چگونه خون سیدالشهدا (ع) مرجعیت دینی را احیا کرد؟

بررسی پیامدهای تاریخی و اجتماعی نهضت عاشورا در گفت‌وگو با جواد سلیمانی امیری
چگونه خون سیدالشهدا (ع) مرجعیت دینی را احیا کرد؟

قیام عاشورا صرفاً یک رویداد تراژیک تاریخی نیست، بلکه بعثتی مجدد در برهه‌ای از زمان بود که روحیه ایمان و عمل صالح افول کرده و جامعه، باوجود حفظ ظواهر مکتب، در برابر تحریف دین و وارونه‌سازی احکام الهی بی‌تفاوت شده بود. در چنین شرایط بحرانی که حاکمیت جائر در پی حلال کردن حرام خداوند بود و خطر بازگشت به سنت‌های جاهلیت به‌شدت احساس می‌شد، نهضت سیدالشهدا (ع) بر مبنای ادای تکلیف الهی شکل گرفت. اما اساساً جامعه عصر اموی چه دگرگونی‌های هویتی و انحطاطی را از سر گذرانده بود که این بعثت دوم را گریزناپذیر می‌کرد؟ چرا امام حسین (ع) باوجود علم به نابرابری مطلق در محاسبات نظامی، مسیر جهاد شهادت‌طلبانه را برگزیدند؟ و در نهایت، این قیام چگونه توانست به بیداری تاریخی، احیای غیرت دینی و بازگشت مرجعیت علمی و فکری به اهل‌بیت (ع) منجر شود؟ برای واکاوی و بررسی دقیق ابعاد این مسئله، در ادامه با حجت‌الاسلام دکتر جواد سلیمانی امیری، تاریخ‌پژوه و عضو هیئت‌علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) به گفتگو نشسته‌ایم.

س: یکی از مسائلی که همواره پژوهشگران پیرامون قیام سیدالشهدا مطرح می‌کنند، تغییر بسترهای اجتماعی و اساساً تغییر زمانه در عهد ایشان است، گویی که در این دوران جامعه دستخوش تحولات مهمی شده بود که این قیام را ایجاب می‌کرد. نظر شما در خصوص این مسئله چیست؟ جامعه در زمان امامت سیدالشهدا (ع) چه تغییری را شاهد بود؟

سلیمانی: زمان سیدالشهدا (علیه‌السلام)، دورانی است که روحیه ایمان و تلاش برای عمل صالح و جهاد در جامعه افول کرد. اینجا اسلام در معرض خطر قرار گرفت. در چنین شرایطی، جامعه به بعثت جدیدی نیاز دارد. بعثت دوم توسط حسین بن علی (علیه‌السلام) آغاز شد. این بعثت این بار با بعثت رسول خدا تفاوت می‌کند. رسول خدا دعوت می‌کرد و آیات قرآن را می‌آورد. این اعجاز قرآن دل‌ها را تکان می‌داد. اما جامعه عصر امام حسین (علیه‌السلام)، قرآن را ماهی چند بار ختم می‌کنند و آیات قرآن را حفظ هستند. صبح روز عاشورا نیز با استناد به آیات قرآن، حسین بن علی (ع) را دعوت به جنگ می‌کنند و با حسین بن علی (ع) می‌جنگند. فلذا قرآن در این‌ها دیگر اثری ندارد. شخصیت‌های بزرگی نظیر سلمان، ابوذر، مقداد، حسین بن علی، امام حسن و امام علی نیز نتوانستند این جامعه را بیدار بکنند. این جامعه به بیدارگری از طریقی دیگر نیاز دارد.

این تدبیر را خود رسول خدا اندیشید. امام حسین (ع) در خطبه‌ای که در منزل بَیَضَه خواند، فرمود: أیهَا النّاسُ! إنَّ رَسولَ اللَّهِ صلی اللَّه علیه و آله قالَ: «مَن رَأی سُلطاناً جائِراً، مُستَحِلّاً لِحُرَم اللَّهِ، ناکثاً لِعَهدِ اللَّهِ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسولِ اللَّهِ، یعمَلُ فی عِبادِ اللَّهِ بِالإِثمِ وَالعُدوانِ، فَلَم یغَیر عَلَیهِ بِفِعلٍ ولا قَولٍ، کانَ حَقّاً عَلَی اللَّهِ أن یدخِلَهُ مُدخَلَهُ». به این معنا که هر مسلمانی با سلطان ستمگری مواجه شود که حرام خدا را حلال می‌کند و پیمان الهی را در هم می‌شکند و با سنت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) به مخالفت برخاسته و در میان بندگان خدا، راه گناه و دشمنی در پیش گرفته است، ولی او در مقابل چنین حاکمی، با عمل یا با گفتار، اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که این فرد (ساکت) را به جایگاه همان طغیانگر، (در آتش جهنم) داخل کند.

این جمله را امام حسین (ع) در مقابل حر فرمود. حر زمانی که پرسید چرا به این‌سو آمدی و چرا به جنگ آمدی، حضرت این خطبه را ایراد فرمودند. اگر یک سلطان جائری بخواهد حلال خدا را حرام کند، حرام خدا را حلال کند، با دین خدا بازی کند و اکثریت جامعه سکوت کنند یا همراهی کنند، دین در معرض خطر قرار می‌گیرد و نسل بعدی اصلاً نمی‌فهمد شراب حلال است یا حرام است، زنا حلال است یا حرام است.

در دوران جاهلیت ازدواجی وجود داشت به نام «ازدواج ذات أخدان»؛ ازدواج یک زن با چندین مرد که این رویه دوباره بازگردد و بشود ازدواج. این امر به معنای بازگشت به دوران جاهلیت است. یزید که خلیفه است، خودش شراب می‌خورد، خودش همین کارها را انجام می‌دهد و فساد اخلاقی دارد. همه چیز دارد وارونه می‌شود. رسماً بیان می‌کند: «لعبت هاشم بالملک فلا / خبر جاء ولا وحی نزل»؛ رسول خدا با ملک و پادشاهی بازی کرد و می‌خواهد پادشاه بشود، وحی در کار نبود و قیامتی در کار نبود. این تفکر در دل‌ها جای گرفته بود. این شعر ابن زبعری را خواند؛ ابن زبعری یکی از کفاری بود که در جنگ احد وقتی دید از مسلمانان کشته گرفته است، خوشحال شد و گفت: «لیت أشیاخی ببدر شهدوا / جزع الخزرج من وقع الأسل…» ای‌کاش دوستان ما که در جنگ بدر کشته شدند، اکنون حضور داشتند و می‌دیدند؛ من فرزند قبیله خندف نیستم اگر انتقام خودم را از فرزندان رسول خدا نگیرم. این‌ها جملاتی ازاین‌دست بود. اینجا دین در معرض خطر قرار گرفت. اینجا حسین بن علی می‌فرماید من هستم که امروز باید به این سفارش رسول خدا عمل کنم و اگر عمل نکنم، به فرموده رسول خدا، همان‌جایی که این سلطان جائر قرار دارد (در جهنم)، همان جایگاه برای حسین است. فلذا قیام می‌کند؛ بنابراین وقتی از تغییر شرایط زمانه سخن می‌گوییم، از وقوع چنین مسائلی باید سخن گفت.

س: در خصوص قیام امام حسین (ع) ما با دو نوع نگاه روبرو هستیم، یک نگاه معتقد است حضرت برای حکومت اقدام کرده بودند و وصول به این هدف نیز امری ممکن و معقول بود. برخی اما معتقدند باب این امر بر حضرت بسته بوده و از همین منظر ایشان نیت شهادت کرده بودند، نظر شما دراین‌خصوص چیست؟

 

سلیمانی: به نظر من قیام حسین بن علی (علیه‌السلام) عمل به تکلیف الهی است؛ ولو بلغ ما بلغ. «ولو بلغ ما بلغ» به چه معناست؟ در این قیام برای اولین‌بار حسین بن علی می‌گوید من باید به میدان جهاد و شهادت بروم. این گزارش‌هایی که می‌رسد مبنی بر اینکه لشکر سی هزار نفر هستند، هیچ ارزشی برای من ندارد. اینکه نزدیکان و یاران حضرت می‌آیند و می‌گویند یا حسین نرو، اگر بروی خودت کشته می‌شوی و زن و فرزندانت اسیر می‌شوند، ایشان همه این خیرخواهی هارا پس می‌زنند. کاملاً روشن است در محاسبات مادی، ۷۲ نفر نباید در برابر ۳۰ هزار نفر قرار بگیرند. هیچ کجا حسین بن علی نمی‌گوید کوفیان وفادارند و من پیروز می‌شوم؛ بلکه می‌فرماید من تکلیف دارم و به تکلیف خودم باید عمل کنم، هر اتفاقی که می‌خواهد رخ بدهد. فلذا در منزل «عذیب الهجانات» این جمله کلیدی را محکم می‌فرماید که امروز برای آزادی‌خواهان تاریخ درس شده است: «إنا لله وإنا إلیه راجعون… خیر ما أراد الله بنا…» (من نمی‌دانم چه می‌شود) اما ان‌شاءالله آنچه خدا برای من در نظر گرفته حق باشد؛ «قتلنا أم ظفرنا»، چه کشته بشوم و چه پیروز بشوم، هر دو برای من انجام تکلیف است و هر دو برای من راه پیروزی است. اسلام دوراه دارد؛ جهاد شهادت‌طلبانه. راه اول این است که موفق بشوی حکومت تشکیل بدهی و بر دشمن پیروز بشوی. راه دوم این است که در جهاد شهادت‌طلبانه خون بدهی تا خون تو جامعه را بیدار کند.

س: شما به نکته خوبی اشاره می‌کنید، برخی ممکن است این اشکال در ذهنشان خطور کند که آیا خون حسین بن علی (ع) جامعه را بیدار کرد؟ پس از ایشان که امویان تا سال ۱۳۲ هجری حکومت داشتند، تا اواسط قرن هفتم عباسیان بودند و بعداً مغول‌ها آمدند، چه پیروزی برای امام در پس این حادثه به وجود آمد؟

سلیمانی: حسین بن علی (علیه‌السلام) فرمود: «خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی»، ایشان سه اصلاح انجام دادند. اصلاح اول، اصلاح غیرت دینی جامعه بود. جامعه مرده‌ای را که دیگر به ندای فطرتش توجه نمی‌کرد، به‌قدری زنده کرد که این‌ها برای احیای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر به میدان جهاد می‌آمدند. ابتدا مردم مدینه آمدند، سپس مردم کوفه در قیام مختار و قیام توابین حضور یافتند. نهضت مطالبه‌گری حق در تاریخ با روش حسین بن علی جریان پیدا کرد. عبدالله بن حنظله غسیل الملائکه، فرزند شهید بود. پدرش در زمان رسول خدا از همسرش در شب زفاف جدا شد، به میدان جهاد رفت و شهید شد. گفتند ایشان غسل نکرده بود و رسول خدا فرمودند ملائکه او را غسل می‌دهند. این حنظله، پسرش، در زمان سیدالشهدا هرچه امام حسین (علیه‌السلام) در شهر مدینه می‌گفت یزید شراب‌خوار و فاسد است و نمی‌شود با او به‌عنوان جانشین رسول خدا بیعت کرد، در گوشش فرونمی‌رفت. اما زمانی که بعد از شهادت امام حسین (ع) به شام رفت و دید یزید شراب می‌خورد، زنبارگی می‌کند و میمون‌بازی می‌کند، وارد مدینه شد و مردم مدینه را به قیام دعوت کرد. چه تحولی در او رخ داد؟ این خبرهایی که حسین بن علی (ع) به او داده بود و خون ایشان، بعثتی در دل او ایجاد کرد و بعثت مجددی در تاریخ اسلام پدید آمد.

غروب روز عاشورا ابومخنف می‌گوید، آن کسانی که صبح عاشورا می‌گفتند حسین بن علی بیاید تا تو را به جهنم بفرستیم، این گروه به آن گروه می‌گفت تو حسین بن علی را بکش و آن گروه به این گروه می‌گفت تو او را بکش. می‌گفتند چرا می‌ترسید؟ می‌گفتند کسی که این شخصیت را بکشد، گناه بزرگی به گردنش می‌آید (عظیم الإثم). چرا؟ چون می‌گویند این شخصیت برای آرمان و هدفش یارانش را فدا کرد و عقب‌نشینی نکرد، فرزندانش رفتند و کوتاه نیامد، زنانش به اسارت می‌روند و کوتاه نمی‌آید؛ پس این شخصیت، شخصیت برحقی است. وقتی وارد کوفه می‌شوند و حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) می‌فرماید: «یا أهل الختل والخذل» (ای قوم پیمان‌شکن)، گریه می‌کنند و مجلس یزید به هم می‌ریزد. اگر پیروزی نظامی هم امام حسین (علیه‌السلام) پیدا می‌کرد و حکومت تشکیل می‌داد، اگر این جامعه اصلاح نمی‌شد، وضعیت حکومتش از حکومت امام علی بهتر نمی‌شد؛ جنگ با قاسطین، مارقین و ناکثین رخ می‌داد، می‌جنگیدند و حکومت امام حسین (علیه‌السلام) چند سال بعد از بین می‌رفت.

اما احیای قلب‌ها موجب این شد که اسلام در تاریخ بماند. تاریخ اهل حق را اقلیت‌های مؤمن به حق ساختند. نبینید که میلیاردها نفر معتقد به دین حق نیستند. همین اقلیت‌ها تاریخ را ساختند. اکنون نیمی از عالم را چه کسانی ساختند؟ آن ۳۱۳ نفری که در بدر بودند و آن ۹۰۰ و اندی نفری که در احد بودند، آن‌ها ساختند. نسبت به جمعیت عالم در آن زمان، این‌ها چقدر بودند؟ این ۷۲ نفری که کنار سیدالشهدا بودند، تاریخ پس از خود را ساختند و در دل‌های ملت‌های عظیم اثر گذاشتند.

اصلاح دوم، در زمان امام سجاد (علیه‌السلام) و اواخر عمر ایشان، امام باقر و امام صادق (علیه‌السلام) رخ داد؛ مردم مداوم مراجعه می‌کنند و می‌گویند اعتقادات دینی چیست و حرام و حلال خدا کدام است. پیش از آن نمی‌پرسیدند، اما اکنون می‌پرسند. چرا؟ به این دلیل که دل‌ها متوجه آن‌ها شد. سال ۱۰۲ هجری در زمان درگیری با یزید بن مهلب، مردم شعار می‌دادند و می‌گفتند بنی‌امیه روز عاشورا با کشتن حسین بن علی (ع)، سر دین را بریدند. امام حسین (ع) مظهر دین شد از منظر مردم. پس امام جامعه را بیدار کرد. مرجعیت دینی به‌سوی اهل‌بیت آمد و دین احیا شد. این دین تحریف‌شده زمان امام حسین (ع)، تبدیل شد به شیعه اثنی‌عشری. اساساً شیعه از زمان امام باقر و امام صادق (علیه‌السلام) فقه، کلام و تفسیرش شکل گرفت و این دستاورد به برکت همین خون بود.

اصلاح سوم، براندازی حکومت امویان بود. با چه شعاری؟ با شعار «الرضا من آل محمد» بود. مردم شعار می‌دادند که ما حکومت را می‌خواهیم بگیریم تا به آل محمد (ص) بدهیم. پس خون امام حسین (ع)، براندازی حکومت امویان را نیز رقم زد. اثر ماندگارش در تاریخ این شد که جریان شیعه پدید آمد و باقی ماند؛ به‌طوری که تشکیلات خلافت در اواخر دوران اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و زمان امام عسکری (علیه‌السلام)، از هیچ جریان سیاسی و دینی به‌اندازه شیعه نمی‌ترسید. زمان امام رضا (علیه‌السلام)، امام را به دارالإماره می‌آورند و می‌گویند باید کنار منِ خلیفه باشی. در زمان امام حسن عسکری (ع) می‌گفتند دو روز در هفته باید به دارالإماره بیایی؛ در سامرایی که خودش پادگان بود، دو روز باید حضور پیدا کنی و امضا بدهی که اینجا هستی. پس مشخص است که این مرد در جامعه تأثیرگذار است و از او هراس دارند.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *