انسان اروپایی آزادی را در ساحت روح و اندیشه جستوجو میکند و به فلسفه استعلایی خود پناه میبرد. در مقابل، آمریکایی آزادیِ عمل را در فضایی بیکران تجربه میکند: زیستی بیتکلف و رها از نزاکتهای بورژوایی اروپا.اگر آزادی اروپایی محصول تراکم تاریخ و محدودیت فضاست، آزادی آمریکایی از نوعی بدویت فضایی سرچشمه میگیرد؛ آزادیای که پیش از آنکه اندیشیده شود، تجربه میشود.
از همین منظر است که بودریار آمریکا را «آرمانشهر تحققیافته» قرن هجدهم مینامد! اما این تحقق خود حامل تناقضی بنیادین است: خیر و شر، قانون اساسی و خشونت، اعلامیهی حقوق بشر و تاریخ بردهداری و کشتار سیاهپوستان و کودکان، آرمان برابری و شکاف طبقاتی، لیبرالیسم و نژادپرستی در همتنیدهاند. تفکیکناپذیری این عناصر، ماهیت واقعی تمدن آمریکاست. از این رو، بحران آمریکا نه در نرسیدن به آرمانهایش، بلکه در ماندگاری پس از لحظهی تحقق آنهاست.
برای شنیدن صوت جلسه چهارم از این درسگفتار، همراه کاج باشید.






پاسخها