تحلیل راهبردی، فراتر از اخبار و اطلاعات روزانه، خرد و متکثر است؛ تحلیل راهبردی به بررسی روندها، استراتژیها و میزان تحقق اهداف طرفین درگیری میپردازد. حاصل این تحلیل، شکلگیری یک نقشهی کلان و منسجم است؛ نقشهای که قدرت پیشبینی را بالا میبرد.آمریکاییها اکنون فاقد یک طرح کلان و استراتژی جنگی مؤثر هستند؛ در حقیقت، طرح کلان آنها عملاً شکست خورده است.در جنگ دوازدهروزه، برنامه این بود که با حذف فرماندهی نظامی و انتظامی، زمینه برای شورش داخلی فراهم شود و در نتیجه، نظام دچار فروپاشی گردد.
اما این طرح شکست خورد و آنان دست از پا درازتر بازگشتند و تصور کردند که عامل اصلی شکستشان، حضور فعال، الهامبخش و مقتدر رهبری بوده است. بر همین اساس، این بار تصمیم به حذف رهبری گرفتند تا شاید به نتیجهی مطلوب خود برسند؛ اما بار دیگر غافلگیر شدند.حذف رهبری نه تنها گسست و فروپاشی روانی ایجاد نکرد، بلکه برعکس شد؛ این اقدام، منجر به هوشیاری و بیداری عمومی و ملی شد و شرایط را برای آمریکاییها بدتر از قبل کرد.نه تنها ایران ضعیف نشد، بلکه این اقدام نابخردانه به زمینهای برای خروش قدرتمند و خیرهکنندهی ایران تبدیل شد.
همزمان، پایگاهها، زیرساختها و منافع آمریکاییها در ۹ پهنهی سرزمینی زیر ضرب موشکها، پهپادها و انفجارها قرار گرفت.آمریکا اکنون در موقعیت ارّه قرار گرفته است؛ و همین امر موجب شده است رفتارهای متناقض و آشفته از خود بروز میدهد؛ یک روز از جنگ زمینی سخن میگوید و روز دیگر عقبنشینی میکند؛ از اسکورت تنگه حرف میزند و سپس پشیمان میشود؛ بحث ورود تجزیهطلبان را مطرح میکند و بعد آن را انکار میکند؛ دست به دامان دلقک اوکراینی میشود و در نهایت، نقاشی بیابانهای ایران را موشک باران میکند.
او دیوانه نشده است؛ طرحش شکست خورده و در میانهی کار گرفتار شده است.در مقابل، ما با دریافت سکینهای الهامبخش از سوی پروردگار عالم، با تکیه بر عقلانیت، تدبیر و طراحی راهبردی، در حال تخریب بنیادین ساختهها و بافتههای هفتادسالهی آمریکاییها در منطقه و جهان هستیم؛ ساختههای او در منطقه و بافتههای او در جهان.این عقلانیت، آرامش و طراحی هوشمندانه از کجا بر فرزندان این ملت سرازیر شده است؟اگر بخواهیم تحلیل راهبردی صحنهی نبرد را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت این صحنه، رویارویی و تقابل «اقدامات هیجانی، شتابزده، نمایشی و بیمنطق یک قمارباز» با «طرح راهبردی، بلندمدت، هدفمند، کاملا عاقلانه و دور از هیجان جمهوری اسلامی ایران» است.از همین رو، زمان به نفع ماست، تحولات به نفع ماست و به امید خدا ما، از این معادله نهایت بهره را خواهیم برد.لا حول و لا قوة الا بالله.






پاسخها