حمزه صفوی در این نشست با بیان اینکه الگوی شهید سلیمانی با اعمال اصلاحات مهمی همچنان میتواند کارآمد باشد، اظهار کرد: الگوگیری از شهید سلیمانی به دو بخش تقسیم میشود؛ یکی شخصیت فردی و دیگری جایگاه فرماندهی ایشان در سپاه قدس. نقش حاج قاسم در رشد و تقویت قدرت ایران قابل انکار نیست. با نگاهی تاریخی نیز میبینیم هرگاه ایران در اوج شکوفایی قرار داشته، در اتصال با مدیترانه بوده و هر زمان این اتصال قطع شده، کشور ضعیفتر شده است. بنابراین، شهید سلیمانی نقشی مهم در حفظ قدرت ایران در تاریخ معاصر ایفا کرده است.
قدرت نظامی؛ عامل حضور مؤثر ایران در خاورمیانه
وی با تأکید بر لزوم توجه به مؤلفه قدرت نظامی برای حضور در خاورمیانه بیان کرد: حداقل سه وزیر خارجه ایران شامل آقایان ولایتی، ظریف و خرازی، و همچنین آقای لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، تصریح کردهاند که در برخی دورهها عربستان صراحتاً به ایران اعلام کرده «خاورمیانه منطقه ماست و شما ایرانیان اینجا چه میکنید». زمانی دکترین «دو ستونه» آمریکا بر منطقه حاکم بود، اما با پیروزی انقلاب اسلامی، ستون ایران از نگاه ترکها و اعراب حذف شد و عربستان خاورمیانه را متعلق به خود دانست.
نقش شهید سلیمانی در ظرفیتسازی قدرت
این تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: رفع این ذهنیت، صرفاً از مسیر دیپلماسی ممکن نیست. برای دستیابی به جایگاه منطقهای و حفظ اتصال شرق و غرب، نیازمند نقشآفرینی متوازن میان دیپلماسی و قدرت میدانی هستیم. از حمله دوم آمریکا به عراق تا سال ۲۰۱۶، هم عملکرد شخص سردار سلیمانی و هم سپاه قدس در جهت ظرفیتسازی قدرت برای توانمندسازی ایران بوده و دستاوردهایی قابل توجه داشته است.
ضرورت اصلاح در الگوی شهید سلیمانی
صفوی خاطرنشان کرد: الگوی شهید سلیمانی نیاز به اصلاحاتی دارد. پیش از تشکیل نیروی قدس، معاونتی در وزارت امور خارجه برای حمایت از جنبشهای آزادیبخش وجود داشت، اما این رویکرد باعث سردی روابط ایران با برخی کشورها شد؛ زیرا آنان تصور میکردند ایران از مخالفانشان حمایت میکند. در نتیجه، آن معاونت تعطیل و وظایفش به سپاه واگذار شد، اما همچنان دوگانگی میان حمایت از جنبشهای آزادیبخش و روابط رسمی دیپلماتیک باقی ماند که چالشهایی را ایجاد کرد.
وی اضافه کرد: شهید سلیمانی با وجود شخصیتی کاریزماتیک، خوشبرخورد و با قدرت تصمیمگیری بالا، بهشدت فردمحور بود. در تجربه گفتوگو با ایشان دریافتم سخت به عقاید خود پایبند بود و پذیرش ایده نسلهای بعدی برایش دشوار بود. یک سال پیش از جنبش ضدایرانی «تشرین» در عراق، در کنفرانسی در دانشگاه بغداد شرکت کردم و فضای نفرت علیه ایرانیان را مشاهده کردم. وقتی این وضعیت را به حاج قاسم گفتم، نپذیرفت، اما پس از وقوع جنبش تشرین، گفت: «حرف تو درست بود».
پرهیز از گرفتار شدن در معمای امنیتی
استادیار مطالعات منطقهای دانشگاه تهران تأکید کرد: نباید به دام «معمای امنیتی» افتاد؛ یعنی اقداماتی که برای تأمین امنیت خود انجام میدهیم، از سوی دیگران تهدید تلقی شود و خود تبدیل به عامل ناامنی گردد. حرکت برای تقویت امنیت باید به گونهای باشد که دیگر کشورها احساس ناامنی نکنند.
صفوی ادامه داد: شیعیان حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد جهان اسلام را تشکیل میدهند و مشخص نیست چه تعداد از آنان معتقد به جمهوری اسلامی باشند. اگر در اقداماتمان شاخصهای شیعی بیش از حد برجسته شود، ممکن است جمهوری اسلامی به عنوان کشوری شیعهگرا تلقی شود. پادشاه اردن این تعبیر را به صورت «هلال شیعی» مطرح کرد و متأسفانه برخی مسئولان ایرانی نیز ناآگاهانه به آن دامن زدند.
دیدگاه حسین محمدیسیرت: شهید سلیمانی و تکامل هویت ایرانی
در ادامه این نشست، حسین محمدیسیرت استادیار مسائل ایران دانشگاه امام صادق(ع)، با بیان اینکه شهید سلیمانی یک موضوع جدی در علوم انسانی است، گفت: شهید سلیمانی نماد تکامل هویت ایرانی است، زیرا تمامی لایههای تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران را در وجود خود داشت و واحدهای جدیدی از «تولید قدرت» در روابط بینالملل ایجاد کرد. برخلاف نیروهای نیابتیِ متعارف، حاج قاسم مدلی مستقل از تولید قدرت را بنا نهاد و از این منظر باید به او بهعنوان موضوعی علمی در حوزه انسانشناسی سیاسی نگریست.
ضرورت مداخله مبتنی بر مهارت و ادبیات سیاسی
وی در پاسخ به دیدگاههای صفوی گفت: من قبول دارم در برخی موارد، مداخلات ما بدون توجه به ملاحظات لازم بوده، اما اساساً بدون مداخله امکان تولید قدرت وجود ندارد. مسئله، «ادبیات و مهارت مداخله» است. جمهوری اسلامی امروز بازیگر اول یا دوم در لبنان است، اما ادبیات سیاسی وزارت خارجه یا بسیار هیجانی است یا بیش از حد محافظهکارانه. این رویکرد باعث شده ما از سرمایه سیاسیمان در لبنان بهره کافی نبریم.
ضعف در جانشینپروری
محمدیسیرت با اشاره به انتقاد صفوی درباره جانشینپروری در نیروی قدس اظهار کرد: این ضعف فقط مختص سپاه نیست؛ در اغلب حوزهها جانشینپروری ما ضعیف است و در سپاه بهدلیل شرایط امنیتی، این ضعف پررنگتر شده است.
وی افزود: در مورد شیعهگرایی نیز باید توجه داشت که این حاج قاسم بود که زمینه همکاری حماس سنیمذهب با ایران را فراهم کرد. شهید سلیمانی فقط با شیعیان کار نمیکرد و محور اصلی مقاومت در فلسطین، یعنی جغرافیای اهل سنت قرار دارد. در سالهای پایانی عمرش نیز تلاش کرد همکاری با اهل سنت افزایش یابد و از نگاه صرفاً شیعی پرهیز شود.
محمدیسیرت تأکید کرد: حاج قاسم شخصیتی واقعگرا بود؛ نه آرزواندیش و نه خیالپرداز. ما اکنون در سیاست خارجی میان دو توهم گرفتاریم: آرمانگرایی شبهانقلابی و آرمانگرایی شبهلیبرال. شهید سلیمانی معتقد بود در مواقعی که منفعت مشترک با ایالات متحده وجود دارد، میتوان همکاری تاکتیکی داشت — البته فقط در امور ثالث، نه زمانی که خود ایران موضوع اصلی اختلاف است. از اینرو باید نگاه او را «آرمانگرایی واقعبینانه و کارآمد» دانست.
مداخله؛ شرط بقا در خاورمیانه
صفوی در بخش پایانی این میزگرد گفت: ما در منطقهای زندگی میکنیم که مداخله، شرط بقاست. نفس حضور فعال در خارج از مرزها ضروری است، اما نوع مداخله تعیینکننده موفقیت است. ایران در سوریه هزینه قابلتوجهی صرف کرد که به اندازه نجات چند کشور از ورشکستگی بود، اما تنها بخش ناچیزی از این هزینه به کشور بازگشت. دلیل اصلی، نوع حضور و مدل مداخله ما بود، خصوصاً در حوزه اقتصادی.
نگاه مرامی به سیاست خارجی
وی افزود: بسیاری اوقات با نگاه مرامی به مسائل میپردازیم. نمونه آن حمایت تمامقد حاج قاسم از کردها در جریان اشغال اربیل توسط داعش بود، اما در سیاست چیزی به نام برادری وجود ندارد. سردار سلیمانی از برگزاری همهپرسی استقلال کردستان بهشدت ناراحت شد، زیرا خلاف تحلیل او بود.
تعامل با آمریکا و فقدان منافع ملموس
این استاد دانشگاه همچنین گفت: ما با آمریکا مذاکره کردیم اما بدون تعیین منافع ملموس یا پیششرط همکاری. تعامل با آمریکا بهصورت فینفسه منفی تعریف شده است، در حالی که میتوانستیم همانند پاکستان امتیازاتی بگیریم؛ کشوری که در اشغال نخست افغانستان، ۶۱ امتیاز از آمریکا دریافت کرد.
نسبت دیپلماسی و میدان
صفوی ادامه داد: من مدل شهید سلیمانی در ایجاد قدرت را میپسندم. نخستین بار سال ۸۵ در مصاحبه با ایشان، مفهوم «دیپلماسی و میدان» را شنیدم. در اندیشه سلیمانی، دیپلماسی باید پیرو میدان باشد، اما در دیدگاه وزارت خارجه عکس این است و از همین اختلاف برداشتها، تنشهایی پدید آمده است.
به اعتقاد او، دیپلماسی و میدان دو بال یک پرندهاند که هیچکدام بر دیگری برتری ندارد؛ اما باید مغزی واحد، توازن فعالیت میان این دو را تنظیم کند. متأسفانه در ساختار فعلی، هر دو نهاد خود را سیاستگذار میدانند و کمتر به نقش اجرایی خویش توجه میکنند.
استادیار مطالعات منطقهای دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: تاکنون طرحی مدون برای تأمین مالی محور مقاومت نداشتهایم. غرب با درک این ضعف، با تشدید تحریمها خیال خود را راحت کرد؛ چون میدانست ایران توان حمایت مالی گسترده را از دست میدهد. هر حرکت استراتژیک در جهان نیازمند چشماندازی حداقل ۵۰ ساله است که تأمین مالی نیز بخشی از آن باید باشد.
وی در پایان تأکید کرد: سردار سلیمانی نقشی جدی در ایجاد قدرت منطقهای ایران داشت و به کنشگران منطقه نشان داد آمریکا نمیتواند هر کاری را پیش ببرد. این پیام، هویت جدیدی را در خاورمیانه پایهگذاری کرد که ثابت میکند منطقه بدون آمریکا نیز میتواند به امنیت برسد. حتی شنیدهام هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه گفته است: «شهید سلیمانی الگوی من است.»
محمدیسیرت نیز در بخش دیگری از این نشست، با بیان اینکه یکی از اصلیترین اقدامات شهید سلیمانی، شبکهسازی میان مجمعالجزایر پراکنده قدرت در منطقه بود، اظهار کرد: «عملیات طوفانالاقصی» را میتوان به عنوان یک دوی امدادی در محور مقاومت دانست که از آثار و میراث حاج قاسم محسوب میشود؛ زیرا تمام بخشهای مقاومت در آن سهیم بودند.
حضور فعال ایران در نظم نوین جهانی
وی با تأکید بر اینکه پدیده نظم نوین جهانی امروز یک واقعیت انکارناپذیر است، گفت: برای نخستینبار در ۱۰۰ سال اخیر، ایران در نظم جهانی حضور دارد. این بار، نسبت به دو نظم پیشین پس از جنگهای جهانی اول و دوم، یک بازیگر فعال و آگاه هستیم و ابزارهای لازم را نیز در اختیار داریم. اگرچه سوریه سقوط کرده، اما هنوز یمن را در اختیار داریم.
محمدیسیرت افزود: برخی از ناظران، به مسئله امنیتیسازی ایران اشاره میکنند که نکته مهمی است، زیرا واقعاً بخشی از پروژه امنیتی جهانی محسوب میشویم؛ جهان امروز اساساً امنیتی شده است.
تثبیت جایگاه ایران در نظم جدید
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: اکنون نظم نوین جهانی در حال شکلگیری است؛ سرعت تحولات، تعدد بازیگران خرد و گستردگی تأثیرها بسیار بالاست. اصلیترین پروژه امروز جمهوری اسلامی باید تثبیت و ماندن باشد. مسئولان بایستی به جای پرداختن به پروژههای آرمانگرایانه، بر این هدف تمرکز کنند، زیرا در این زلزله بزرگ جهانی، تنها کسانی که باقی بمانند، بازیگران اصلی آینده خواهند بود. تعامل و بازی با چین، روسیه، اعراب و دیگر قدرتهای منطقه، بخشی از همین پروژه تثبیت است.
لزوم بازآرایی دیپلماسی اقتصادی
استادیار مسائل ایران دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به ضعف ساختارهای اقتصادی در سیاست خارجی ایران بیان کرد: چه در سوریه و چه در سایر کشورها، ساختار سیاست خارجی ما عمدتاً سیاسی، امنیتی، فرهنگی و بروکراتیک است و فاقد پیوست اقتصادی است. این ضعف ساختاری باید اصلاح شود و دیپلماسی اقتصادی بازآرایی گردد. ترکیه در ایران دوازده رایزن اقتصادی دارد، اما ما هیچ گونه توجه نظاممند به ظرفیتهای اقتصادی ترکیه برای خودمان نداریم.
محور مقاومت و ایده برادری
محمدیسیرت در پاسخ به انتقادات صفوی درباره نبود برنامه مدون برای تأمین مالی محور مقاومت گفت: ما هزینههای زیادی در محور مقاومت داشتهایم، اما در مقایسه با دیگر کشورها میزان آن بسیار کمتر بوده است. با این حال، ایده برادری و پیوند ایدئولوژیک مؤثر بوده است. حزبالله لبنان و انصارالله یمن، نمونههای روشن موفقیت این رویکردند.
بحران تکثر نهادها و ضعف هماهنگی
وی در پاسخ به پرسشی دیگر، با انتقاد از عملکرد شورای عالی امنیت ملی اظهار کرد: این شورا نقش هماهنگکننده ایفا نمیکند و درگیر «بازیهای خرد» میان دستگاهها شده است. یکی از بحرانهای اصلی کشور، تکثر نهادهای تصمیمگیر است که گاه حتی در تضاد با یکدیگر عمل میکنند. آقای لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، باید این تکثر را مهار و وحدت عملکردی ایجاد کند.
ضرورت پرهیز از تحریک و شعارزدگی در سیاست منطقهای
حمزه صفوی نیز در خصوص پروژه «امنیتیسازی ایران» گفت: گاهی لازم است کاری را انجام دهیم، اما آن را اعلام نکنیم. متأسفانه بیش از حد سخن میگوییم و کمتر عمل میکنیم. وقتی برنامهای برای حمله به کشورهای حاشیه خلیج فارس نداریم، چرا با گفتار تحریکآمیز هزینههای بیمورد ایجاد میکنیم؟
وی ضمن موافقت با دیدگاه محمدیسیرت درباره کاهش نهادهای موازی، افزود: با توجه به تغییر الگوی جنگها، ممکن است ارتش و سپاه نیز در آینده در هم ادغام شوند. در حوزه نهادهای اطلاعاتی نیز باید اصلاحاتی اساسی صورت گیرد، زیرا تعدد این نهادها مانع از پیشگیری از فجایع جنگ ۱۲ روزه شد. لازم است دستگاههای اطلاعاتی متمرکز شوند و نهادی مستقل، بر عملکرد آنها نظارت بدون محدودیت داشته باشد.
در ادامه، محمدیسیرت در واکنش به این دیدگاه گفت: در حوزه امنیتی، تکثر نهادها امری متعارف است. در جنگ ۱۲ روزه ما غافل شدیم، اما این غافلگیری راهبردی نبود، زیرا منجر به نابودی یا شکست اساسی نشد. پیشبینی حمله وجود داشت و در میان نهادها، بسیج بیشترین کارآمدی را نشان داد. اقدامات اطلاعاتی و کشفیات بسیج در آن دوره بسیار مؤثر بود.
صفوی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: ما نباید هیچ محدودیتی برای مذاکره درباره گروههای مقاومت قائل شویم، زیرا ایده مقاومت از بینرفتنی نیست. حتی بدون حمایت مستقیم ایران، این گروهها توان ادامه حیات را دارند.
وی افزود: من به بیداری منطقهای و کاهش نقش آمریکا باور دارم، اما معتقدم بازیگری سیاسی ما باید با رویکردی متفاوت انجام شود.
مردم؛ محور موفقیت مقاومت
وی تأکید کرد: در موضوعاتی چون مقاومت، باید تغییر پارادایم صورت گیرد و تمرکز بر مردم باشد. اگر اکثریت مردم با ایده مقاومت همراهی نکنند، این ایده به جایی نخواهد رسید. متأسفانه ما اغلب مردم را برای همراهی قانع نکردهایم.
استادیار مطالعات منطقهای دانشگاه تهران در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی تقویت امنیت ملی در شرایط کنونی بیان کرد: مسئله امنیت ملی بهطور جدی با فساد درهمتنیده است. ما تاکنون مدلی برای مقابله سیستماتیک با فساد نداشتهایم و حتی وجود فساد ساختاری را به رسمیت نمیشناسیم. این یکی از اصلیترین مسائلی است که باید حل شود.
صفوی در پایان تأکید کرد: باید بتوانیم استراتژیهای خود را متناسب با اقتضائاتروز بهروز کنیم. مردم و نخبگان باید نگاه و فعالیت بینالمللی پیدا کنند. همچنین تجار ایرانی باید تجارت بینالمللی را بیاموزند تا بتوانند قدرت اقتصادی کشور را در سطح جهانی تقویت کنند.








پاسخها