تلقی مرسوم این است که بخش عمدهای از آثار و تألیفات مکتوب با گذر زمان، فرسوده و کهنه شده و در زمره آثار کلاسیکی قرار میگیرند که شاید نام آنها در پیشینه پژوهشهای آتی ذکر شود. با این حال، معدود آثاری باقی میمانند که بیرون از این قاعده قرار میگیرند؛ یعنی نه تنها غبار رزوگار، پژمردهشان نمیسازد بلکه نیاز ما به بازخوانی آنها را دوچندان میکند. برخی آثار دکتر سیدجعفر شهیدی، در همین دستة دوم قرار میگیرد.
نگارش بسیاری از آثار و تحقیقات تاریخی ایشان با تمرکز بر تاریخ اسلام، به دوره پس از انقلاب اسلامی باز میگردد. او این دسته آثار را از نخستین روزهای پس از انقلاب آغاز کرد و در سراسر دهه ۶۰ این فرایند را ادامه داد و به کرات به انتشار رساند. در همین راستاست که رسول جعفریان، از او به عنوان «مهمترین چهره ایرانی در حوزه تاریخ اسلام» یاد میکند.
کتاب «پس از ۵۰ سال؛ پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین» احتمالاً یکی از پرخوانندهترین آثار تاریخی ایشان است که نخستینبار در اواخر دهه ۱۳۵۰ خورشیدی منتشر و تاکنون دهها بار تجدید چاپ شده است. چون برغم گذشت نزدیک به پنج دهه از انتشارش، مطالعه آن همچنان تازگی دارد و برجستگی خود را در مطالعات مربوط به تحلیل قیام حسینی حفظ کرده است.
البته این کتاب مانند کتابهای صرفاً ترویجی و تعلیمی نیست که تنها در پی پاسخ به مسائل و دغدغههای اوایل انقلاب نگاشته شده باشد و شاید به همین دلیل است که هنوز رنگ کهنگی نگرفته و محتوای قابل استفادهای برای دورة کنونی دارد. نویسنده به طور مشخص مدعی است که میخواهد سخن بدیعی در اینباره به ارمغان بیاورد، گویی خلأیی در پژوهشهای پیشین حس کرده و میخواهد آن را پر کند. به همین خاطر تصریح میکند که در پی «نکات ناروشنی» است که در این رویداد وجود دارد و «باید تحلیل گردد». (ص ۲۱)
برخی محققان، تاریخ را دانش مطالعه توأمان تداوم و تحول در نظر میگیرند. به نظر میرسد دکتر شهیدی در اثر مذکور، بهطور مشخص پیش از توجه به مقوله «تداوم»، در جستوجوی یافتن عنصر «تحول» است: پرسش از اینکه مسلمانان از وفات پیامبر اکرم تا رویداد عاشورا، دقیقاً چه تحولاتی را به خود دیدند و پشت سر گذاشتند. او برای پاسخ به این پرسش، ناگزیر است دست به قیاس بزند: قیاس اجتماع مسلمانان در سال ۶۰ هجری با اجتماع مسلمانان در هنگامه وفات پیامبر. (ص ۲۰)
در نهایت مطالعات شهیدی، او را به مفهوم دیگری رهنمون میکند تا بتواند با تمسک به آن، تحول اجتماع مسلمانان را توضیح دهد: «سقوط»! او در جایجای کتاب خود از «سقوط اجتماع اسلامی» سخن میگوید و دوره اوج این سقوط را مقارن با آغاز خلافت اموی میداند. (ص ۷۸)
کتاب شهیدی، راوی سقوطی است که جامعه در پنج دهه از رحلت نبی تا رخداد عاشورا از سر گذراند؛ شهیدی با اشاره به حادثه عاشورا، اینگونه روایت میکند: «اگر آن اعتقاد پاک و آن ایمان صافی که در ربع قرن نخست در جامعه مسلمانان حکومت میکرد، همچنان استمرار مییافت … حریم حرمت اعتقاد عمومی چنان جریحهدار و زخمخورده نمیگشت». (ص ۶۸) مشخصه سقوط اجتماع در این روایت، تجدید سنتهای پیش از اسلام است و طی چند دهه، «عصبیتهای جاهلی از نو زنده گردید». (ص ۷۲) در این روند تدریجی، خودبرتربینی نژادی و اختلافات قبیلهای مجدداً سر برآورده بود: «در اجتماع این یک ربع قرن، تعصبهای دوره جاهلی با تمام مظاهر خود زنده شده و روح شریعت اسلامی به ضعف گراییده بود». (ص ۷۶)
شهیدی بهگونهای روایت را ادامه میدهد که در انتها، مخاطب در رویداد عاشورا، خود را با ثمره این روند طولانی مواجه میبیند؛ گویی بذر این سقوط و انحطاط ۵۰ ساله، در روز عاشورا به ثمر مینشیند و عیان میگردد. به همین خاطر است که شهیدی با اشاره به گفتارهای پسر سعد بن أبیوقاص در روز عاشورا مینویسد: «اجتماع نیمه دوم قرن اول هجری به درجهای از سقوط رسیده بود که چنین گفتارها و کردارها برای آنان نه تنها هیچگونه زشت نمینمود، بلکه تا حدی هم طبیعی به نظر میرسید. سران قوم یک چیز را میخواستند: ریاست». (ص ۱۶۴)
اما این کتاب ظرفیتی بیش از این چند نقل قول دارد و برای همین میتوان پس از پنجاه سال را بارها و بارها خواند و از وجوه گوناگون در آن تأمل کرد تا قریحة مورخانه، هنرنمایی قلم و دقت نظر انتقادی او را عمیقاً درک کنیم. «پس از ۵۰ سال؛ پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین» هنوز تأملات جالبتوجه و قابلتأملی برای عموم مردم و متخصصان عاشوراپژوهی دارد و به گمانم، همچنان مدتها زمان میخواهد تا از روی بینیازی، به پستوی کتابخانههای نمکشیده کوچ کند؛ شاید هرگز. سالهاست بازار نشر ایران از فقدان چنین کتابهای لطیف، دقیق و البته مؤثر در فکر عموم مردم رنج میبرد؛ فقدانی که تنها با بازخوانی و بازتوجه به اینگونه آثار، میتواند برطرف شود.






پاسخها