از زبان ائتلاف تا تیک‌تاک فروپاشی

پرونده ویژه ترجمان زیر ذره‌بین کانون اندیشه جوان
از زبان ائتلاف تا تیک‌تاک فروپاشی

نشست تخصصی «دار‌و‌دسته اسرائیلی» برای ارائه تصویر جامع و دقیق از رژیم صهیونیستی در پرتو تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، با بررسی آخرین شماره فصل‌نامه ترجمان و پرونده نتانیاهو روز سه‌شنبه ۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در کانون اندیشه جوان برگزار شد. آنچه می‌خوانید، متن ویراسته و پیراسته این گفت‌وگو است.

***

محمد ملاعباسی استادیار دانشگاه علامه طباطبایی و جانشین سردبیر ترجمان

ده سالی است که فصلنامه ترجمان منتشر می‌شود و رویکرد آن ترجمه و نشر محتوای نزدیک‌تر و جدیدتری به زمان ما از منابع خارج از ایران است. در مسئله‌سنجی‌ای که انجام دادیم، متوجه شدیم که فضای مجلات و بحث‌های عمومی و رسانه‌ای در ایران یک مقدار شکل و موضوع آشنا دارد و مطابق همان جلو می‌رود و کمتر پیش می‌آید که از این خطوط، چهره‌ها و مسائل و مناسبت‌های آشنا فراتر رود. تلاش ما این بوده که از این فضا بیرون بیاییم تا از خلال ترجمه و اینکه دیگران چگونه دنیا را می‌بینند و مسائل خود را صورت‌بندی می‌کنند و این از چه لحاظی به ما مربوط است، به موضوع نگاه کنیم.

این روند کلی مجله بوده است اما چند مسئله باعث شد به این فکر بیفتیم یک مقداری حال و هوای مجله را تغییر دهیم: یک مسئله این بود که زمان زیادی گذشته بود و ما در یک قالب کار می‌کردیم و به نظر دیگر کهنه شده بود. خوب بود اگر نشریه ما از نظر بصری تغییری داشته باشد. دومین مسئله این بود: کاری که ترجمان ده سال قبل شروع کرد، یک کار جدیدی بود اما در سال‌های اخیر جمع‌ها و جاهای دیگر در قالب سایت و مجله و غیره هم این روند را شروع کردند و احساس می‌کردیم تا حدودی در جوانبی نیازِ مخاطبان فارسی از این جهت برطرف می‌شود؛ پس خوب است قدمی برداریم و جلوتر برویم.

در حال حاضر به دلیل توسعه فناوری و هوش مصنوعی، تعداد مطالبی که در شماره‌های جدید کار می‌شود تقریباً دو برابر قبلی است و علاقه‌مندان بسیار راحت‌تر می‌توانند به محتوا دسترسی پیدا کنند؛ در این وضعیت بهتر است خط اصلی را برای مخاطب فراهم کنیم تا اگر دوست داشت ادامه دهد.

یک سری از مسائل درونی نیز موثر بوده است. مثلاً گاهی هم مطالب خوبی پیدا می‌کردیم ولی به دلایل مختلف قابل ترجمه نبود؛ از جمله مطالب بلند و یا با فاصله فرهنگی زیاد از ما داشت که نمی‌شد این‌ها را ترجمه و منتشر کرد ـ چون مجوز آن به مشکل می‌خورد ـ این مطالب را منتشر نمی‌کردیم و به سراغ مطالبی می‌رفتیم که قالبی راحت‌تر داشت. اما در مرحله جدیدی که داریم مجله را سامان می‌دهیم، تلاش کرده‌ایم تا از قالب ترجمه کامل مطالب ـ که دست ما را می‌بندد ـ محتوای چابک‌تری ارائه دهیم. برای همین به سمت قالب گزارش‌هایی رفتیم که امکان ارائه خلاصه‌تر و دقیق‌تر مطلب را فراهم کند.

ترجمان قبلاً به شخصیت‌های دیگری پرداخته؛ مثلاً دو شماره قبلی به موضوع شخصیت «ترامپ» پرداخته بود؛ ولی مسئله این است که وقتی در مورد کار مطبوعاتی در قالب فصل‌نامه حرف می‌زنیم، طبیعتاً متناسب با فضای مطبوعاتی کشور باید به مسائلی چون رویدادهای بعد از «هفت اکتبر و نزاع با اسرائیل» در کشورمان می‌پرداختیم. ماجرا این است که برای ما نتانیاهو، فردی که نام او را در رسانه‌ها می‌شنویم، یک شخصیت خبیث است که دعا می‌کنیم زودتر به جهنم برود. در سطح گزارش‌های سیاسی هم تکلیف‌مان با وی روشن است؛ چون در مورد دشمنی حرف می‌زنیم که چهره مثبتی ندارد. اما فراتر از تصویری که در مطبوعات برای مصرف عمومی از او ارائه می‌دهیم ـ و این رویه کلی مطبوعات است که به نظر من حتی در برابر مطبوعات خارجی بسیار در آن ضعیف هستیم ـ ما در این شماره یک کار تحقیقاتی علمی و جهانی تحت عنوان «بنیامین نتانیاهو: دو دهه قدرت آشوب و خودشگفتی» انجام داده‌ایم که فکر می‌کنم کار قابل تقدیری توسط دوستان شکل گرفته است. این مطلب حاصل سه سال کار تحقیقاتی است. ما می‌بینیم فردی در امریکا و اسرائیل و چند کشور دیگر با بیش از ۵۰ نفر از نزدیکان وی و دوستان و خانواده‌اش مصاحبه کرده و مطلبی را درباره بنیامین نتانیاهو نوشته است؛ این کار برای ما بسیار آموزنده بود که یک فرد را این‌طور جدی می‌گیرند و چه با او مخالف و چه موافق باشند، آن فرد را عمیق بررسی می‌کنند.

انحراف یا استثناء؟

بدیهی است یک رهبر سیاسی که ۲۰ سال در راس قدرت مانده و کلی اقدامات انجام داده و چهره اسرائیل را عوض کرده، یک شخصیت کاریکاتوری نیست و حتماً نقاط قوتی نیز داشته است. اینکه چه تصمیمی می‌گیرد و با چه راه‌هایی مسیر خودش را باز می‌کند، زاویه‌ای بوده که ما قبل از این ندیده بودیم.

در خصوص اینکه آیا نتانیاهو یک شخصیت انحرافی است و یا نماینده طبیعی مسیر تاریخ صهیونیسم است، باید گفت که ترکیبی از هر دو شخصیت است. مسئله مهم این است که بدانیم صهیونیسم یک بسته منسجم و خیلی ساده نیست و درون آن شکاف‌های وجود دارد. درباره اینکه صهیونیسم چیست و در آینده چه خواهد بود و اسرائیل چجور کشوری باید باشد، دسته‌بندی‌های بسیار جدی وجود دارد. البته نتانیاهو ادامه‌دهنده یکی از سنت‌های قدرتمند موجود در صهیونیسم است؛ هرچند این گرایش که تاریخ مفصلی دارد، عمدتاً در حاشیه سیاست‌ورزی در اسرائیل بوده است.

نتانیاهو رهبر حزب لیکود است و در مقابل حزب کارگر به شمار می‌رود. غالب حیات سیاسی اسرائیل در دست رهبران حزب کارگر بوده و حزب لیکود در حاشیه‌تر و به دلایل مختلف افراطی‌تر بوده‌اند. آنها طرفدار سخت‌گیری علیه فلسطینیان بودند ولی در دورانی که سیاست‌های دموکراتیک شیوه مشروع سیاست‌ورزی در جهان قلمداد می‌شده، به خاطر اینکه پایگاه دموکراتیک قدرتمندی نداشتند، کمتر به قدرت می‌رسیدند.

از این جهت نتانیاهو استثناست؛ چون توانسته یک جریان افراطی را در مسیر افراطی‌تری بیندازد و برای مدت طولانی در قدرت باقی بماند، ولی از یک جهت هم نتانیاهو استثنا نیست؛ چون این اتفاقات در دوره‌ای از سیاست‌ورزی بین‌المللی اتفاق می‌افتد که در جاهایی دیگر از دنیا رهبرانی از این سبک در حال ظهورند. این جهانی است که کارهای دیوانه‌وار نتانیاهو در آن روش کارآمد و موثر سیاست‌ورزی به شمار می‌رود! بنابراین ترکیبی از این دو تاست؛ او هم ادامه‌دهنده سنتی است و خیلی جاها استثنا است و اگر نتانیاهو نخست وزیر نباشد اسرائیل همین باشد و نه به نظرم تغییر می‌کند.

بحران‌زیستی یک سیاست‌مدار

نتانیاهو در مدت طولانی سیاست‌ورزی‌اش در مقاطع مختلف، به این متهم بوده که با بحران‌ها و یا تشدید بحران‌ها امکان رهبری سیاسی خودش را تداوم بخشیده است. در سال‌های اخیر و در ماه‌های قبل از هفتم اکتبر، او به خاطر چند پرونده قضایی و فساد و رشوه، رهبری او از جایگاه متزلزلی رنج می‌برد. با توجه به این سابقه، شرایط بحران و تهدید مانند تنش‌های امنیتی با همسایگان از مسائل مهمی است که به کمک او آمده است. چون نتانیاهو به رهبری معروف بوده که گفتار سیاسی‌اش چنین است: ما در معرض حمله و خطر امنیتی هستیم و وقت تسویه حساب سیاسی نیست. این گفتار رایج نتانیاهو بوده و بعد از ۷ اکتبر هم ـ به خصوص در ماجرای بحران گروگان‌ها و فشار خانواده‌ها ـ تحلیل‌های جدی در این‌باره وجود داشته که او جلوی مصالحه را می‌گیرد یا در این زمینه تلاش زیادی نمی‌کند.

او در این مدت، به طور کامل از جنگ استفاده سیاسی کرده است. تا اینجا، به نظر می‌رسد که نتیجه نظرسنجی‌ها هم به سود اوست و ممکن است در دوره بعدی هم ابقا شود. چون در وضعیت سیاسی خودش، توانسته جامعه را با خود همراه کند. اما در بلندمدت چه باید بکند؟ در ده سال آینده، سیاستی که جامعه اسرائیل را پیش برده، به کجا می‌رسد؟ نمی‌دانیم.

ائتلاف با افراطی‌ها

سبک کشتاری که اسرائیل بعد از ۷ اکتبر در فلسطین انجام می‌دهد، آنچنان هم استثنایی و یا غیر قابل تصور از عملکرد ارتش اسرائیل نیست. رویه چنین ارتشی با این میزان از قدرت نظامی در مقابل چنین مردمان بی‌دفاعی احتمالاً منجر به چنین مسائلی نیز می‌شود. البته دیدگاه‌های سیاسی نتاهیاهو در کنار «متحدان افراطی» که با او «ائتلاف سیاسی» کردند، تعیین‌کننده است. آنها راحت از این حرف می‌زنند که بچه‌های فلسطینی و حتی حیوانات‌شان را باید کشت و کل این زمین را باید شخم زد تا از آنها پاک شود. از نظر تاریخی این بسیار عجیب است که یک دولت در سطح وزیر، کسانی داشته باشد که این قدر از قتل عام حرف بزنند و چنین ادبیاتی داشته باشند که باید بچه‌های فلسطینی را سرخ کنند و کباب کنند و… .

تشکیل کابینه نتانیاهو هم در دوره‌ای بسیار متزلزل است. ممکن است او از قدرت کنار برود؛ چون با جناح‌های بدنام و افراطی در اسرائیل ائتلاف می‌کند. از این جهت خود نتانیاهو در دولت‌های اخیر به مراتب افراطی‌تر از دولت‌های دیگر رفتار می‌کند. مجموعه‌ای از سنت‌های تصمیم‌گیری در اسرائیل، در کنار فضای سیاسی و متحدانی که نتانیاهو دارد، در کنار ویژگی‌های شخصیتی و رهبری‌اش، از عواملی است که باعث ابقای وی شده است.

زبان سیاسی برای هواداران جدید

نتانیاهو از جهات مختلف سیاست‌مداری قهّار است و در چند زمینه تلاش‌های موفقی داشته: از جمله در ساختن یک «زبان سیاسی» که به دنبال آن گروهی از طرفداران جدید و خاص در جامعه اسرائیل برای خودش آفریده است. در میان جامعه اسرائیل یک تقسیم‌بندی وجود دارد: یکی اشکنازی‌ها یعنی مهاجرانی که از اروپا وارد اسرائیل شد‌ه‌اند. اینها سطح تحصیلات و ثروت بالاتری دارند و سفیدپوست هستند. دسته دوم یهودیان سفاردی که از شمال افریقا و خاورمیانه مهاجرت می‌کنند. اینها فقیرتر و محافظه‌کار هستند و کاری به سیاست ندارند. اما نتانیاهو این طیف را نیز مخاطب خود کرده است؛ چون در سیاسی کردن مردم بسیار موفق عمل می‌کند و طرفداران خود را از میان کسانی انتخاب می‌کند که کاری به سیاست نداشته‌اند. این کار بزرگی است. همراه کردن گروهی از طرفداران مردمی، نیازمند به زبان خودش است؛ باید اهداف تازه‌ای برای آنها بچینید تا در مقابل از آنها امتیاز بگیرد. اهمیت این طیف در جامعه اسرائیلی بیشتر شده است.

ولی مسئله مهم که بسیاری از تحلیلگران روی شخصیت وی، بر آن متمرکز هستند این است که ما به معنایی می‌توانیم نتانیاهو را سیاست‌مدار موفقی بدانی که ببینیم بعد از خودش چه کسی این راه را ادامه می دهد. مسئله کاریزما مسئله جانشینی است. نتانیاهو کسی است که این وفاداری را ساخته و پیمان‌ها را چیده و دوستی‌ها را با رهبران جهان داشته و موفق عمل کرده است؛ اما بعد از او چه کسی می‌تواند سر کار بیاید. او خیلی کارهای بزرگی کرده ولی یک روزی قرار است از قدرت کنار برود و این تاریخ خیلی دور نیست؛ بعد از آن چه می شود. آن وقت است که کار بسیار سخت می‌شود.

بله، نتانیاهو چرخه خشونت را گسترش داده و نمی‌دانیم این مسیر تا کجا ادامه دارد؛ اما او یک بازیگر انعطاف‌پذیر است و خوب یاد می‌گیرد. او می‌داند با نبض بین‌الملل چگونه کنار بیاید؟ با شیوه‌ای از سیاست‌مداری دارد از حاشیه سیاست کم‌کم به متن آمده و رفتار آمریکا و رفتار هم‌پیمامان و دوستانش را شکل می‌دهد. این مسیری است که نتانیاهو انتخاب کرده و کار جهان نیز اینگونه می‌چرخد. اما معلوم نیست این مسیر چقدر تداوم پیدا کند.

تجربه جنگ و هنجارسازی

به هر حال، شرایط و مدل تغییر کرده و این مسئله مهمی است. معادلات ایران و اسرائیل قبل از جنگ ۱۲ روزه و بعد از آن، متفاوت است. نخست‌وزیر بعدی که روی کار بیاید ـ هر کسی باشد ـ این خاطره در سیاست اسرائیل جا گرفته که یک بار به ایران حمله کردیم و می‌شود دوباره هم این کار را انجام داد! یا اینکه خیلی آدم کشته‌ایم اما ته ماجرای برای ما بد نشد؛ یعنی چیزهایی که قابلیت این را دارد که در تداوم تاریخی به «هنجار سیاست‌ورزی اسرائیل» تبدیل شود و این تلخ است.

***

علی صمدزاده پژوهشگر حوزه امنیت و روابط بین‌الملل

شیوه ترجمان، یک سبک جدید تحلیلی است. در مطبوعات ما در سطح روابط بین‌المللی و گزاره‌های سیاسی داخلی کشورها، کمتر به این شیوه بها داده می‌شود و در مورد رهبران سیاسی به‌ندرت به مطلبی عمیق پرداخته می‌شود؛ مگر کسی که برجسته می‌شود؛ مثل ترامپ. بنده بخش‌هایی از مجله ترجمان را مطالعه کردم و دیدم که کاری قابل تقدیر است. در زبان عبری مطالبی در مورد شخصیت و رفتار نتانیاهو تولید شده اما در همان زبان باقی مانده که گردآوری آن چالش‌برانگیز است.

یکی از مزیت‌های ترجمان این است که به دشمنی پرداخته که در آخرین رویارویی امنیتی و نظامی با بازیگر بیرونی، زخمی نزدیک به ما زده است. نتانیاهو نقش کلیدی و محوری در این زمینه ایفاد کرده و این پرونده‌ای ویژه در مورد شناخت ما از اوست؛ برای عموم جامعه و نخبگان که مخاطب اصلی ترجمان هستند.

در حوزه بین‌الملل روندی داریم که حوزه‌های نهادی در حال تضعیف است و شخصیت‌ها و رهبران سیاسی در حال برجسته شدن‌ هستند؛ این امر ضرورت «شخصیت‌شناسی رهبران سیاسی» را مضاعف می‌کند؛ در این شماره ترجمان یک گردآوری علمی ارزشمند صورت گرفته است. نتانیاهو، مجموعه منتقدان گسترده‌ای در جهان دارد و این کاری جالب است که به «ادبیات نظری» ما کمک قابل توجهی می‌کند. البته منتقدان نتانیاهو به چپ‌گرایی معروف و محکوم می‌شوند؛ چون ذاتاً یک رهبر سیاسی راست‌گراست، اما مطالب ترجمان یک‌دست و لزوماً نقد جریان چپ به نتانیاهو نیست.

مطالب این شماره، تنوعِ منبع دارد و پردازش خوبی شکل گرفته تا پیشینه جریان راست‌گرای اسرائیل مورد بررسی قرار بگیرد. سطح تحلیل در حوزه خرد است اما این طور نیست که فقط لایه روبنایی داشته باشد؛ بلکه تحلیل عمیق ارائه شده است. نکات و مقالات برگزیده از منابعی که به خاطر حوزه فعالیتم آنها را پیگیری کرده‌ام انتخاب شده و به جنبه‌های شخصیتی این فرد به خوبی پرداخته شده است.

جامعه ساختگی، جامعه ناامن

اسرائیلی‌ها جامعه‌ای استثنایی دارند؛ یعنی جامعه آنها مهندسی و ساختگی است. برای همین کنترل‌های امنیتی زیادی در جامعه‌شان برقرار است و حتی در مورد جوامع قومی ـ مذهبی یهودی هم این کنترل‌ها وجود دارد؛ چون جامعه یکدستی نیست و شاخه‌های متعددی با سویه‌های رفتاری متفاوتی وجود دارد. اسرائیلی‌ها توانسته‌اند تنها برخی از این‌ها را مهار کنند. مثلاً در کشورهای متعددی که در منطقه هستند، ترور رهبران سیاسی در عالی‌ترین سطوح اتفاق پرتکراری نیست اما از داخل جامعه اسرائیل یک یهودی افراطی، اسحاق رابین، رهبر حزب کارگر و نخست‌وزیر وقت اسرائیل را ترور می‌کند. پس در استانداردهای خودشان هم این یک جامعه معمولی نیست. اسحاق رابین به خاطر رفتار متعادلی که به تعبیر راست‌گرایان افراطی داشت و با فلسطینی‌ها مصالحه کرده بود، باید ترور می‌شد! یعنی با جامعه‌ای مواجهیم که شاخه‌های تندوریی دارد که حاضرند کسی که بخواهد سازش کند ـ آن‌هم سازشی در مسیر تداوم اشتغال‌گری ـ را ترور کند. این جامعه رفتار نُرمالی ندارد و سویه‌های رادیکال در آن پررنگ و قدرتمند است.

در هر جای دیگری یک رهبر راست‌گرا توسط چپ‌ها ترور شود یا برعکس آن، گروهی که ترور کردند قدرتمند نمی‌شوند، بلکه تضعیف می‌شوند؛ در حالی که در جامعه اسرائیل برعکس است. از زمان قتل رابین، جریان چپ تضعیف شدند و راست‌ها یعنی گروهی که او را ترور کردند، قوی شدند. پس این جامعه نرمالی نیست.

فروپاشی رویای اسرائیلی

اینکه گفته شود حادثه ۷ اکتبر پایان امنیت منطقه است، یک تعریف رادیکال است؛ چون اسرائیلی‌ها هیچ‌وقت امن‌ترین نبودند. تصور و تصویری که خودشان از اسرائیل می‌ساختند این بود: ما نظام سیاسی و قدرتی هستیم که از مرحله تثبیت عبور کرده‌ایم و هیچ چیزی بقای ما را تهدید نمی‌کند؛ مگر تهدید هسته‌ای از جانب ایران؛ مابقی تهدیدات را هم ذیل این تعریف می‌کردند.

حادثه ۷ اکتبر ذهنیت اسرائیلی‌ها را فروپاشید. اصلی‌ترین ویژگی ۷ اکتبر این است: اسرائیلی‌ها سال‌ها گمان می‌کردند از مرحله تهدید بقا توسط عناصر فلسطینی عبور کرده‌اند. بیش از دو دهه بود آنها به این معتقد بودند که تهدید جوامع فلسطینی را مهار کرده‌اند و فقط برای اینکه منطقه بیشتری را برای شهرک‌سازی اشتغال کنند، باید فلسطینی‌ها را پس بزنند؛ چون گروه‌های مقاومت فلسطینی این کار را برایشان سخت کرده بودند. اما یکباره گروه مقاومت حماس توانست برای اسرائیل تبدیل به یک چالش امنیتی شود.

عملیات هفتم اکتبر، تصویر امنیت اسرائیل را مخدوش کرد؛ چون حماس این امکان را پیدا کرد که در یک عملیات بسیار پیچیده از نظر محاسبات و طراحی در یک منطقه ۳۶۵ کیلومتر مربعیِ کاملاً محاصره شده از طرف فرماندهی نظامی اسرائیل در جنوب ـ یکی از قدرتمندترین واحدها را در اختیار دارد ـ حاکمیت اسرائیل را متزلزل کند. این قابل قیاس با هیچ جغرافیای دیگری نیست. یگان‌هایی که آنجا بودند ضعیف نبودند ولی کاری که حماس انجام داد این فرماندهی را دچار فروپاشی کرد.

چالش حماس جدی و حیاتی بود؛ کاری که حماس در عملیات ۷ اکتبر انجام داد این بود که فرماندهی محور جنوب دچار فروپاشی شود و اسرائیلی‌ها برای نخستین‌بار و در تنها مورد تاریخی، نیروهای عملیاتی خارجی را میزبانی کنند. دهزار مستشار امریکایی برای مقابله با تداوم این زنجیره فروپاشی در فرماندهی اسرائیل وارد اراضی اشغالی شدند تا نقش‌آفرینی کنند. آنها مجبور شدند دو ناوگروه را برای کمک به اسرائیلی‌ها به شرق مدیترانه اعزام کنند؛ در صورتی که تصورشان این نبود به‌خصوص در زمانی که می خواهند چین را مهار و مناقشه اکراین را مدیریت کنند، نیاز باشد ناوگروهی برای امنیت اسرائیل به منطقه اعزام شود. این اتفاقات بزرگی است. در مورد کمپین نظامی که در مورد ونزوئلا به عنوان کشور مستقل انجام دادند هم این دو ناوگروه اعزام شده است.

کم‌کاری ما در پردازش ۷ اکتبر

در هفتم اکتبر کار بزرگی اتفاق افتاد و در حالی که ما در نقطه کانونی مقاومت هستیم، باید «پردازش کیفی و مطلوبی» می‌داشتیم و حتی در حوزه نظامی، باید اثراتی که داشته را معرفی می‌کردیم؛ نسبت به تبیین ۷ اکتبر کم‌کاری داشتیم. اسرائیل سعی کرد با کشتار وسیع بعد از ۷ اکتبر تصویر مقتدرانه خود را برگرداند اما موفق نشد. آمریکا که قصد کاهش حضور در منطقه را داشت، دوباره پیمان بست و در منطقه ماند. همه خواهان پیمان امنیتی نظامی با آمریکا هستند؛ این‌بار به دلیل خطرات اسرائیل! البته خواست برخی از کشورها به قبل از حمله نظامی به دوحه مربوط است. کشورهای منطقه به این درک رسیده‌اند که اسرائیلی‌ها در تامین امنیت خود بازیگر مستقلی نیستند و نیاز به پشتیبانی آمریکا دارند.

از طرفی کشورهایی که در «صف عادی‌سازی» بودند، بها را افزایش دادند و این برای اسرائیل پیامد منفی داشت. گویا نرخ تغییر کرده و بهای این کار افزایش یافته است. عربستان سعودی دیگر حاضر به پرداخت این بها نیست و این هم برای آمریکا تبعاتی داشت و هم برای اسرائیل. چالش‌هایی به وجود آمده است. اتفاقاتی رقم خورد که هیچ کس انتظار نداشت، اما نشان داد «رشادت و بلوغ نظامی» بازیگر فلسطینی در تاثیرگذاری معادلات راهبری در سطح بین‌الملل بود. شاید حزب‌الله لبنان می‌توانست چنین حرکتی کند اما هیچ کس باور نمی‌کرد فلسطین اینگونه طوفان به پا کند که با اسم عملیات طوفان‌الاقصی این کار را رقم زد.

در مورد رهبران این حماسه، از جمله سنوار که به تعبیر اسرائیل «مغز متفکر» بود، متاسفانه ما نسبت به ادبیات ایشان نیز بیگانه هستیم و نمی‌دانیم دلایل او برای این کار چیست؟ برخی قضاوت می‌کنند که دوره درگیری‌ها به دلیل هزینه‌های سنگین بعدی در غزه، لبنان و ایران، زیاد است. حتی فکر می‌کردند ممکن است سنوار عامل اسرائیلی‌ها باشد! چون ۲۰ سال در آنجا حبس بوده است. این بزرگترین جفا در حق ایشان بود. برخی می‌گفتند ایشان محاسبه نادرست داشته و فکر نمی‌کرده اسرائیل چنین کشتاری را به راه بیندازد اما دست‌کم با داده‌هایی که من دیده‌ام و سخنرانی‌هایی که در سال‌های قبل مشاهده کرده‌ام می‌توان گفت ایشان آگاه‌ترین چهره و یکی از دو چهره برجسته در «شناخت رفتار اسرائیل» است. ایشان می‌دانست اسرائیل بعد از ۷ اکتبر چه می‌کند و حتی در مورد تعداد کشته‌ها نیز دچار اشتباه نبود. او در یک سخنرانی می‌گوید: «ما اسرائیلی‌ها را در خون خودمان غرق می‌کنیم». وقتی این تعبیر را شنیدم، نگاه من نسبت به ایشان تغییر کرد. هیچ چالش امنیتی به لحاظ عملیاتی نیست که اسرائیلی‌ها نتوانند با آن مقابله کنند و هیچ زمان آمریکایی‌ها این‌طور تمام‌قد پشت اسرائیل نبودند. یکی از ویژگی‌های برجسته نتانیاهوی این است جزو معدود نخست‌وزیران است که می‌تواند تصمیمات در واشنگتن را محقق سازد، اما نتوانست امنیت اسرائیل را تامین کند. سنوار کسی است که به درستی اسرائیل را دچار تضاد کرده است. مقامات اسرائیل می‌گویند در بهترین وضعیت عملیاتی و بدترین وضعیت راهبردی در طول تاریخ خود هستیم. آنها همیشه از این ترفند استفاده می‌کردند که مظلوم هستند؛ اسطوره هلوکاست را مطرح می‌کردند و کسی جرات نداشت آن را دچار چالش کند؛ در حالی که با ۷ اکتبر و اتفاقات بعد از آن، اکنون متهم هستند و در سفر به همه‌جای دنیا احساس امنیت ندارند؛ چون در معرض اتهام هستند. تصویر واقعی اسرائیل این‌گونه مشخص شد.

رشادت فلسطینی‌ها در ۷ اکتبر نمایان شد و مغز متفکری چون سنوار را به جهان معرفی کرد؛ هرچند در حق او اجحاف شد و در نهایت ۷ اکتبر، «چهره دیو اسرائیل را از پشت نقاب فرشته بیرون کشید» و شکست بزرگی برای اسرائیل در صحنه بین‌الملل بود که به عملکرد نتانیاهو لطمه زیادی زد.

شاه بی‌بی و کابوس دهه هشتم

جامعه اسرائیل، اسطوره‌ای و با برداشت‌های خاص تاریخی است. آنها گزاره‌های اسطوره‌ای زیادی در ذهن دارند. مثلاً «کابوس دهه هشتم» دارند؛ چون معتقدند در طول تاریخ هر بار که قوم یهود حاکمیتی داشته، به دهه هشتم نرسیده است. می‌گویند نتانیاهو کابوس دهه هشتم ما است و کارهایی کرده که جامعه دچار دوقطبی شود؛ مثل لایحه اصلاحات قضایی که ائتلاف سختی ایجاد می‌کند تا او را در قدرت نگه دارد؛ اما در قِبال ۵۴ درصدی که طرفدار کسب کرده ۴۶ درصد هم مخالف او هستند و این رفتار و دست‌فرمان را قبول ندارند. این‌ها اعتقاد دارند که کابوس دهه هشتاد «شاه بی‌بی» است و می‌گویند شما دموکراسی را تبدیل به سلطنت می‌کنید که وفاداری به شخص پادشاه مطرح است. بسیاری از قدیمی‌های امنیتی، درباره انتصاباتی که نتانیاهو در بخش‌های امنیتی داشته، هشدار می دهند که او افرادی را انتخاب می‌کند که ملاکش وفاداری است و کارایی نیست. رئیس موساد یکی از کسانی است که جزو گزینه‌های اصلی است؛ رئیس فعلی، مسئول دفتر نظامی اوست که سابقه یک روز فعالیت اطلاعاتی ندارد؛ در ارتش بوده اما در معاونت‌های غیر اطلاعاتی بوده است؛ در حالی که معمولاً تلاش می‌شده رئیس موساد متعلق به خود موساد و یا از جامعه اطلاعاتی باشد. به هر حال موساد یک نهاد قدرتمند در جامعه و فرهنگ اسرائیل است. اما بسیاری از نیروهای موساد این را به مثابه تحقیر در نظر گرفتند و می‌گویند ما یک مجموعه باسابقه هستیم و برای اسرائیل و امنیتش هر کاری کرده‌ایم، ولی شما کسی را از بیرون کسی را می‌آورید که درباره‌اش شایسته‌سالاری نیست.

البته اینکه نتانیاهو به خودش جرات داده به سمت تهدیدات موجودیتی حرکت کند، از او شخصیتی کاریزماتیک ساخته است. او تنها رهبری است که به سراغ ماجرای هسته‌ای ایران رفته و این وعده‌اش را محقق ساخته و حمله نظامی به ایران را کلید زده است. او افتخار می‌کند تنها کسی در بین بازیگران سیاسی منطقه، می توانم حضور داشته باشم ماجرای شهادت حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی آغاز می کنند از طرف دیگر نتانیاهو کارهایی را رقم زده و رفتار او پیامدهایی دارد که بی‌سابقه است و در نگاه منتقدین پیامدهای رفتار او مهم است. برای اینکه به جمع‌بندی برسیم، باید دو طرف را ببینیم. اما اگر بخواهیم برآیند بگیریم، او دستاوردهای تاکتیکی داشته و ضعف‌های راهبردی که قابل جبران نیست.

از تیک‌تاک تا فروپاشی

با توجه به کشتار پس از ۷ اکتبر، امروز هر کشوری از اسرائیل حمایت کند دچار چالش می‌شود و این امر وجهه اسرائیل را مخدوش کرده است. چون شبکه‌های اجتماعی تصاویر کشتار گسترده را منتشر کرده‌اند. بعد از ۷ اکتبر یک اختلاف با چین به وجود آمد. اسرائیلی‌ها معتقدند شاید اپلیکیشن اصلی که تصویر کشتار را منتشر کرده تیک‌تاک است؛ چون بیشترین نفوذ را در بین جوانان غربی داشته و در آمریکا نیز مورد علاقه جوانان و نوجوانان است اما مانند شرکت متا الگوریم کاهنده در مورد مسئله اسرائیل را استفاده نمی‌کرده است. بخشی از محدودسازی علیه تیک‌تاک در امریکا اتفاق افتاد و مجبور کردند بخشی از سهام را واگذار کند و قرار است الگوریم تیک‌تاک هم متفاوت باشد اما در امریکا مدیریت شود. پس می‌بینیم این شکست به حمایت‌هایی که از اسرائیل اتفاق می‌افتد، تسری یافته است. زمانی بود که اگر کسی از اسرائیل حمایت می‌کرد، کسی او را به چالش نمی‌کشید ولی الان اگر حمایت کند تبدیل به چالش حقوق بشری می‌شود و تداوم این حمایت برای او هم مسئله می‌شود.

جامعه قبل از ۷ اکتبر، جامعه‌ای بود که به سمت افراطی‌گری و تشدید سویه‌های راست‌گرایی در حال حرکت بود ولی امروز دارد نفوذ خود را از دست می‌دهد. جناح چپ کمتر مذهبی هم در حال از دست دادن نفود خودش در اسرائیل است.

یک نظرسنجی را در اسرائیل برگزار شده که گزارش‌هایش مهم است. از مردم پرسیده بودند آیا با این اقدامات نتانیاهو موافقید؟ ۳۳ درصد گفتند خوب عمل می‌کند و ۳۰ درصد گفتند زیاده‌روی می‌کند. این یک شکاف داخلی است. اگر به اسرائیل تهاجم گسترده شود، این شکاف‌ها پوشیده می‌شود. آنها ایران را بازیگری صبور قلمداد می‌کنند اما ترکیب اینها ـ یعنی تهاجم از بیرون و باز شدن شکاف‌ها از درون ـ بدترین سناریو برای اسرائیل است. این یعنی ما در نقطه‌ای هستیم که اسرائیل در حال فروپاشی است.

در تفکر اسرائیلی‌ها پرخشونت‌ترین پرونده خودشان یعنی پرونده کشتار حماس، موفق‌ترین است؛ اما یکی از شاخص‌های جدی در این پرونده، از بین بردن زیرساخت‌های تروریستی یا همان تونل‌های غزه است که طبق گزارشی که خودشان اعلام کرده‌اند، ۶۰ درصد تونل‌ها همچنان فعال است و ظرفیت عملیاتی دارد. پس از نظر شاخص مادی موفقیت‌شان نسبی است.

یکی از نقدهایی که به نتانیاهو وجود دارد، می‌گوید تو زخم‌های عمیقی به مقاومت زده‌ای اما پرونده را تکمیل نکردی و سرنوشت مقاومت بعد از سیدحسن نصرالله محاسبات پیچیده‌تری دارد؛ چون کار به دست رهبرانی افتاده که شناخت کمتری از آنها وجود دارد. نتانیاهو رهبران شاخص جهادی را از بین برده اما نفر بعد از آن ممکن است رفتارهای متفاوتی داشته باشد که رهگیری آن برای اسرائیل چالش است. ضمن اینکه محور و فرهنگ مقاومت ذاتاً قائم به شخص نبوده است. فراز و فرود داشته اما چون زیرساخت مقاومت در بخش‌های مردمی بوده، پیش می‌رود.

پس نمی‌توان قضاوت نهایی داشت که نتانیاهو کار مقاومت را به پایان برد. قضاوت درست زمانی انجام می‌شود که به پایداری محور هم اشاره شود. اسرائیلی‌ها هنوز در وضعیتی نیستند که بگویند تهدید را به طورکامل از بین برده‌اند. به دلیل طراحی‌های مختلف، ظرفیت‌های استفاده نشده در محور مقاومت بیش از ظرفیت‌های استفاده شده است.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *