دستکاری تاریخ از پنجره رسانه

دستکاری تاریخ از پنجره رسانه

گاهی تصور می‌شود چون حوادث تاریخی پدیده‌هایی ثابت و تغییرناپذیرند، فهم مورخان از آن حوادث نیز دست‌نخورده خواهد ماند. اما در دهه‌های اخیر فیلسوفان تاریخ این تصور عمومی را مورد تردید قرار داده‌اند و فهم تاریخ‌پژوهان از حوادث تاریخی را بسته به هر زمان و مکان، در تغییر و تحول دائمی دانسته‌اند. فراتر از تاریخ‌پژوهان متخصص، همین حکم در باب حافظه تاریخی یک ملت یا جامعه نیز صادق است؛ حافظه تاریخی مردمان نه یک امر ثابت بلکه قابل تغییر است و بخشی از پیروزی در تصرف افکار عمومی، در گرو ایجاد تحول در حافظه تاریخی مردم است.

گاهی ممکن است شخصیت، رویداد یا جریانی که سال‌ها منفور حافظه تاریخی مردم بوده، پس از چندی محبوب دل‌های همان مردم یا بخش‌هایی از آنها شود.اما در دهه‌های اخیر، بیش از آن که کتاب و مطالعه بر حافظه تاریخی مردم اثر بگذارد، رسانه‌های نوین این نقش را آفریده‌اند و گاهی توانسته‌اند گنجشک را رنگ کرده جای قناری بفروشند.در دو دهه اخیر، شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی فارسی‌زبان به یکی از عرصه‌های مهم بازنمایی و بازخوانی تاریخ معاصر ایران تبدیل شده‌اند؛ و دوران سلطنت پهلوی جایگاهی ویژه در تولیدات این رسانه‌ها پیدا کرده است.

این بازنمایی‌ها که در قالب مستندها، سریال‌ها، برنامه‌های تحلیلی و گفت‌گوهای کارشناسی تاریخی پخش می‌شوند، در بستر منازعات هویتی امروز ایران شکل گرفته و خود به نیرویی تأثیرگذار در بازتولید این منازعات تبدیل شده‌اند.آنچه این بازنمایی رسانه‌ای را شایسته تأمل می‌سازد، نه فقط ارزش محتوا بلکه ظرفیت رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی در بازتعریف حافظه جمعی و شکل‌دهی به ادراک عمومی از تاریخ است؛ امری که پرسش‌های بنیادینی را درباره نسبت میان گذشته،گ و آینده هویت ایرانی از رهگذر رسانه مطرح می‌کند.«پهلوی سوم» نوشته دکتر حسن بشیر، از متخصصان ایرانی تحلیل گفتمان و کاظم مؤذن، به مطالعه موردی یکی از مستندهای تأثیرگذار می‌پردازد: مستند «انقلاب ۵۷» که در دهه گذشته از سوی شبکه ماهواره‌ای «من و تو» تولید و پخش شد و بینندگان فراوانی در داخل و خارج از ایران یافت.پرسش محوری کتاب این است که این مستند چگونه دوره سلطنت پهلوی دوم را تصویرسازی و بازنمایی کرده و فرایند تحقق انقلاب اسلامی را توصیف نموده است.

نویسندگان برای این مسئله، با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، مؤلفه‌های گفتمانی مستند را استخراج کرده‌اند. بنابراین نویسندگان اثر در پی توصیف تاریخی از سلطنت پهلوی و انقلاب اسلامی نیستند؛ بلکه در جست‌وجوی تصویر کلانی هستند که این مستند پرمخاطب از این دوره تاریخی ارائه می‌کند.طبق بررسی آنها، مستند انقلاب ۵۷ گزاره‌های خود را در قالب سه کلان‌موضوع به مخاطب ارائه کرده است: ۱. توصیف شرایط و وضعیت سلطنت پهلوی؛ ۲. توصیف اقدامات و افکار انقلابیون؛ ۳. ارائه تفسیر از علل و زمینه‌های انقلاب.

این مستند در راستای کلان‌موضوع نخست، یک تصویرسازی آرمانی از شخصیت شاه و اطرافیان وی ارائه نموده و بر دستاوردهای قابل ستایش او و ساختار سلطنت پهلوی تأکید می‌کند و از برخی اقدامات بحث‌برانگیز شاه مانند سرکوب مخالفان، تأسیس ساواک و برقرای کاپیتولاسیون دفاع می‌نماید. در کلان‌موضوع دوم، تخریب ویژه و گسترده جایگاه و افکار امام خمینی و تخریب عمومی گروه‌های انقلابی و بدنه مردمی آن را هدف خویش قرار داده است: آیت‌الله خمینی را مرتجع، خشونت‌طلب و ریاکار معرفی می‌کند و گروه‌های انقلابی را قدرت‌طلب، مخرّب و بی‌توجه به «ایران» می‌داند.

در کلان‌موضوع سوم نیز غالباً بر محورهای اقتصادی تأکید نموده و رشد طبقه متوسط شهری، شکاف طبقاتی و به‌خطر افتادن منافع مالی قشر مذهبی را از عوامل و علل انقلاب اسلامی قلمداد کرده است.مباحث کتاب بر محور توصیف این محورهای گفتمانی می‌چرخد که تفصیل آن را در خود کتاب باید خواند. مطالعه این اثر در شرایط کنونی، شاید بیش از هر زمان دیگری برای ما معنادار باشد؛ گویا نتایج عملیاتی این بازنمایی‌های طولانی‌مدت رسانه‌ای را روبه‌روی خود می‌بینیم. گروهی از ایرانیان فراتر از علایق نوستالژیک گذشته‌گرا، به شکلی فعال از «بازگشت پهلوی» سخن می‌گویند، آینده را در آینه پهلوی می‌بینند! احتمالاً با مطالعه این اثر بهتر متوجه شویم برنامه‌ها و مستندهای رسانه‌ای، چه تغییرات شگرفی در اذهان و سپس در کنش سیاسی مردمان رقم می‌زنند… .

برای تهیه کتاب پهلوی سوم: آنچه ماهواره‌ها از پهلوی ترسیم کرده‌اند اینجا را ببینید.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *