سووشون، جایی که سوگواری وطن می‌سازد

سووشون، جایی که سوگواری وطن می‌سازد

رمان سوووشون اول و البته تا پایان شما را نگران از دست رفتن ایران نمی‌کند. صفحات ابتدایی رمان یک خانواده را به ما نشان می‌دهد که خوشند. زن و شوهر رابطة عاشقانه‌ای با هم دارند و در خلوت خود دربارة فرزندان و مردمی که بر زمین‌هایشان کار می‌کنند حرف می‌زنند. خانواده‌ای که زندگی‌اش به بیرون از خانه ربط دارد. واقعیت این است که زندگی هم می‌تواند دربارة چیزی باشد؛ زندگی هم می‌تواند برای چیزی بزرگ‌تر از خود خانواده باشد. و ما در جهانی زندگی می‌کنیم که همه از همه‌جا در راستای اتمی کردن زندگی و جدا کردن آن از جهان بیرونند و این‌گونه است که گاه حتی در شادی‌های خود هم احساس تنهایی می‌کنیم. فکر می‌کنیم که ربطی به جهان نداریم و جهان مسئولیت ما را به‌عهده نمی‌گیرد، چراکه پیشتر ما از زیر مسئولیت آن شانه خالی کرده‌ایم.
زری و یوسف قهرمانان همین جهانند و اینگونه است که خانواده‌شان به استعاره‌ای از ایران بدل می‌شود. ما می‌ترسیم که یوسف و زری زیر فشار انگلیسی‌ها سر خم کنند، چراکه پس از آن دیگر همه‌چیز از دست رفته است. مدام از یوسف می‌پرسند که به تو چه! تو چرا حاضری شیرینی این زندگی خانوده‌ات را در مبارزه با انگلیسی‌ها به خطر بیاندازی. اما برای یوسف زندگی بدون اینکه دربارة بیرون باشد بی‌معنی است.
و نام رمان از همین جهت است که اهمیت دارد. یوسف کشته می‌شود. این می‌تواند پایان حزن‌انگیز یک سرزمین باشد، اما سوگواری برای یوسف داستان را از بیهودگی نجات می‌دهد. نجات داستان درواقع نجات انسان ایرانی و نجات ایدة یوسف است. وقتی همه به سوگ او می‌نشینند، انگار وطن در هیبت شکوهمند و اساطیری‌اش تازه تأسیس می‌شود. تا دیروز برای مردمان آن حوالی همة چیزهایی که انگلیسی‌ها به آن چشم داشتند، صرفاً یک دارایی بود، اما حالا… حالا دیگر نه. یک زندگی برایش فدا شده است.
پی‌نوشت؛ در تمام این گفته‌ها، وقت‌هایی که ما دربارة قداست وطن به‌خاطر خون شهدایش حرف می‌زنیم، انگار یوسف و تمام شهیدان این سرزمین با لبخند به ما نگاه می‌کنند و همان سؤال اولشان را می‌پرسند: زندگی بدون وطن چیست جز اتم‌های در خود فرو رفته و پرت؟ ما پیش از آن‌که برای ایران فدا شویم، زندگی خودمان را نجات دادیم.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *