از هرم مازلو تا هیئت حسینی

روایتی متفاوت از عاشورا با گفتار محسن الویری
از هرم مازلو تا هیئت حسینی

حادثه عاشورا در اندیشه شیعه همواره به‌عنوان یکی از کانونی‌ترین حوادث، محل ارجاع بوده است. این حادثه، به نوعی، پُراِرجاع‌ترین رویداد در اندیشه شیعه بوده و هست. ارجاع به عاشورا در تنظیم‌گری کنش‌های فردی، اجتماعی و سیاسی ما شیعیان، و نیز در بازتولید هویت شیعی، چنان اهمیت دارد که به‌سختی می‌توان چیزی را با آن قیاس کرد. وجه اهمیت این حادثه و جایگاه آن در منظومه معرفتی تشیع چیست؟ حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محسن الویری، استاد و مدیرگروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم، به این پرسش پاسخ می‌دهند.

«آیا عاشورا از بعثت پیامبر مهم‌تر است؟»

الویری: اجازه می‌خواهم عنوان این پرسش را قدری تغییر دهم و افزون بر منظومه معرفتی تشیع، به فرهنگ شیعی نیز اشاره کنم و پاسخ را معطوف به این مسئله ارائه دهم که رویداد عاشورا چه جایگاهی در اندیشه شیعی و فرهنگ شیعیان دارد؛ در واقع، می‌خواهم به این دو بخش بپردازم.

این ادعا که برخی، عاشورا را از مبعث و رویدادهایی مانند آن مهم‌تر می‌شمارند، به نظر بنده ادعای درستی نیست. این‌گونه نیست که کسی عاشورا را مهم‌تر بداند. بله، شاید در عمل نسبت به عاشورا اهتمام بیشتری ورزیده شود؛ برای مثال، تعداد جلساتی که برای آن برگزار می‌شود، ایامی که به آن اختصاص می‌یابد، یا حجم زمانی که صرف آن می‌شود، بیش از مبعث، اعیادی مانند آن، یا حتی وفیاتی نظیر رحلت خود پیامبر(ص) باشد؛ اما به آن معنا نیست که افراد معتقد باشند قیام عاشورا مهم‌تر از مبعث است. اهتمام عملی نیز الزاماً به معنای مهم‌تر بودن نظری نیست.

اکثریت قریب به اتفاق کسانی که چنین رویکردی دارند، هنگامی که با آنان گفت‌وگو می‌شود، به‌ویژه صاحبان فکر و اندیشه، تصریح می‌کنند که قیام امام حسین (سلام‌الله‌علیه) ذیل بعثت پیامبر تعریف می‌شود و از فروع، برکات، تبعات و پیامدهای آن است. هیچ‌گاه نیز مشاهده نمی‌شود که ذیل و فرع، مهم‌تر از اصل پنداشته شود. بنابراین، باید این تصور اصلاح شود که اهتمام عملی الزاماً به معنای مهم‌تر بودن نظری است.

اما درباره جایگاه این حادثه و وجه اهمیت آن در منظومه معرفتی تشیع و زندگی شیعیان، باید گفت اولی وجه اندیشگی دارد و دومی دارای وجه فرهنگی، عینی و اجتماعی است. این دو، هرچند از یکدیگر قابل تفکیک‌اند، اما در پاسخ، بنده یکجا به وجوه اهمیت آن‌ها اشاره می‌کنم. همچنین باید توجه داشت که این مسئله فقط شامل منظومه معرفتی نیست، بلکه بُعد عملی را نیز دربرمی‌گیرد.

نکته اول: توصیه اهل‌بیت (علیهم‌السلام)

نخستین دلیلی که می‌توان در این‌باره اقامه کرد و برای پاسخ به پرسش چرا عاشورا مهم است، وجه اهمیت آن چیست و چه جایگاهی دارد، ارائه داد، مسئله توصیه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به بزرگداشت عاشوراست. همین که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به اقامه عزای سیدالشهدا (علیه‌السلام) و تعظیم شعائر حسینی توصیه کرده‌اند، خودِ این توصیه پیامدهایی داشته و شیعیان نیز برای عمل، این اقدام را انجام می‌دهند.

روایات متعددی که ابن‌قولویه در کتاب کامل‌الزیارات درباره ثواب زیارت امام حسین (علیه‌السلام) و ثواب یاد کردن از ایشان در مناسبت‌های مختلف دینی نقل کرده است، نشان می‌دهد که این حجم از اهتمام، خودبه‌خود پیامدهایی دارد و جایگاه آن را نمایان می‌سازد. بحث درباره دلیل توصیه‌ها، موضوع مستقلی است که می‌توان پیرامون آن سخن گفت و برخی از مواردی که در بندهای بعدی ذکر می‌کنم، آن را پوشش می‌دهد؛ اما ذاتاً می‌توانیم توصیه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را مبنا قرار دهیم، هرچند انسان از همه جزئیات آگاهی نداشته باشد.

نکته دوم: رویکرد معرفتی اهل‌بیت و بی‌نظیر بودن رویداد عاشورا

نکته دوم این است که افزون بر نکته نخست، اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بر تعظیم شعائر حسینی و زیارت امام حسین (علیه‌السلام) تصریح و تأکید کرده‌اند، ایشان این رویداد را مهم‌تر از هر رویداد دیگری نیز شمرده‌اند. مسئله، وجه معرفتی دارد و منظورم وجه عملی نیست. مورد پیشین، توصیه‌ای عملی بود؛ اما در این بخش، اهل‌بیت (علیهم‌السلام) از منظر معرفتی تحلیلی ارائه کرده‌اند که بر پایه آن، رویداد و مصیبت عاشورا از هر مصیبت دیگری بزرگ‌تر و مهم‌تر است.

برای نمونه، در زیارت عاشورا می‌خوانیم که خداوند به بنده، برای عزاداری، پاداشی عطا فرماید که بالاتر از همه پاداش‌هایی باشد که به عزاداران عطا می‌کند. سپس درباره عزا می‌فرماید: «مُصيبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِي الاِسْلامِ وَ فِي جَميعِ السَّماواتِ وَ الاَرْضِ». عبارت بدان معناست که مصیبت عاشورای حسینی، در اسلام، از همه مصیبت‌ها بزرگ‌تر است و در تمامی آسمان‌ها و زمین نیز این مصیبت از همه آن‌ها عظیم‌تر و مهم‌تر است.

همچنین در روایت دیگری، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و امام حسن مجتبی (سلام‌الله‌علیه) درباره عاشورا می‌فرمایند: «لا یوم کیومک یا اباعبدالله». واژه «یوم» در اینجا به معنای روز نیست، بلکه به معنای رویداد است؛ یعنی هیچ رویدادی همانند رویداد مربوط به شما نیست. ایشان با این بیانات، در حقیقت، وجه اهمیت موضوع را تبیین می‌کنند.

نکته سوم: تناسب فرهنگ عاشورا با ظرفیت توده‌های مردم

نکته سوم درباره جایگاه عاشورا در فرهنگ شیعی، مسئله تناسب عزاداری عاشورایی با سطح روحیات، دانش و میزان تحمل توده‌های مردم است. همه مردم، مانند نخبگان جامعه اسلامی، توان نشستن پای بحث‌های علمی و بهره‌مندی از مباحث نظری را ندارند؛ اما عزاداری بر سیدالشهدا (علیه‌السلام)، چون با اظهار حزن و اندوه، نوحه‌خوانی، مرثیه‌خوانی و واقعه‌خوانی آمیخته است، زمینه‌ای فراهم می‌آورد که توده‌های مردم بسیار راحت‌تر با آن ارتباط برقرار کنند تا اینکه پای یک تحلیل نظری درباره فلسفه قیام امام حسین (ع) بنشینند. بنده این نکته را مهم می‌دانم. این موضوع نشان‌دهنده جایگاه حادثه است و وجه اهمیتش این است که توان انتقال معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به توده‌های مردم را دارد.

نکته چهارم: درهم‌تنیدگی عاشورا با زندگی روزمره و عبادی

نکته چهارم درباره وجه اهمیت رویداد عاشورا، درهم‌تنیدگی آن با زندگی روزمره و زندگی اجتماعی مردم، به‌ویژه مسلمانان و مشخصاً شیعیان، است. بنده سه نمونه را در این‌باره خدمتتان عرض می‌کنم.

نخست اینکه ما، به‌عنوان یک مؤمن و مسلمان، مقید به اقامه نماز هستیم و بر نماز بسیار تأکید شده است. نمازهای یومیه هفده رکعت است و هر رکعت دو سجده دارد؛ به عبارت دیگر، یک مؤمن باید روزانه سی‌وچهار بار خداوند را در سجده واجب شکر کند. این امری است که در متن زندگی ما جریان دارد. سجده، رکن نماز است و چنان اهمیتی دارد که محل اقامه نماز را «مسجد» نامیده‌اند؛ یعنی محل سجده، در حالی که نماز ارکان دیگری نیز دارد. حال، مستحب است که انسان در سجده‌های مکرر روزانه، پیشانی خود را بر تربت سیدالشهدا (علیه‌السلام و روحی فداه) بگذارد. ملاحظه می‌فرمایید که فرهنگ شیعی چگونه در متن زندگی عبادی ما تنیده شده است.

نمونه دوم، مربوط به سلسله نیازهای روزمره است. خوردن و آشامیدن، ابتدایی‌ترین سطح نیازهای انسانی است. هنگام نوشیدن آب، مستحب است که بر امام حسین (سلام‌الله‌علیه) درود فرستاده شود و از ایشان یاد گردد. همان‌گونه که در هنگام سجده، که مهم‌ترین رکن عبادت است، نام ایشان حضور دارد، در ابتدایی‌ترین سطح زندگی روزمره نیز مشاهده می‌فرمایید که امور با نام مبارک سیدالشهدا (علیه‌السلام) گره خورده است.

نمونه سوم، اگر از فضای فردی بیرون بیاییم، مسئله تکایا و حسینیه‌هاست. تعظیم شعائر حسینی تا آن اندازه اهمیت یافته که در قالب معماری نیز تجلی پیدا کرده است. سازه‌ها و بناهایی در شهرها وجود دارند که ویژه عزاداری هستند و تکایا و حسینیه‌ها نمونه‌های شاخص و بارز آن به شمار می‌آیند.

نکته پنجم: هویت‌بخشی به شیعیان

مسئله پنجم، هویت‌بخشی عاشورا و عزای سیدالشهدا (علیه‌السلام) برای شیعیان در برابر دیگر مسلمانان است. انسانِ مسلمانِ شیعه، از طریق فرهنگ عزاداری، وجه تمایز خود را از سایر مسلمانان نشان می‌دهد. هویت‌بخشی بدین معناست که در پاسخ به پرسش «من کیستم؟»، افزون بر مباحث عمومی، مانند باور به توحید، قرآن و پیامبر، در مقام عمل نیز بنده فردی هستم که برای امام حسین (علیه‌السلام) عزاداری برپا می‌دارم.

برای مثال، شاید یکی از دلایل پوشیدن جامه مشکی، همین وجه هویت‌بخشی باشد؛ تا در روز دهم عاشورا مشخص باشد که شیعیان جامه مشکی بر تن دارند. اصولاً علت اینکه در روز عاشورا طعام داده می‌شد، این بود که بنی‌امیه روزه این روز را مستحب اعلام کرده بودند و شیعیان برای مخالفت با این تحریف، طعام می‌دادند تا افراد تشویق شوند روزه خود را افطار کنند. البته توصیه‌های مستقل دینی درباره کمک به مجالس امام حسین (علیه‌السلام)، ثواب اطعام در ایام محرم و نیز حماسه بزرگی که در اربعین به وقوع می‌پیوندد، خود بحث دیگری است که نقش بسزایی در این زمینه داشته است.

مرادم این است که جنبه هویت‌بخشی سبب می‌شود وجه اشتراک ما با سایر مسلمانان، یعنی پیکره امت واحد بودن، به قوت خود باقی بماند و در عین حال، وجهی متمایز نیز وجود داشته باشد. بسیار مهم است که انسان، در کنار نگاه وحدت‌گرا، تمایز را نیز از یاد نبرد. عاشورا در عمل چنین جایگاهی پیدا کرده است.

نکته ششم: پاسداری از میراث نبوی و علوی

ششمین وجه اهمیت عاشورا و جایگاه آن در فرهنگ شیعی، این است که رویداد عاشورا، با وجود آنکه غم‌بارترین حادثه تاریخ بشریت بود، نقش بسزایی در زنده نگه داشتن قرآن، معالم دین و میراث نبوی ایفا کرد و میراث علوی را به بهترین شکل پاسداری نمود. این حادثه توانست حرکت نبوی را از دست خلفای بنی‌امیه نجات دهد؛ خلفایی که خلافت پیامبر را به پادشاهی تبدیل کردند و زمینه گسترش فساد را فراهم آوردند، به‌گونه‌ای که اگر این روند ادامه می‌یافت، چیزی از قرآن و میراث نبوی باقی نمی‌ماند. این خون پاک سیدالشهدا (علیه‌السلام) و اصحاب ایشان بود که توانست رسالت را به انجام برساند و از همین‌رو، حادثه به‌شدت مورد توجه قرار گرفت.

امام حسین (سلام‌الله‌علیه) در وصیت‌نامه معروف خود به محمد بن حنفیه می‌فرمایند: «إنّی لَم أَخرُج أَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفسِداً وَ لا ظالِماً وَ إنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی». این عبارت نشان می‌دهد که امت پیامبر میراثی بزرگ بود. همان‌گونه که امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) مراقب بودند جامعه دچار چنددستگی و فروپاشی نشود، امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) نیز بر این امر اهتمام ورزیدند.

نکته هفتم: ظرفیت پذیرش خوانش‌های گوناگون

وجه دیگر اهمیت عاشورا، ظرفیت بالای آن برای پذیرش خوانش‌های گوناگون است. در نگاه تاریخی، تا مدت‌ها و پیش از قرن هفتم، یعنی زمان سید بن طاووس، خوانش عاشورا عمدتاً تاریخی بود؛ اما از آن پس، خوانش‌های سیاسی نیز از آن پدید آمد و برداشت‌های سیاسی از این واقعه استخراج شد. هرچه به دوران معاصر نزدیک‌تر می‌شویم، خوانش‌های کلامی نیز شکل می‌گیرد؛ از جمله اینکه دلالت‌های کلامی این رویداد چیست، چرا ائمه متأخر به گونه‌ای دیگر عمل کردند و آیا ما نیز باید راه امام حسین (علیه‌السلام) را در پیش بگیریم؟

خوانش‌های سیاسی در دوران معاصر بسیار فراوان است. امام خمینی (رحمت‌الله‌علیه) این هنر را داشتند که قرائتی سیاسی از حادثه عاشورا ارائه کنند که موجد حرکتی عظیم در تاریخ معاصر ایران شد. همچنین خوانش‌های عرفانی، مانند کتاب «گنجینةالاسرار» عمان سامانی، نمونه دیگری از این ظرفیت است. هنگامی که یک پدیده تا این اندازه ظرفیت دارد که در انحصار یک گروه باقی نماند و افزون بر فقها و متکلمان، نظریه‌پردازان عرفان، فرهنگ‌شناسان و جامعه‌شناسان نیز به بررسی آن بپردازند، عظمت و جایگاه بی‌بدیلش آشکار می‌شود.

نکته هشتم: تناسب با سلسله نیازهای انسان

آخرین نکته، مسئله تناسب فرهنگ عاشورا با سلسله نیازهای انسان است. گرچه هنوز نگاه بومیِ مدونی در این‌باره نداریم، هرچند در روایات امام صادق (علیه‌السلام) سرنخ‌های ارزشمندی وجود دارد، اما اگر به نظام مشهور نیازهای مازلو، شامل شش مرحله نیازهای فیزیولوژیک، امنیت، عشق و تعلق خاطر، احترام به خویشتن، خودشکوفایی و نیازهای معنوی، توجه کنیم، درمی‌یابیم که فرهنگ عاشورا و عزاداری برای امام حسین (علیه‌السلام) به‌خوبی همه این مراحل را دربرمی‌گیرد.

در پرتو زیارت امام حسین (علیه‌السلام)، گردش اقتصادی قابل توجهی در جامعه دینی ایجاد می‌شود. در حوزه امنیت نیز، افرادی که در این مجالس حضور می‌یابند، گویی به حرمی امن پناه برده‌اند و احساس امنیت عاطفی، روحی و معنوی می‌کنند. نیاز به عشق و تعلق خاطر، در پرتو این نهضت عظیم و شهدای والامقام، تأمین می‌شود و نیاز درونی انسان به عشق ورزیدن در اینجا تجلی می‌یابد.

درباره احترام و خودشکوفایی نیز باید گفت که در مجلس امام حسین (علیه‌السلام)، به انسان احترام گذاشته می‌شود. هنگامی که وارد این مجلس می‌شویم، تفاوتی میان افراد وجود ندارد؛ این‌گونه نیست که ثروتمندان و فقرا در مناسک عاشورا از یکدیگر تفکیک شوند. پزشک، استاد دانشگاه یا خلبان، افتخار خود را در ارائه خدمت می‌داند. بنده مشاهده می‌کنم که مورد تکریم قرار می‌گیرم و این فرصت را می‌یابم که خودِ واقعی‌ام باشم. خودشکوفایی نیز، که به معنای بروز استعدادهاست، در مجالس حسینی تا حد زیادی تأمین می‌شود.

تناسب و انطباق با نیازهای انسانی، یکی دیگر از عواملی است که سبب شده فرهنگ عاشورا در جامعه اسلامی نهادینه شود و نتوان آن را از فرهنگ شیعیان منفک ساخت. بنابراین، بر پایه این ابعاد هشت‌گانه که برشمرده شد، تفکر عاشورایی تبیین‌کننده و توضیح‌دهنده وجه اهمیت و جایگاه فرهنگ عاشورا در زیست شیعی است.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *