دکتر محسن لبخندق از اساتید و پژوهشگران حوزه سیاستگذاری فرهنگی و عضو هیئت علمی دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) است. در گفتوگوی پیشرو به بررسی ابعاد اجتماعی و فرهنگی شرایط جنگی و نسبت آن با سرمایه اجتماعی میپردازد.
س: با توجه به اینکه بسیاری از تحلیلگران معتقدند در جنگهای ترکیبی و شناختی، مدیریت افکار عمومی و روایتها به اندازه میدان نظامی اهمیت دارد، در چارچوب حکمرانی فرهنگی چگونه میتوان در دوره جنگ، روایت منسجم و اقناعکنندهای شکل داد که هم اعتماد اجتماعی حفظ شود و هم جامعه در برابر جنگ روانی و روایتهای متعارض دچار چندپارگی نشود؟
دکتر لبخندق: اجازه دهید پرسش شما را قدری تفصیل بدهم و نکاتی را در قالب چند محور عرض کنم. نخست باید توجه داشت که ما هنوز از فضای جنگ عبور نکردهایم و همچنان در متن تحولات جنگی قرار داریم. افق روشنی برای پایان این وضعیت نیز وجود ندارد. بنابراین بخش مهمی از تدابیری که باید اتخاذ شود، ناظر به همین دوره جنگ است. بدیهی است سیاستها و تدابیر این دوره با دوره پس از جنگ تفاوت دارد.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین محورهایی که برای حفظ سرمایه اجتماعی لازم است مورد توجه قرار گیرد، اهمیت دادن به افکار عمومی است. اکنون بیش از صدوسی شب است که مردم در صحنه حضور دارند، برانگیخته و حساس شدهاند و نسبت به بسیاری از مسائل کشور واکنش نشان میدهند. نظرسنجیها نیز نشان میدهد که مسئله جنگ همچنان در صدر دغدغههای مردم قرار دارد و نگاه بخش قابل توجهی از جامعه با خوانش انقلابی نسبت به این موضوع همسو است.
اگر در این شرایط به اقناع افکار عمومی توجه نشود و مردم در برابر جنگ روانی دشمن بیدفاع رها شوند، این سرمایه اجتماعی به سرعت فرسوده خواهد شد. یکی از ضعفهایی که اکنون مشاهده میشود، نبود یک سامانه رسانهای فعال، گرم و منسجم برای تبیین و توضیح مسائل برای افکار عمومی است. در جبهه مقابل، بازیگران اصلی بهصورت مستقیم و هماهنگ در حال مدیریت افکار عمومی هستند، اما در داخل کشور گاه پیامها متناقض است و فضای ابهام و اخبار غیررسمی افزایش مییابد. چنین وضعیتی میتواند به اعتماد عمومی آسیب بزند.
بنابراین شفافیت، ارتباط مؤثر با جامعه و ایجاد سازوکارهای اقناع رسانهای باید هم در دوره جنگ و هم در دوره پس از آن مورد توجه جدی قرار گیرد؛ زیرا اعتماد عمومی مهمترین رکن سرمایه اجتماعی است و هرگونه احساس پنهانکاری یا دوگانگی در پیامها میتواند آن را تضعیف کند.
از سوی دیگر، مسئله معیشت مردم و توجه به زندگی روزمره جامعه نیز بسیار تعیینکننده است. مردم باید احساس کنند که نظام نسبت به مسائل اقتصادی و عدالت اجتماعی حساسیت دارد و سیاستهای اقتصادی در راستای حمایت از طبقات مختلف جامعه تنظیم میشود. فشارهای اقتصادی شدید میتواند بخشی از حمایت اجتماعی را کاهش دهد و شکافهای اجتماعی را تشدید کند.
موضوع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، ضرورت بازنگری در برخی سازوکارهای حکمرانی است. جامعه امروز از تکرار چهرهها و الگوهای مدیریتی فرسوده خسته شده است و نیاز به گردش نخبگان، استفاده از نیروهای کارآمد و بازسازی برخی ساختارهای حکمرانی احساس میشود. همچنین نهادهایی که نقش نمایندگی مردم را دارند، از جمله مجلس، باید تقویت شوند تا امکان انتقال مطالبات اجتماعی در چارچوبهای رسمی افزایش یابد.
در کنار این مسائل، نباید از اهمیت فضای مجازی غافل شد. فضای مجازی صرفاً یک رسانه نیست بلکه به یک جهان اجتماعی جدید تبدیل شده است. بسیاری از تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه در این فضا شکل میگیرد. متأسفانه در سالهای اخیر نوعی رهاشدگی و سردرگمی در مواجهه با این فضا مشاهده میشود. اگر حکمرانی مؤثر و هوشمندانهای در این حوزه شکل نگیرد، جامعه در برابر موجهای گسترده اطلاعاتی و جنگ روانی آسیبپذیر خواهد بود.
س:. با توجه به اینکه در سخنان خود به ضرورت تغییر برخی رویههای حکمرانی و توجه به معیشت و عدالت اجتماعی اشاره کردید، از منظر سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی چه اقداماتی میتواند دستاوردهای جنگ رمضان را به سرمایهای پایدار برای تقویت اعتماد اجتماعی، هویت ملی و مشارکت عمومی تبدیل کند؟
دکتر لبخندق: تجربه تاریخی نشان میدهد که در بسیاری از مقاطع مهم تاریخ معاصر، مردم نقش تعیینکنندهای در پیروزیها داشتهاند اما در ادامه مسیر، دستاوردهای آن تلاشها گاه بهدرستی مدیریت نشده است. بنابراین لازم است از تجربههای تاریخی درس گرفته شود.
یکی از مهمترین اقدامات، تقویت نهادهای اجتماعی و سیاسی است که نمایندگی مطالبات مردم را بر عهده دارند. اگر مردم احساس کنند که صدای آنان در ساختار حکمرانی شنیده میشود، اعتماد عمومی تقویت خواهد شد. همچنین سیاستهای اقتصادی و اجتماعی باید به گونهای تنظیم شود که احساس عدالت و همبستگی اجتماعی تقویت گردد.
از سوی دیگر، نخبگان علمی و رسانهای نیز نقش مهمی در این فرآیند دارند. آنها میتوانند با تبیین دقیق مسائل، آگاهی عمومی را افزایش دهند و از شکلگیری روایتهای نادرست جلوگیری کنند. اگر این آگاهی اجتماعی به یک مطالبه عمومی تبدیل شود، میتواند در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی مسیر تصمیمگیریها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
س: با توجه به احتمال شکلگیری روایتهای رقیب درباره دستاوردهای جنگ و همچنین نقش تعیینکننده فضای مجازی در شکلدهی افکار عمومی، چه راهبردهایی میتواند به تثبیت روایت ملی، افزایش سواد رسانهای جامعه و جلوگیری از مصادره دستاوردهای جنگ توسط جریانهای مختلف کمک کند؟
دکتر لبخندق: تجربه نشان میدهد که در بسیاری از رویدادهای تاریخی، پس از پایان بحران اصلی، رقابت بر سر تفسیر و روایت آن رویداد آغاز میشود. این مسئله در مورد جنگها نیز کاملاً طبیعی است. بنابراین لازم است از هماکنون برای مدیریت روایتها برنامهریزی شود.
یکی از مهمترین ابزارها در این زمینه، تقویت توان رسانهای کشور و ایجاد آرایش رسانهای مؤثر در فضای مجازی است. همچنین باید تلاش شود روایتهای ملی به زبان قابل فهم برای عموم جامعه و بهویژه نسلهای جوان بیان شود.
از سوی دیگر، حضور فعال نخبگان و کنشگران فرهنگی در فضای عمومی میتواند مانع از شکلگیری روایتهای تحریفشده شود. اگر جامعه از نظر آگاهی و سواد رسانهای تقویت شود، امکان سوءاستفاده از فضای رسانهای نیز کاهش مییابد.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد این است که تجربه جنگ بهگونهای روایت شود که نهتنها حافظه تاریخی جامعه را تقویت کند، بلکه بتواند به تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی، همبستگی ملی و آمادگی جامعه برای مواجهه با بحرانهای آینده نیز کمک کند.






پاسخها