«پیتراوبورن»[۱] روزنامه نگار برجسته اهل بریتانیا که از وی تا کنون کتاب ها و مقالات زیادی نیز درباره رابطه اسلام و غرب و همچنین مسائل غرب آسیا و جنگ اخیر غزه منتشر شده است، در مطلب جدیدی که وب سایت «میدل ایست آی» آن را منتشر کرده است به دروغ بزرگی که آمریکا درباره ایران می گوید می پردازد. به گفته وی در گفتمان آمریکا و اسرائیل، ایران بهعنوان کشوری یکدست و مطلقاً شرور به تصویر کشیده می شود که در تقابل کامل با تمدن قرار دارد. اما چنین تحلیل معیوبی توضیح میدهد چرا آمریکا و اسرائیل از زمان آغاز حمله خشونتبار خود در برابر ایران از نظر فکری، راهبردی و عملیاتی شکست خورده و غافلگیر شده اند. وی با مقایشه چهره های برجسته رهبری سیاسی ایران مثل آیت الله خامنه ای رهبر شهید کشورمان با دونالد ترامپ که به گفته پژوهشگران آمریکایی در طول عمرش حتی یک کتاب هم نخوانده و فردی نیمه بی سواد است نشان م دهد که فرضیه «ایران بربر» در مقابل «غرب متمدن» تا چه اندازه اشتباه است.
- دو مغالطه مفهومیِ ترامپ
دو مغالطه مفهومی در قلب حمله غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران قرار دارد. نخست، این تصور که ایران کشوری «بربر» است، در قرون وسطی گیر کرده و قادر به انطباق با دنیای مدرن نیست. چنانکه ترامپ وقتی از او پرسیده شد چرا هدف قرار دادن پلها و نیروگاههای ایران جنایت جنگی محسوب نمیشود، پاسخ داد: «آنها حیوان هستند».
دومین خطا به این باور مربوط است که ایالات متحده نماینده تمدن غرب است. در این مقاله، این پیشفرضهای اساسی را با بررسی دستاوردهای فکری و تواناییهای چهرههای برجسته در هر دو طرف، مورد ارزیابی انتقادی قرار میدهیم.نشان میدهیم که رهبری ایران بهمراتب ماهرتر، هوشمندتر، باسوادتر و برخوردارتر از دستاوردهای علمی و فکری نسبت به آمریکایِ ترامپ است.
بیایید با مقایسهای میان آیتالله علی خامنهای، رهبر پیشین ایران که در ساعات اولیه جنگ توسط ایالات متحده ترور شد، و رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، آغاز کنیم. آیت الله خامنهای یک مرجع تقلید بود؛ یعنی متخصصی در فقه اسلامی در مذهب شیعه دوازدهامامی. نزدیکترین معادل در بریتانیا شاید «وکیل ارشد سلطنتی» یا قاضی دادگاه عالی باشد. رهبر فقید همچنین زباندانی برجسته بود و نهتنها به فارسی، بلکه به عربی، آذری و ترکی نیز تسلط داشت و تا حدی هم انگلیسی میدانست. او علاقهمند به شعر فارسی بود، اما در عین حال بهطور گسترده آثار ادبیات غرب را نیز مطالعه کرده بود: «جین آستن»، «لئو تولستوی»، «دانته آلیگیری»، «جان اشتاینبک» و «هریت بیچر استو». در مصاحبهای که در سال ۲۰۰۴ با تلویزیون دولتی ایران انجام داد، گفت: «به نظر من، رمان بینوایان اثر ویکتور هوگو بهترین رمانی است که تاکنون نوشته شده است.» که قضاوت قابلتوجهی است.
- تضادی آشکار
تفاوت میان آیت الله خامنهای و فردی که دستور ترور او را صادر کرد، گویاست. تونی شوارتز، نویسنده همکار کتاب «ترامپ: هنر معامله»، حدس زده است که ترامپ در دوران بزرگسالیاش حتی یک کتاب هم نخوانده است. در کتاب «آتش و خشم: درونِ کاخ سفید ترامپ»، مایکل وولف، زندگینامهنویس ترامپ، نوشته است: «برخی [در دوران نخست ریاستجمهوری او] معتقد بودند که عملاً او چیزی بیش از یک فرد نیمهبیسواد نیست».
مقایسه میان دکتر «علی لاریجانی»، دبیر ترورشده شورای عالی امنیت ملی ایران، و نزدیکترین همتای آمریکایی او، وزیر جنگ «پیت هگست»، نیز بسیار قابلتوجه است. هگست در دانشگاه پرینستون، یکی از معتبرترین دانشگاهها، تحصیل کرده است؛ اما سوابق علمی او بههیچوجه با لاریجانی قابل مقایسه نیست. لاریجانی دکترای خود را درباره ریاضیات کانتی دریافت کرد و سپس سه کتاب درباره کانت نوشت. «گیدئون لِو»، روزنامهنگار اسرائیلی، درباره لاریجانی میگوید: «حتی در حالیکه دههها در دولت خدمت کرده، هرگز آنچه به نظر میرسد بزرگترین علاقهاش باشد ــ یعنی فلسفه ــ را کنار نگذاشته است».او همچنین لاریجانی را «اندیشمندی درخشان که بهطرزی کمنظیر زندگی تأملی را با زندگی عملی درهم میآمیزد ــ کاری که ساده نیست ــ توصیف میکند.» لاریجانی در نوشتههایش میکوشد با استفاده از قواعد فلسفه غرب از مبانی جهانبینی دینی خود دفاع کند و اغلب استدلالهایی مطرح میکند که واقعاً تأملبرانگیز هستند. مقایسه لاریجانی با «پیت هگست»، مجری سابق فاکسنیوز، فردی دائمالخمر و متعصب، صرفاً شرمآور است.
دکتر «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، دکترای خود را در حوزه اندیشه سیاسی از دانشگاه کِنت دریافت کرده است. رساله دکترای او به بررسی تقاطع دموکراسی لیبرالِ غربی و حکمرانی اسلامی میپردازد. از نظر فکری، او در سطحی بالاتر از همتای آمریکاییاش، وزیر امور خارجه «مارکو روبیو»، قرار دارد؛ کسی که تغییرات اقلیمیِ ناشی از فعالیتهای انسانی را انکار میکند.
اکنون به بررسی چهرههای مسئلهدار تیم رسانهای کاخ سفید یا بهاصطلاح ترامپیها میپردازیم: «کارولین لیویت»، «استیون میلر» و سناتور «لیندسی گراهام». نزدیکترین معادل ایرانی آنها «سید محمد مرندی» است. مرندی ــ که نویسنده این متن نزدیک به دو دهه است او را میشناسد ــ دکترای خود را درباره شاعر «لرد بایرون» از دانشگاه بیرمنگام دریافت کرده و اکنون در دانشگاه تهران ادبیات انگلیسی و مطالعات شرقشناسی تدریس میکند. برخلاف بسیاری از چهرههای سطحی که در کاخ سفید ترامپ به موفقیت رسیدهاند، پروفسور مرندی تجربه واقعی از زندگی دارد و در جنگ وحشتناک ایران و عراق به کشورش خدمت کرده و از دو حمله با سلاح شیمیایی جان سالم به در برده است. او بهطور مداوم تحلیلی بسیار منسجمتر و دقیقتر از روند احتمالی جنگ علیه ایران نسبت به سخنگویان ترامپ ارائه داده است.
- نظام آموزشی پیشرفته ایران
سطح بالای فکری رهبری سیاسی ایران بازتابی از نظام آموزشی این کشور است. استانداردهای آموزشی در دوران شاهِ مورد حمایت آمریکا بسیار پایین بود. از زمان انقلاب اسلامی، این وضعیت بهطور چشمگیری بهبود یافته است. برای نمونه، بر اساس آمار یونسکو، درصد فارغالتحصیلان زن در رشتههای STEM (علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات) در ایران از ایالات متحده بیشتر است.
انقلاب اسلامی در ایران به افزایش چشمگیر حضور زنان در آموزش عالی انجامید. پیش از انقلاب، بخش بزرگی از زنان و مردان ایرانی بیسواد بودند، اما امروز اکثریت قریب به اتفاق آنها توانایی خواندن و نوشتن دارند. بر اساس دادههای سرشماری ملی، در سال ۱۹۶۶ تنها ۱۷.۴۲ درصد از زنان ایرانی باسواد بودند و این رقم برای مردان ۳۹.۱۹ درصد بود. در سال ۱۹۷۶ این ارقام بهترتیب به ۳۵.۴۸ درصد برای زنان و ۴۷.۴۹ درصد برای مردان رسید.
در مقابل، در سال ۱۹۸۶ ــ پس از انقلاب ــ نرخ سواد زنان به ۵۲.۱ درصد افزایش یافت. دومین سرشماری پس از انقلاب در سال ۱۹۹۶ نشان داد که ۷۴.۲ درصد از زنان بالای شش سال باسواد هستند و این رقم برای مردان ۷۴.۷ درصد است.سرشماری سال ۲۰۰۶ نشان داد که ۸۰.۳ درصد از کل جمعیت زنان بالای شش سال باسواد هستند؛ رقم متناظر برای مردان ۸۸.۷ درصد بود. در سال ۲۰۲۲، یونسکو نرخ سواد زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله در ایران را ۹۹ درصد برآورد کرده است.
«نورمن فینکلشتاین» در سال ۲۰۱۴ در دانشگاه امام صادق ایران، اندیشههای جان استوارت میل را تدریس میکرد. او گفت: «تجربه تدریس بسیار رضایتبخشی بود… دانشپژوهان دینی قطعاً بسیار باهوش و بسیار جدی بودند.»
او افزود: «این فضا تا حدی شبیه جمهوری افلاطون بود؛ نوعی حاکمیت فیلسوف-شاهان نگهبان. حس میکردید این افراد ایدهها را بسیار جدی میگیرند و میتوان با آنها گفتوگویی عمیق داشت».
«نورمن فینکلشتاین» گفتوگویی با یکی از دانشجویان را نیز به یاد میآورد که تلفن همراه نداشت: «از او پرسیدم چرا تلفن همراه نداری؟ گفت: چرا باید داشته باشم؟ تنها کاری که میکند این است که تو را بهصورت افقی با اطرافیانت مرتبط میکند، در حالی که اگر کتاب بخوانی میتوانی ارتباطی مستقیم با خدا برقرار کنی. این برایم بسیار تأثیرگذار بود. کمتر میبینم جوانها چنین حرفهایی بزنند. واقعاً لحظهای خاص بود»..
- تحلیلی معیوب
البته در ایران نقضهای گسترده ای وجود دارد، اما این کشور آنگونه که ایالات متحده ترسیم میکند، پناهگاه عقبماندگی نیست. ترامپ ایران را «کشوری سرشار از ترور و نفرت» خوانده و گفته است: «شما درباره کشوری صحبت میکنید که ۴۷ سال است شرور بوده است»
وقتی از او درباره گزارشهایی مبنی بر بمباران یک تأسیسات آبشیرینکن در ایران توسط آمریکا پرسیده شد، پاسخ داد: «آنها [ایرانیها] از شرورترین انسانهایی هستند که تاکنون روی زمین بودهاند».
در گفتمان آمریکا و اسرائیل، ایران بهعنوان کشوری یکدست و مطلقاً شرور تصویر میشود که در تقابل کامل با تمدن قرار دارد. ما بر این باوریم که چنین تحلیل معیوبی توضیح میدهد چرا ایالات متحده و اسرائیل از زمان آغاز حمله خشونتبار خود در برابر ایران از نظر فکری، راهبردی و عملیاتی شکست خورده و غافلگیر شده اند.
[۱] . Peter Oborne






پاسخها