سالهاست بر سر امکان و ضرورت علوم انسانی بومی در ایران کشمکشهای بسیاری وجود دارد. مخالفان، با این استدلالها که علم، علم است و قرار نیست چرخ را دوباره اختراع کنیم و تعریف و راه و شاخص توسعه روشن است و باید اروپا و آمریکا را الگوی خود قرار دهیم و همان راه غرب در پیش گیریم تا مانند آنها پیشرفت کنیم، همه توان خود را به کار بستند تا تلاش برای علوم انسانی ایرانی را هدفی حکومتی، غیرعلمی، ایدئولوژیک و سادهلوحانه نشان دهند و در این راه هم پیروز شدند.
از سوی دیگر، تلاشها برای شکلگیری علوم انسانی ایرانی، مسیر درستی را در پیش نگرفت و بهجای رویکردی مسئلهمحور، درگیر کلیگویی و فلسفهپردازی شد و از مسیر تولید علمی باز ماند و نتوانست به دستاوردهایی ملموس دست یابد تا بهانهای تازه به دست مخالفان بدهد: «اگر قرار بود علوم انسانی ایرانی شکل بگیرد، باید در چهار دهه گذشته شکل میگرفت، پس این هدف، شدنی نیست
البته این استدلالها، پاسخهای فلسفی و تاریخی بسیاری دارد که در یادداشت دیگری به آن میپردازیم اما در سوی دیگر، دانشمندان ایرانی در حوزه نظامی که برخلاف اصحاب علوم انسانی دچار غربپرستی و خودتحقیری برآمده از فلسفهها و نظریههای اروپامحور و آمریکامحور نشده بودند، بهجای مسخرهکردن تولید علم و تکنولوژی بومی یا فلسفیبافی و کلیگویی، دستاوردهای علمی و تکنولوژیک غرب را بهخوبی بررسی کردند؛ اگرچه مرعوب آن نشدند و از آن عبور کردند و کوشیدند بهجای مصرفکننده، به تولیدکننده علم و تکنولوژی در جهان تبدیل شوند.
این دستاوردها را امروز در میدان جنگ با ابرقدرت نظامی غرب و لاتِ بیسروپایش، با هدف قراردادن و ازکارانداختن آخرین تسلیحات نجومی آنها، همچون ناوهای هواپیمابر غولآسا و رادارهای چندهزارکیلومتری و هواپیماهای شناسایی غیرقابلردگیری و جنگندههای غیرقابلشناسایی میتوانیم بهروشنی مشاهده کنیم. این در حالی است که تعداد کشورهای دارای چنین توان نظامی از تعداد انگشتان یک دست کمترند. یک ماه پیش، اگر فرماندهان کشور چنین ادعاهایی مطرح میکردند، با طعنه و تمسخر مواجه میشدند؛ البته بیش و پیش از غربیها، غربپرستان ایرانی توانمندیهای ایران را نادیده و بازیچه میگرفتند.
آیا در علوم انسانی، بیشتر ضرورت و امکان تولید علم بومی وجود دارد یا در حوزه علوم و تکنولوژی تسلیحات؟ انسان موجودی فرهنگی و معناساز است؛ یعنی هر انسانی در بوم، بستر، فرهنگ و تاریخ منحصربهفردی زندگی میکند و ارزشها و باورها و هنجارهای یگانهای دارد که هیچ مشابهی در هیچ نقطه جغرافیایی و تاریخی ندارد. اما غرب استعمارگر نسخهای واحد برای پیشرفت همه جوامع میپیچد تا طوطیوار از او تقلید کنند و دنبالهرو او باشند. علمی که درباره چنین موضوعی پژوهش و نظریهپردازی میکند، بیشتر ضرورت و امکان تولید بومی دارد یا علم تولیدکننده تسلیحات؟
عجیب و حیرتانگیز اینکه در ایران، علوم انسانی بومی شکل نگرفت؛ اما علم و تکنولوژی بومی تسلیحات شکل گرفت. البته مفهوم بومی در گستره علوم انسانی و تسلیحات، منطق و معنای متفاوتی دارد. منظور از علم و تکنولوژی بومی در تسلیحات این است که دانشمندان ایرانی توانستند پس از هضم علوم موجود، به تولیدکننده علم و تکنولوژی تبدیل شوند و از خرید تکنولوژی تا حد زیادی بینیاز شوند و متناسب با توان داخلی و نیازهای منطقهای و اقلیمی و ژئوپولیتیکی ایران، تسلیحات متناسب تولید کنند. همچنین، با توجه به همان هضم درست علم و تکنولوژی غربی، تسلیحاتی در تقابل با آنها طراحی و تولید کنند که بتواند به بهترین شکل ممکن آنها را از کار بیندازد. اینها ادعاهایی خودخوانده نیست و امروز در میدان جنگ بهروشنی ردپای آن را مشاهده میکنیم. این یعنی تولید بومی دانش و تکنولوژی تسلیحاتی در ایران اسلامی.
این دستاوردها بیش از هر چیز حاصل خودباوری و دوری از غربپرستی و خودکمبینی است؛ یعنی دقیقاً برخلاف خواست و اراده غرب. غرب در پی آن است که همه جهان را به شیوههای گوناگون، مرعوب خویش سازد و پس از آن، حلقه غلامی به گوش آنها بیندازد و در هر حوزه و زمینهای به هر سو که میخواهد، بکشاند. برخی را با تکنولوژی، عدهای را با فلسفه، گروهی را با نظریههای علمی، دستهای را با رسانه، جماعتی را با پول و شهوت و… مرعوب میسازد. بیگمان، باید از دستاوردهای غرب بهره برد اما نباید مرعوب آن شد؛ زیرا مرعوبشدن برابر است با خودتحقیری و در نهایت تسلیم بیقیدوشرط، یعنی دقیقاً آنچه امروز آمریکا بدون تعارف و بهصراحت میگوید.






پاسخها