت منجر به مانایی و پایایی را که در درون خود حائز است در خودِ صحنه میبینیم. این مطلب را با دقت مندرج در علوم اجتماعی عرض کردم. جای میشل فوکو و آن تیزبینی خلاقانه آن خالی است که در انقلاب اسلامی به ایران آمد و نکتهسنجانه میراثی از آگاهی را در ارتباط با انقلاب اسلامی به جای گذاشت. اکنون جای او خالی است تا دوباره به خیابانهای تهران بیاید و ببیند چطور روح تمدن ایرانی فراتر از گفتمانهای جاری و ساری در محیط، در حال بروز و ظهور دادن یک امکان دیرینهشناسانه است. امکانی که با یک مطالعه دیرینهپژوهانه در بازگشت به آرشیوهای پنهان آگاهی میشود بخشی از آن را رصد کرد.
در اینجا چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ این روح دیرین ایرانی که میگویید چگونه به امداد آمده است؟
ژیروسکوب تمدنی ایران در جنگ به کار ما آمده است. این ژیروسکوب چه کار میکند؟ وقتی نیرویی از بیرون وارد شده و تلاش دارد تا این تمدن را به زمین بزند، این نیرویی که از بیرون میآید، شما را به سمت مخالف خود مایل میکند؛ بهگونهای که آن نیرو زمین بخورد. درون این تمدن هرآنچه از توش و توان، استعداد و قابلیت هست برمیخیزد و کنار هم قرار میگیرد و در این همآیی ناشی از تجمیع ظرفیت پنهان سلولی این موقعیتها، قابلیتی تولید میشود که آن نیروی بیرونی مهاجم را برای به زمین زدن به سمت مخالف سوق میدهد تا تعادل و توازن را با دفع نیروی مقابل ایجاد کند. این مسئله مهم است. شما مشاهده میکنید که وقتی در خیابان موشک میزنند و مردم با کمترین ترس نگاه میکنند، این همان استعداد است. این مطلب ساده نیست، بلکه با عمق آگاهی و نحوه بودنِ ایرانی مربوط است. ما بخشهای محدودتری از چنین امکانی را در یمن که ادامه تمدنی ایرانی هست دیده بودیم و همانجا نیز غافلگیر شده بودیم. آنچه اکنون در حال تماشایش هستیم، «سمفونی رشادت» ناشی از یک پویش چندهزار ساله در این مردم است که با اندیشه شیعی عصر جدید، جانمایه بیشتری هم پیدا کرده و به توانی غافلگیرکننده رسیده است. اکنون نوعی آمادگی برای جانبازی در اقتدا به امام حسین(ع) در آن شکل گرفته است. اینجاست که شما نمیتوانید یک کشور به معنای یک تمدن را شکست دهید. ممکن است یک نیروی نظامی را شکست دهید، اما اگر نیروی نظامی به تعداد آحاد یک کشور باشد، امکان شکست وجود ندارد، بلکه باید شکست بخورید.






پاسخها