محرم خیابانی به مثابه عرصه عمومی شیعه
محرم در جامعه ایرانی همواره میتواند به عنوان دریچهای برای شناخت نقاط جوشش آن عمل کند. مناسک محرم را به نوعی میتوان عمیقترین کنش دینی و فرهنگی دانست که در باطن خود، دین، سیاست و هویت جامعه ایرانی را از خویش متأثر ساخته و برای درک این موضوع تنها کافی است نیمنگاهی به نقش این رخداد بزرگ در تحولات اثرگذار تاریخی بیندازیم.
آثار حضور محرم به نوعی در مهمترین اتفاقات تاریخ معاصر ایران خودنمایی میکند. از لحظه شروع نهضت در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا نقطه اوج آن یعنی زمستان ۱۳۵۷، همواره مناسک محرم نقش شتابدهنده جدی به حوادث مهم جامعه ایرانی داشته است. امسال نیز محرم در بزنگاهی تاریخی با حماسه خیابان درهم آمیخته و این مسئله خصوصاً با توجه به سیالیت مناسک در آیین تشیع، میتواند شکل و شمایل متفاوتی را به محرم امسال بدهد.
محرم خیابانی و مرکززدایی از سازمان سوگ
اکنون بیش از صد روز از حضور مردم در خیابان میگذرد، اتفاقات برآمده از جنگ رمضان، مسئله حضور در خیابان را به امری ضروری در میان جامعه ایرانی تبدیل کرده است. تقارن این ضرورت با مناسک محرم، نشان از «خیابانیتر شدن مناسک محرم» دارد. تا پیش از این، مناسک محرم در دو روز تاسوعا و عاشورا به نحو عمومی جنبه خیابانی پیدا میکرد، اما با توجه به تلاقی حماسه خیابان و مناسک محرم، احتمالاً شاهد آن خواهیم بود که عزاداری محرم بیش از آنکه در حسینیهها و مساجد برگزار شود، در میادین و خیابانها به پا خواهد شد. این تغییر در فرم عزاداری که از آن به «مرکززدایی از سازمان سوگ» و «محرم خیابانی» تعبیر میکنیم، تحولاتی را در این آیین محوری به وجود خواهد آورد.
مناسک محرم را در میان دیگر مناسک دینی، میتوان نوعی مناسک مشارکتی به حساب آورد که در آن نقش عاملیتهای فردی به صورت پررنگ وجود دارد. با این حال، ساختار مناسک رسمی نوعی سلسلهمراتب عمودی را اقتضا میکند، به گونهای که مشارکتکنندگان در نقش مستمع قرار گرفته و سخنران، مداح، بانی و طراحان از موقعیت برتر نهادی بهرهمند میشوند. خیابانی شدن مناسک محرم به نوعی این ساختار سلسلهمراتبی را مخدوش کرده و به عاملیتهای فردی اهمیت مضاعفی را میدهد. مقوله خیابانی شدن به تکثر، شکلگیری شبکههای همبستگی میان افراد و دور شدن از حالت رسمی کمک کرده و همین تغییر در فرم، میتواند به تولید سطوح متکثری از محتوا کمک کند. تغییر در این فرم به طور مشخص میتواند گستره بیشتری از افراد را به این مناسک خیابانی فراخوانده و با ارائه یک تجربه معنوی خیابانی و عمومی، قدرت نرم محرم را در قالب شبکه همبستگی افقی بازتولید کند. با این اثرات خیابانی شدن محرم را نمیتوان در همین سطح منحصر دانست.
خیابان به مثابه عرصه عمومی شیعی
«عرصه عمومی» را نخستینبار یورگن هابرماس در قالب یک اصطلاح تخصصی وارد فضای علوم انسانی کرد. این متفکر و جامعهشناس آلمانی، در صورتبندی مشهور خود از مفهوم عرصه عمومی، آن را حوزهای میان جامعه مدنی و قدرت حاکمیتی تعریف میکند. از نگاه او، این عرصه فضایی است که در آن شهروندان برابر، فارغ از فشارهای دیوانسالارانه، گرد هم میآیند تا از طریق «گفتوگوی عقلانی و انتقادی» پیرامون منافع جمعی بحث کرده و افکار عمومی را شکل دهند.»
در تجربه تاریخی غرب که هابرماس در آن سخن میگوید، این عرصه عمومی عمدتاً در کافهها، سالنهای اجتماعات و مطبوعات دوران بورژوازی متولد شد و ذاتاً ماهیتی سکولار، عرفی و متکی بر دیالوگهای سرد و محاسباتی داشت؛ مدلی که در آن «امر قدسی»، «عاطفه» و «مناسک» به حوزه خصوصی رانده شده و جایی در پیکرهبندی عرصه عمومی ندارند.
اما با توجه به این مسئله که مناسک در آیین تشیع دارای نوعی سیالیت و پویایی در فرم بوده، میتوان دریافت که جامعه ایرانی گونهای کاملاً متمایز و بومی از عرصه عمومی را خلق کرده است. اگر در غرب، کافه و کلوب روشنفکری بستر شکلگیری عرصه عمومی است، در ایران، این تلاقی «خیابان» و «مناسک محرم» است که میتواند عرصه را بسازد. در «عرصه عمومی شیعی»، سوژهها نه فقط با کلمات انتزاعی، بلکه با حضور میدانی، درهمآمیختگی بدنها، اشکها، پلاکاردها و شعارها دست به کنشگری میزنند.
با تلفیق حماسه خیابان در مناسک محرمی و شکلگیری نوعی محرم خیابانی و تبدیل شدن آن به عرصه عمومی، شاهد تلفیق نوعی «شور قدسی» و «شعور سیاسی» خواهیم بود. محرم خیابانی، فضایی است که در آن جامعه ایمانی، هویت سیاسی، مطالبات عدالتخواهانه و وفاداری مکتبی خود را صورتبندی کرده و به حاکمیت و جهان مخابره میکند. حضور در دستههای عزاداری کف خیابان، صرفاً یک سوگ منفعلانه برای واقعهای در گذشته نیست، بلکه یک دیالوگ زنده، انتقادی و جمعی برای تعیین مختصات آینده است.
امروزه، تلاقی حماسه خیابان و رویدادهای برآمده از جنگ رمضان با مناسک محرم، این عرصه عمومی شیعی را به نقطه اوج کارآمدی خود رسانده است. خیابانی که تا پیش از این محلی برای نمایش بازدارندگی و انسجام ملی بود، اکنون با کتیبهها و پرچمهای حسینی، عمق و امتدادی الهیاتی مییابد. در این ساختار افقی و شبکهای که خطکشیهای رسمی و طبقاتی در آن رنگ باختهاند، خیابان کارکردی نظیر عرصه عمومی با مختصات بومی جامعه ایران را پیدا میکند که در آن افکار عمومی ایرانی شکل میگیرد و ابراز میشود.
در این عرصه تکتک شهروندان عزادار با تکیه بر عاملیتهای فردی خود، به تولید محتوا و بازتولید قدرت نرم جامعه شیعی میپردازند. این عرصه عمومی بومی نشان میدهد که در اندیشه انقلاب اسلامی، عمیقترین سطح مشارکت سیاسی و شکلگیری افکار عمومی، نه در تقلید از مدلهای غربی، بلکه در دل مناسک زنده قدسی و در کف خیابانهای شهر رقم میخورد.






پاسخها