آدابدانی
برپایه آموزههای اسلامی هر کاری «آداب»ی دارد که دستکم برای «کمال» آن باید رعایت شود. در میراث اسلامی ـ ایرانی «ادب» کلیدواژهای پربسامد و والا است؛ چنانکه برخی آن را برابرنهاد خوبی برای «پایدیا»ی یونانی دانستهاند و دیگران واژه فارسی «فرهنگ» را هممعنای آن شمردهاند. هرچند تعریف ادب پیچیده و دشوارست، بعضی آن را «ظرافت فعل» گفتهاند.
انتظامبخشی
در این روزها که ایران ستمستیز سربهدار دچار یورش دشمنان ددمنش بدسگال است که آرزوی «تفرقه» مردمانش را دارند، بسیاری از مردم مسئولانه و مجاهدانه برای تأمین «امنیت» و پیشگیری از «اغتشاش» دست بهکار شدهاند؛ چنانکه شبهنگام و گاه تا پاسی از شب در خیابانها «عزاداری حماسی» میکنند؛ اما این نیز آدابی دارد که رعایتش «تألیف قلوب» را به ارمغان میآورد. مثلاً هرچه «انتظام / انضباط» این گردهمآییها و راهپیماییها بهتر باشد، «تأثیر»ش بیشتر است و دراینمیان باید از «آزار» دیگران (مثلاً با آلودگی صوتی و راهبندان) بپرهیزند که آدابمندانه نیست و حتا زمینهساز «جداشدگی» (تنفیر دربرابر تألیف) است.
عافیتخواهی
شاید در این تجمعات مردمی سر دادن اذکار «مجَرَّب» نافذتر و همخوانی ادعیه «مأثور» نافعتر باشد؛ برای نمونه، دعای ۲۳ام صحیفه سجادیه دعای «عافیت» است (إذا سئل العافیة و شکرها). بزرگان عافیت را همان «عاقبتبهخیری» دانستهاند (ریاض السالکین). همه گزارههای دعای ۲۳ صحیفه طلب عافیت است؛ چنانکه در پایان میفرماید:
«خدایا! بر محمد و آل او درود فرست و هر که قصد دارد با من بدی کند او را منصرف ساز و نیرنگش را از من بران و شرش را از من دور گردان و مکر او را گریبانگیر خودش ساز و سدی در برابرش قرار ده تا دیدهاش را از دیدن من کور و گوشش را از شنیدن یاد من کر سازی و دلش را هنگام یاد من قفل زنی و زبانش را از سخن درباره من لال سازی و سرش را به گرز ذلت بکوبی و گردنش را به خواری فرود آری و کبر و سرافرازیش را برهم زنی و مرا از همه زیان و بدی و طعنه و بدگویی و عیبجویی و حسد و دشمنی و بندها و دامها و افراد پیاده و سوارهاش ایمن سازی که همانا تو شکستناپذیری و توانایی.» (ترجمه حسین استادولی)
عفتورزی
۱. سدافسوس، شاهکلیدواژه «عفت» در فارسی امروز و فرهنگ کنونی ایرانی بسیار فروکاسته شده و تقلیل یافته است؛ چنانکه فقط درباره «شهوت جنسی» بهکار میرود؛ اما این واژه در اصل عربی و نیز در کاربرد کتاب (قرآن) و سنت (روایات) و همچنین در میراث «حکمت عملی» جهان اسلام معنایی «عام» دارد؛ چنانکه قرآن در آیه ۲۷۳ بقره میفرماید: «للفُقراء الذین أُحصِروا فی سبیل الله لایَستطیعون ضَرباً فی الأرض یحسبهم الجاهلُ أغنیاءَ من التعفّف»؛ یعنی [این صدقات] از آن بینوایانی است که در راه خدا به تنگنا درافتادهاند [و] نمیتوانند در زمین [برای کسب و کار] به سفر روند. از [شدت] خویشتنداری، [شخص] ناآگاه بینیازشان میپندارد.
درحقیقت، قرآن نیازمندی را که به تعبیر عامیانه و ضربالمثلی «با سیلی صورتش را سرخ نگه میدارد»، دارای «عفاف» میداند (که سؤال و گدایی نمیکند). در علم اخلاق نیز عفت درکنار «حکمت»، «شجاعت» و «عدالت» از اجزای چهارگانه «فضیلت» است.
در یکی از «کلمات قصار» امام علی علیهالسلام در نهجالبلاغه آمده: «ما المجاهدُ الشهید فی سبیلِ الله بأعظم أجراً ممن قدر فَعفَّ لکاد العفیف أن یکون ملکاً»؛ یعنی مزد جهادگر کشته در راه خدا، بیشتر نیست از مرد پارسا که ـ سرکشی میتواند اما پارسایی میکند و چنان است که گویی پارسا فرشتهای است از فرشتهها.
۲. هرچند بسیاری از ایرانیان مسئولانه و مجاهدانه شبانگاهان در میدانها و خیابانهای شهرها برای تأمین «امنیت» و پشتیبانی از «رزمندگان» گرد میآیند و راه میپیمایند اما با قلوب و اذهان ایرانیان مخالف حکومت ج.ا. و ناراضی از آن که نسبت به این کشور «حق» ـ و البته تکلیف ـ دارند، چه باید کرد؟
إنشاءالله، این «عقبه» را نیز به خیر میگذرانیم؛ اما چه «تدبیر»ی برای این نارضاییها و مخالفتها داریم؟ آیا میتوان و میشود همهاش ناراضی مخالف را نادیده گرفت یا سرکوب کرد؟ این نارضاییها و مخالفتها را باید تدبیر نمود که دستکم افزوده نشود و گسترش نیابد که راهی جز «تناصح تألیفگر» ـ یا خیرخواهی دوسویه و نزدیککننده ـ ندارد.
۳. بسیاری از مردم ایران با یورش ستمگرانه طاغوت آمریکا و رژیم صهیونی به شهادت رسیده و میرسند؛ اما دیگر مردم باید «عفت» پیش گیرند که شأن و اجرشان کمتر از آن شهیدان نیست؛ ولی عفت در این روزها چیست؟
«عفت کلام» حتا دربرابر و درباره دشمنان خواسته امامان شیعه علیهمالسلام است؛ چنانکه امیرمؤمنان در خطبه ۲۰۶/۱۹۷ نهجالبلاغه به یاران خود که در میانه جنگ صفین به شامیان دشنام و ناسزا میگفتند، میفرمایند: «إنی أکره لکم أن تکُونوا سَبّابین»؛ یعنی من خوش ندارم که شما دشنامده و ناسزاگو باشید. سپس میفرمایند که بهجای دشنام و ناسزا دست به دعا بردارید و بگویید: «أللهم أحقِن دماءنا و دماءهم و أصلح ذات بیننا و بینهم و أهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحق من جهله و یرعوی عن الغی و العدوان من لَهِجَ به»؛ یعنی خداوندا از ریختن خونهای ما و آنان جلوگیری نما و میان ما و آنان صلح برقرار فرما (روابطمان را سامان ده) و آنان را از گمراهی به راه راست هدایت کن تا هر که حق را نمیشناسد به آن پی ببرد و هر که شیفته گمراهی و ستیزندگی است از آن دست بردارد.
همه ایرانیان باید ایرانیان را اینگونه دعا کنند و از خدای «مقلّبالقلوب» که «تألیف» دلها به دست اوست (فألّف بین قلوبِکم فأصبحتم بنعمته إخواناً)، سازش میان گروهها و دستههای گوناگون ایرانیان را بخواهند و برای تحقق این خواسته از هرچه که «مانع» است، بپرهیزند. مجاهدان این شبها که در میدانها گرد میآیند و در خیابانها پیاده یا سواره راه میپیمایند، باید «عفت» را سرلوحه خود سازند.






پاسخها