کلینتون: آمریکا ضعیف‌تر و ایران قوی‌تر شد

کلینتون: آمریکا ضعیف‌تر و ایران قوی‌تر شد

هیلاری کلینتون در مصاحبه‌ای با سردبیر نیویورکر بخش قابل توجهی از صحبت‌های خود را به جنگ اخیر با ایران، سیاست دولت ترامپ و این پرسش اختصاص می‌دهد که آیا حمله نظامی می‌توانست به تضعیف یا سقوط جمهوری اسلامی منجر شود. او در این گفت‌وگو بسیاری از فرضیات مطرح‌شده از سوی حامیان جنگ را زیر سؤال می‌برد و استدلال می‌کند که درک آنان از ساختار قدرت در ایران با واقعیت‌های موجود همخوانی نداشته است.
کلینتون معتقد است نتیجه نهایی جنگ برخلاف انتظارات کاخ سفید و برخی حامیان اسرائیل بوده است. او به صراحت می‌گوید: «آمریکا ضعیف‌تر از این جنگ خارج شده و ایران قوی‌تر.» از نگاه او، ایالات متحده وارد درگیری شد بدون آنکه یک راهبرد سیاسی و دیپلماتیک روشن برای روز بعد از جنگ داشته باشد و در نهایت نیز به دستاوردی نرسید که هزینه‌های جنگ را توجیه کند. در مقابل، جمهوری اسلامی نه‌تنها سقوط نکرد، بلکه توانست ساختار قدرت خود را حفظ کند و از بحران عبور کند.
او در توضیح این ارزیابی به تجربه دولت اوباما در مذاکرات هسته‌ای اشاره می‌کند. به گفته کلینتون، مذاکرات با ایران حاصل سال‌ها کار دیپلماتیک، اجماع‌سازی بین‌المللی، تحریم‌های شورای امنیت، گفت‌وگوهای محرمانه از طریق عمان و حضور کارشناسان فنی و مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای بود. او این رویکرد را با عملکرد دولت ترامپ مقایسه کرده و می‌گوید رسیدن به توافق یا تغییر رفتار ایران نیازمند شناخت عمیق از ساختار تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی است، نه صرفاً تکیه بر فشار نظامی.
کلینتون همچنین می‌گوید بنیامین نتانیاهو سال‌ها از دولت‌های مختلف آمریکا خواسته بود که علیه ایران اقدام نظامی کنند. به گفته او، نتانیاهو بر این باور بود که وارد کردن ضربه‌ای قاطع به جمهوری اسلامی می‌تواند به تضعیف یا حتی سقوط نظام منجر شود و زمینه را برای تغییرات داخلی در ایران فراهم کند. اما کلینتون تأکید می‌کند که این هرگز ارزیابی دولت او نبوده است.
او جمهوری اسلامی را یک «رژیم تئوکراتیک» توصیف می‌کند که در بالاترین سطوح رهبری خود دارای باورهای ایدئولوژیک عمیقی نسبت به تقابل با آمریکا، اسرائیل و غرب است. به گفته کلینتون، یکی از اشتباهات حامیان جنگ این بود که تصور می‌کردند حکومت ایران در برابر فشار نظامی یا اعتراضات مردمی رفتاری مشابه حکومت شاه در سال ۱۳۵۷ خواهد داشت. او می‌گوید در تمامی ارزیابی‌های دولت اوباما این سؤال مطرح بود که اگر حکومت ایران تضعیف یا سرنگون شود، چه نیرویی قرار است قدرت را در دست بگیرد. به گفته او، هیچ نشانه‌ای از وجود یک اپوزیسیون مسلح، سازمان‌یافته و آماده برای رقابت بر سر قدرت وجود نداشت. همچنین هیچ شکاف تعیین‌کننده‌ای در ساختار سیاسی، امنیتی یا نظامی جمهوری اسلامی مشاهده نمی‌شد که بتواند به فروپاشی نظام منجر شود. از نگاه کلینتون، صرف نارضایتی عمومی برای تغییر رژیم کافی نیست و در نبود یک نیروی جایگزین سازمان‌یافته، فرضیه سقوط جمهوری اسلامی پس از حمله نظامی واقع‌بینانه نبود.
کلینتون در نهایت نتیجه می‌گیرد که فرض اصلی حامیان جنگ، یعنی اینکه تضعیف توان نظامی ایران به سرعت به قیام مردمی و سقوط حکومت منجر خواهد شد، بر پایه ارزیابی نادرستی از واقعیت‌های سیاسی ایران بنا شده بود. به باور او، جنگ نه به تغییر رژیم انجامید و نه به تغییر اساسی رفتار جمهوری اسلامی. در عوض، ایران توانست از بحران عبور کند و موقعیت خود را حفظ کند، در حالی که آمریکا به بسیاری از اهدافی که برای جنگ مطرح شده بود دست نیافت. به همین دلیل او معتقد است که در پایان این بحران، ایران در موقعیتی قوی‌تر و آمریکا در موقعیتی ضعیف‌تر از قبل قرار گرفته است.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *