فارن افرز: ایران و تله «جنگ بی‌پایان»

آمریکا در تلاش برای اجتناب از باتلاق جنگ، به بن‌بست رسید
فارن افرز: ایران و تله «جنگ بی‌پایان»

سال‌ها، رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ از رؤسای‌جمهور پیشین به دلیل کشاندن آمریکا به «جنگ‌های بی‌پایان» در خاورمیانه انتقاد می‌کرد. اما اکنون جنگ او با ایران شاید تا ابد ادامه نیابد، ولی خروج از آن برای آمریکا بسیار دشوار شده است؛ جنگی که به گفته فریدمن کارشناس سیاسی، ترامپ دلایل زیادی برای پشیمانی از آغاز آن دارد.
جنگ ترامپ علیه ایران یادآور مداخلات نظامی ناموفق گذشته آمریکا است.در جلسه‌ای در کنگره در اواخر آوریل، نماینده دموکرات این جنگ را یک «باتلاق» و «فاجعه سیاسی و اقتصادی» توصیف کرد. اما وزیر جنگ امریکا پیت هگزت، این انتقاد را رد کرد و گفت نمی‌توان مأموریتی دوماهه را باتلاق نامید.
اما مشکل اینجاست که چنین رویکردی تنها می‌تواند نقش «فشار و اجبار» داشته باشد. آمریکا نمی‌تواند مانند حمله به بغداد در سال ۲۰۰۳ به‌سادگی رژیم هدف را سرنگون کند. در نتیجه، اگر طرف مقابل تسلیم نشود، گزینه‌های واشنگتن محدود می‌شود.
شکست «توهم جنگ کوتاه»

به باور فریدمن، کارشناس سیاسی عملیات خشم حماسی نتوانست اهداف اصلی خود را محقق کند.
هدف‌های اعلام‌شده این عملیات عبارت بودند از: تغییر رژیم در ایران نابودی برنامه هسته‌ای ایران وادار کردن تهران به پذیرش خواسته‌های آمریکا
اما هیچ‌یک از این اهداف تحقق نیافت.علاوه بر این، بسته شدن تنگه هرمز وضعیت را حتی از پیش از آغاز جنگ بدتر کرد.
فریدمن این وضعیت را نمونه‌ای از چیزی می‌داند که پیش‌تر آن را «مغالطه جنگ کوتاه» نامیده بود؛ یعنی این باور که برتری نظامی و فناوری پیشرفته به یک قدرت بزرگ اجازه می‌دهد با حمله‌ای سریع و سهمگین دشمن را در مدت کوتاهی شکست دهد.
از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تا جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نمونه‌های متعددی نشان داده‌اند که این تصور اغلب اشتباه است.
ایران چگونه مقاومت کرد؟
ایران برای حمله آمریکا و اسرائیل آماده بود.گرچه بسیاری از فرماندهان و مقام‌های ارشد هدف قرار گرفتند، اما حکومت برای جانشینی آنان برنامه داشت.
ایران از نظر سیاسی به هدف خود رسید: حکومت سقوط نکرد. توانایی شلیک موشک‌ها را حفظ کرد. بحران اقتصادی جهانی ایجاد کرد.
موفقیت تاکتیکی، شکست راهبردیآمریکا در سطح راهبردی شکست خورد.قدرت نظامی عظیم اغلب این توهم را ایجاد می‌کند که می‌توان جنگ‌ها را سریع و آسان برد، اما تجربه‌های اخیر خلاف آن را نشان داده‌اند.
به باور فریدمن، هوش مصنوعی و فناوری‌های جدید شاید سرعت عملیات نظامی را افزایش دهند، اما نمی‌توانند تضمین کنند که نتایج سیاسی مطلوب حاصل شود.
درس مشترک جنگ اوکراین و جنگ ایران، از دید نویسنده، این است که رهبران سیاسی باید در برابر وعده‌های «پیروزی سریع و آسان» محتاط باشند.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *