آب شدن یخ‌های جامعه

نکاتی درباره بخش کمتر دیده شده پیام رهبر انقلاب
آب شدن یخ‌های جامعه

در تمامی پیام‌های رهبر سوم انقلاب اسلامی، یک خط ثابت تحلیلی ـ تبیینی وجود داشته که نشان از اهتمام ویژه ایشان دارد: توجه به تمامیت جامعه با تمامی تفاوت‌های احتمالی ذیل معناهای همه‌شمول. در پیام اخیر نیز ایشان راهبرد امام شهید را «ایران هرچه قوی‌تر» معرفی می‌کنند و راه رسیدن به این نقطه را «وحدت» می‌دانند. سپس برای مسیر آینده و با استفاده از تجربه چهل روز گذشته، «شمّه‌ای» را معرفی می‌کنند که شامل چند مصداق است:

«قلوب مردم به هم نزدیک شد»

و «یخ‌های فیمابین اقشار مختلف با گرایش‌های متفاوت شروع به ذوب شدن کرد»

و «همگان زیر پرچم وطن جمع شدند».

تاکید بر گرایش‌های متفاوت در بین اقشار مختلف که قبلاٌ یخ‌های اجتماعی بین خود داشته‌اند اما حالا مراحلی از ذوب شدن این سردی آغاز شده، یعنی توجه به مسئله اجتماعی «جذب لایه میانی» که شاید از بخش‌های دیگر جامعه و نظام حکمرانی فاصله گرفته بودند. آنچه این سردی را به نقطه اشتراک می‌رساند، «بودن زیر پرچم» و مفهوم بزرگ «وطن» است. اما آنچه انجام شده نه غایت مسیر که بخشی از آن است چراکه «روز به روز به عدد این جمع و به کیفیت آن افزوده می‌شود»؛ یعنی فرایندی است که باید بیشتر و بیشتر شود.

نکته قابل توجه دیگر این است که رهبر انقلاب همانند امام شهید، دایره جذب را وسیع می‌گیرند و آنها که در این چهل شب به خیابان نیامدند را هم در زمره علاقه‌مندان به ایران معرفی می‌کنند؛ «بسیاری از کسانی که هنوز به این‌گونه حضور دست نیافته‌اند، قلباً همراه و هم‌سخن با جمعیت‌های حاضر در میادین هستند».

این اهتمام به جامعه ایرانی در کلیت آن و تاکید بر قرار دادن مفهوم «وطن» و «ایران قوی» در هسته اصلی آن، تصویری از آینده را به ما نشان می‌دهد. قاعده اساسی که در نظر امام شهید نیز وجود داشت و متاسفانه در جامعه فرصت بروز به اندازه لازم را پیدا نکرد. اما حالا این جنگ علیه تمدن ایرانی، شهادت امام امت، بروز واضح دشمنیِ دشمنی که برای بعضی‌ها «عمو» تلقی شده بود، نمایان شدن قدرت نهفته ایران ذیل حاکمیت جمهوری اسلامی، رهبری مردم در لحظه حساس نبودن رهبر و مصداق‌یابی مجدد جمهوریت نظام با حضور ممتد در خیابان‌ها، این فرصت را به وجود آورده است. دوره‌ای که می‌توان یخ‌های اجتماعی را به نفع ایران ذوب کرد و سردی مورد آرزوی دشمنان وطن را به گرمای محبت مومنانه تبدیل نمود. مهم این است که جامعه بتواند اختلافات خود را ذیل همین نظام و با قواعد کلی آن اما در نقطه اشتراک «ایران قوی» حل نماید.

تلاش دشمن دقیقاً خلاف این راهبرد بوده است تا با بدبینی دشمنانه در میان ایرانیان و ایجاد تنفری گسترده از اندیشه یکدیگر، روابط بین ملت را به سردی و پس از آن به نزاع بکشانند. کار به جایی رسیده که در ایام همین جنگ، مزدوران رسانه‌ای دشمن از رئیس خود خواسته‌اند مردمِ در خیابان را هم بمباران کند! آنان که جنگ را در قالب «راه نجات کشور» مشروعیت دادند و «مداخله خارجی» را ستایش کردند تا از مخالفان خود و حتی آنها که همراهشان نیستند، شر مطلق بسازند. تمام این مسیر برای تبدیل شدن ایران به کشوری ضعیف بود تا راه برای سرکوب تمدنی‌اش ممکن شود. نشانه این راهبرد هم آنجایی است که در لحظه تهدید زیرساخت، همین سربازان دشمن هورا می‌کشیدند.

حالا مسیری پیش‌روی ماست که باید بیشتر درباره آن گفت‌وگو کنیم. مسیری که باید با «نگاهی تمدنی» و «چشم دوختن به افق‌های دوردست» به مصادیقی واقعی و قابل دستیابی برای ایران عزیز تبدیل شود. جایی که هدفگذاری از آینده به فهمی مشترک تبدیل می‌شود و هسته اصلی آن «ایران هرچه قوی‌تر» است. دشمن برای این ایران که فهم مشترکی پشت آن است، مشخص‌تر و واضح‌تر از قبل خواهد بود. آنچه قرار بود رؤیایی از دخالت بیگانه برای ساخت آینده زیبای ایران باشد هم تبدیل به بادکنکی ترکیده شده که همه دیگر ترکیدنش را دیده‌اند. شاخص‌های لازم برای حرکت مهیا است. تصویر آینده، دشمنیِ دشمنان، ظرفیت‌های نهفته ملت، بروز جمهوریت نظام، تبلور توحید در آحاد ملت و قصد همگانی برای همکاری برای ایرانِ قوی حالا امکان یک «جهش» را ایجاد کرده که سابقاً به علل مختلف امکان بروز و ظهور نداشت. شاید این همان لحظه واقعی و قابل رؤیتِ نزدیکی به قله باشد که از رهگذر «نزدیکی قلوب مردم» ممکن شده است. همان لحظه موعود از زبان امام شهیدمان که حالا به صدق وعده‌هایش بیشتر از همیشه اعتقاد داریم. باید به راهبرد او و جانشین‌ش نیز ملتزم شویم و برای جذب همه جامعه و گرمای محبت ملی تلاش کنیم تا شاخص‌های بالا بیش از پیش تحقق یابد.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. سلام وقت بخیر.

    متاسفانه با حلواحلوا گفتن، دهانی شیرین نمی‌شه. یخ‌ها هم خود بخود آب نمی‌شوند. طبعا حکومت نمی‌تونه بر مواضع قبلیش ثابت قدم باشه ولی همزمان متوقع هم باشه که مردمان معترض و ناراضی، بیان جلو و اعلام وحدت بکنند. این حالت اگر منطقا شدنی باشه -که نیست- اصلا اسمش وحدت نیست. فلذا حکومت هم باید قدمی به سمت مردم معترض برداره.

    راستش حرف امیدوارکننده‌ای که حاصل از تغییر مواضع حکومت باشه، حتی اشاره خیلی کوچیکی به انعطاف، تاحالا از رهبری جدید نشنیده‌ام. هرچه گفته شده، تقدیس مسیر پیموده شده و تعظیم مپاضع رهبری شهید هست.
    شما اگر موردی سراغ دارید که ما رو امیدوار به تغییرات می‌کنه، بفرمایید مطلع شویم!

    با احترام