مدت مدیدی است که اکثر ما سر در شبکههای اجتماعی داریم و ریزبهریزِ جزئیات اخبار و حوادث را پیگیری میکنیم: به کجا حمله شد؟ آمار تلفات چقدر است؟ گمانهزنیهای اطلاعاتی چه میگویند؟ میزان تخریب و ویرانی چگونه است؟ شاید بتوان گفت اعتیاد روزافزون ما به خبر، تا حدی متأثر از شرایط جنگی است، اما اهل دقت تصدیق میکنند که تحلیل حوادث و رویدادها پیچیدهتر از اسکرول کردن چند خبر و داده در فضای مجازی باشد. همه اینها مصداق بمباران اطلاعاتی و خبری دوره کنونی است که میتوان درباره گذار از آن به یک نظام تحلیلی منسجمتر اندیشید.
در روزهای اخیر، کتاب پُروپیمانی از تنور نشر درآمده است که شاید بتواند پاسخی به این خلأ روانی و فکری بسیاری از ما باشد؛ به تازگی «روایت الهی» به قلم استاد محمدرضا عابدینی و برگرفته از سخنرانیهای متعدد ایشان، از سوی انتشارات سوره مهر به بازار عرضه شده که بر اساس عنوان فرعی آن، سعی دارد «خوانشی قرآنی» از چگونگی تحلیل نبرد کنونی ما با صهیونیسم و حامیان آن ارائه کند.
این کتاب در پاسخ به نیاز و خلأ پیشگفته ما در عصر بمباران خبری تدوین شده است: زمانه امروز، نه صرفاً بر نبردهای فیزیکی و سرزمینی بلکه بر جنگهای شناختی و روایتی متکی است؛ زمانهای که بسیاری نخبگان از انگاره «جنگ روایتها» برای اشاره به آن بهره میبرند و پیروز آن کسی است که روایت خود را به عنوان حقیقت، مسلط سازد.
روایت زمینی و مادی از حوادث که تحلیلی واقعهمحور و مبتنی بر توصیف صرف آمار و ارقام است، اگرچه در سطح برخی مخاطبان مفید است اما توقف در این سطح روایت میتواند انتظارات نادرست برای مخاطبان ایجاد کند و حوادث و وقایع را در همین چشمانداز محدود تصویر کند. از قضا روایت «جبهه شیطانی» بر همین گونه روایت سوار شده و با گزینش برخی گزارههای مادی بر اساس منابع خویش، ذهن انسان را در زندان محسوسات نگاه میدارد و به او وهم را القا میکند.
نویسنده نوع دیگری از روایت را پیشنهاد میکند؛ همان که در قیاس با روایت زمینی و روایت شیطانی، «روایت الهی» مینامد. روایت الهی، فراتر از محسوسات، به عالم معقولات نظر دارد و حوادث و وقایع را قاعدهمحور و در پرتو سنتهای ثابت الهی و اراده ربوبی حضرت حق میبیند. در این روایت، شکست و پیروزی به تصرف سرزمین و حذف فیزیکی دشمن وابسته نیست، بلکه در گروی تحقق گفتمان توحید و غلبه اراده حق است.
در این روایت، باید به تسلیحات و نظامیگری «اعتنا» شود اما «اعتماد» ما باید بر اراده حضرت حق باشد. بر این اساس، جنگ و نزاع، نه یک شرّ استثنایی بلکه نوعی ابتلاء و از سنن الهی حاکم بر زندگی انسان است که «فرصتی برای شکوفایی» و بستر رشد جامعه و تعالی افراد ایجاد کرده و ظرفیتهای تحقق اراده الهی را به همراه دارد؛ جایی که تهدید جنگ به فرصت اصلاح و بلوغ جامعه بدل میشود. تمحیص و ابتلاء، دو سنت توأمان الهیاند که در خوانش قرآنی، همواره سنت نابودی کافران در پی آن میآید.
روایت الهی از حوادث، رویدادها را نه تقطیعشده بلکه در یک روند بلندمدت مینگرد و در جستوجوی قواعد کلان متصل به اراده ربوبی است تا لایههای پنهان وقایع را آشکار سازد و بهجای توصیف صرف وقایع، به مؤمنان بگوید در این حوادث چگونه عمل کنند و مسیری برای کنش آنان فراهم کند.
این میتواند دعوتی به تأمل مجدد خواننده درباره شیوه نگرش به وقایع روزمره خود باشد. اگرچه بسیاری از جزئیات کتاب را در دیگر آثار علمای پیشین بیابیم، اما زبان امروزی و روان، بهرهگیری فراوان از آیات و روایات، تنوع مباحث و نوع پرداخت به مسائل، آن را به موردی مناسب برای مطالعه در این شرایط خطیر کنونی بدل ساخته است.






پاسخها