امام و امت: راهکارهایی برای ترمیم اجتماعی

امام و امت: راهکارهایی برای ترمیم اجتماعی

اشاره: این روزها که رهبری جدید برای انقلاب اسلامی ایران انتخاب و معرفی شده‌اند، فرصتی است برای تألیف قلب‌ها و ترمیم جامعه اسلامی. از آنجا که خیرخواهی دوسویه امام و امت، یکی از ابعاد مهم الهیات سیاسی شیعه است، نکاتی با برداشت‌هایی از نهج‌البلاغه، تقدیم می‌شود.

***

الفت؛ دستورکار رهبری

امام علیعلیه‌السلام در نامه‌ی ۷۸ نهج‌البلاغه در پاسخ به نامه‌ی ابوموسی اشعری درباره‌ی «حکمیت» می‌نگارند: «و لَیسَ رجلٌ فاعلم أحرص علی جماعه أمة محمد صلی الله علیه وآله و ألفتها منّی أبتغی بذلک حسن الثواب و کرم المآب؛ یعنی: بدان که هیچ‌کس حریص‌تر از من به گرد آمدن امت محمد و همدلی آنان نیست و در این کار پاداش نیک و فرجام نیکو را خواهانم.» (ترجمه حسین استادولی)

این سرمشقی برای رهبران امت اسلامی در تمام تاریخ است. بنابراین، بر «منتخب خبرگان» است که به امیرمؤمنانعلیه‌السلام تأسی کند و بیش از هر کس برای «تألیف» مردم بکوشد؛ اما این مهم تنها با سفارش به وحدت و انسجام ممکن نیست؛ بلکه باید «اقدام عملی» شود. شاید در این شرایط «وعده ناصحانه و صادقانه» (با ضمانت معتبر) برای اصلاحات بنیادین در کشور که سال‌ها فریاد زده شده و خواسته شده، بتواند دل برخی از مخالفان را هم به دست آورد و آنها را نیز برای «دفاع» و «جهاد» هم‌راه کند و استوار سازد.

اگر در خطبه‌ی نام‌ور «قاصعه» در نهج‌البلاغه نیک بنگریم و بیاندیشیم، به توصیه‌های خاص از امام علی برمی‌خوریم: «در چه‌گونه بودن‌شان ژرف بیندیشید. آن‌گاه که جمع‌ها متحد، گرایش‌ها هماهنگ، دست‌ها درهم، شمشیرها به یارمندی، بینش‌ها تیز و تصمیم‌ها یگانه بود. آیا واقعیت جز این بود که در آن شرایط بر سراسر زمین سروری داشتند و بر همه‌ی جهانیان به حق مسلط بودند؟ اینک به سرنوشت و پایان کار ایشان ژرف بنگرید به هنگامی که پراکندگی فراز آمد و رشته‌های هم‌بستگی فرو گسست و شعارها و باورها دوگانه شد، اختلاف شاخه شاخه‌شان کرد و گروهاگروه در هم آویختند. خداوند تن‌پوش کرامت و بزرگواری را از تن‌شان بیرون آورد و نعمت‌های فراوانش را از آنان بازگرفت و تنها قصه‌ها و خبرهاشان شما را ماند تا عبرت‌آموزان شما را پندی باشد.» (ترجمه معادیخواه)

 

نرم‌خویی؛ سیره رهبران

امیرمؤمنانعلیه‌السلام در خطبه‌ای از نهج‌البلاغه که برانگیختن به هم‌بستگی نام گرفته، به دنبال سخن از پیروی و مهربانی، می‌فرمایند: «و لاتکونوا کجفاة الجاهلیة». «جفاة» در اینجا جمع «جافی» به معنای «تند/ بد/ درشت‌خو» است و مصدر «جفاء» ـ در برابر «اُنس و رِفق» ـ به معنای «درشتی در هم‌زیستی و بدرفتاری در دادوستد» است.

ترجمه سخن حضرت آن است که «مانند مردمان خشن دوران جاهلیت نباشید» (استادولی). این یعنی «جفاء» از ویژگی‌های «جاهلیت» است و بی‌گمان، «جامعه تألیفی» که زمینه‌ساز «آبادانی و پیش‌رفت» و نیز «پیروزی بر چالش‌ها و دشمنان» است، در گروی «رفق‌ومدارا» است؛ چنان‌که رفق و مدارا هر دو، از جُنود عقل‌اند. (نک به شرح حدیث جنود عقل و جهل، امام خمینی)

امام علیعلیه‌السلام در خطبه‌ی مشهور به «همام» در وصف «پارسایان»، چندبار «لین» یعنی نرم‌خویی را از ویژگی‌ها و نشانه‌های متقین برشمرده‌اند:

  1. … و حَزماً فی لین؛ نرم‌خوی هشیار است.
  2. … لَیِّناً قَولُه؛ گفتار او نرم است و هموار.
  3. و دُنوّه ممن دنا منه لین و رحمة؛ به هر که نزدیک شود، از روی نرمی است و آمرزگاری. (ترجمه سیدجعفر شهیدی)

به این ترتیب، حضرت جایگاه بی‌مانند این ویژگی را در «پرهیزگاری» می‌نمایاند؛ چنان‌که اگر نباشد، «تألیف» شدنی نیست؛ ازاین‌رو در آیه‌ی ۱۵۹ سوره‌ی آل عمران، خدای کریم در موضوع رفتار پیامبر خداصلوات‌الله‌علیه‌وآله با آنان که در جنگ «اُحُد» نافرمانی کردند و زمینه‌ساز شکست سپاه اسلام شدند، چنین آمده است: «فَبِما رحمةٍ من الله لنتَ لهم و لو کنتَ فظاً غلیظَ القلب لانفضوا من حَولِک؛ یعنی: پس به برکت رحمتی از جانب خداوند با آنها (با امت خود) نرمخو شدی و اگر بدخلق و سنگدل بودی حتما از دورت پراکنده می‌شدند.» (ترجمه مشکینی)

 

معیاری برای صداقت شیعیان

اکنون، در دل این روزگار جنگ جای آن است که چونان امیرمؤمنانعلیه‌السلام در آغاز حکومت‌شان گفته شود: «و ما علیّ إلّا الجهد ولو أشاء أن أقول لَقلتُ عفا الله عَمّا سلف؛ یعنی: من نیز در این زمینه وظیفه‌ای جز نهایت تلاش و کوشش ندارم و اگر بخواهم (از انحرافات سابق) چیزی بگویم، توانم گفت: خداوند از گذشته‌ها درگذرد.» (استادولی)

بنابراین، شایسته است که همه‌ی ایرانیان برای «دفاع» از ایران نرم‌خویانه و مهربانانه یکدیگر را فراخوانند. اما آن گروه‌های «مسلمان»ی که درست یا نادرست چونان شاخه‌ای در تشیع پدیدار شده‌اند و در ایران می‌زیند ـ مانند انجمن حجتیه، شیرازی‌ها و … ـ هم باید به یاد آورند که امام علیعلیه‌السلام در کلامی از نهج‌البلاغه به ابن عباس می‌فرمایند: «و الله لَقد دفعتُ عنه حتی خشیت أن أکونَ آثماً؛ یعنی: به خدا سوگند به‌اندازه‌ای از او [عثمان] دفاع کردم که می‌ترسم گنهکار شده باشم.» (استادولی)

بنابراین، به فرض که تردیدی در حقانیت سیاسی جمهوری اسلامی دارند، در صورت صداقت در ایمان شیعی خودشان، باید به تأسی از امیرمومنانعلیه‌السلام کشور و رهبر را با همه‌ی توان یاری و حکومت را برای دفع دشمنان دین و ملت و غلبه بر آنان هم‌راهی کنند.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *