«توصیف آکادمیای بینالمللی علوم انسانی» را میتوان یکی از معدود تلاشهای نهاداندیش ایرانی برای پیوند دادن مطالعات سیاست علم، فلسفه علوم انسانی و دیپلماسی فرهنگی دانست. این مجموعهمقاله تلاشی است برای ساختن نقشه معرفتیِ حضور ایران در میدان علوم انسانی جهانی.
این کتاب را میتوان به مثابه طراحی هندسه معرفتیِ جدید برای حضور ایران در علوم انسانی جهانی دانست: از بازشناسی نسب اسلام و غرب، تا نقد ساختار دانشگاهها و طرح راهبردی برای دیپلماسی علمی؛ و از همین جهت، جایگاه قابل توجهی در ادبیات «سیاستگذاری علم» در ایران پیدا میکند که میتواند مبنای کار پژوهشگران حوزه فلسفه علوم انسانی، مطالعات جهانی و مدیریت دانش قرار گیرد.
فصل سوم (گفتمانهای سیاسی و ایدئولوژیک در آکادمیای علوم انسانی) هسته فلسفه سیاسی کتاب است. از «حزب عدالت و توسعه و تأثیر آکادمیای ترکیه»، تا «گفتمان سعودی و ایدئولوژیهای ناشی از آن»، کتاب نشان میدهد چگونه دولتها با سرمایهگذاری بر آکادمیای علوم انسانی، در واقع در حال تعیین دستورکار معرفتی جهانیاند. همچنین گفتار سوم در این فصل یعنی «آکادمیای ایران و کرسیهای علوم انسانی» نقطه اتصال تلاشهای داخلی با روندهای بینالمللی را بررسی میکند؛ از نگاه نویسنده، این بخش مستقیماً به ضرورت بازآفرینی دیپلماسی علمی ایران اشاره دارد. فصل پنجم و پایانی (ضرورت حضور دغدغهمندان در آکادمیای بینالمللی علوم انسانی) اساساً مانیفست کتاب است. نویسنده در گفتارهایی چون «ضعف دیپلماسی آکادمیک ایران»، «تحلیل علل ضعف»، «نسبت دینداران با سکولار» و «زبان و فرهنگ فارسی به مثابه ظرفیت دیپلماسی علمی» بر ضرورت بازسازی نهادی و فرهنگی ایران در فضای علوم انسانی جهانی تأکید دارد. پایانبندی با «پیشنهادهای نهایی» و «جمعبندی» بر آن است که آکادمیای جهانی، میدان رقابت فکری است و غیبت ایران در آن مساوی با حاشیهنشینی معرفتی است.
کتاب حاضر بر پایه روش گفتمانشناسی تطبیقی (Discourse Analysis) نوشته شده و از سنتهای شرقشناسی، مطالعات تمدنی و جامعهشناسی معرفت بهره گرفته است. ساختار آن تلفیق سه لایه دارد:
- لایه توصیفی: معرفی ساختارهای دانشگاهی در کشورهای مختلف؛
- لایه تحلیلی: ارزیابی نحوه نمایش اسلام و ایران در علوم انسانی غربی؛
- لایه تجویزی: ارائه راهکارهایی برای دیپلماسی علمی و فرهنگی ایران.
از نظر مفهومی، اثر در پی طرح مفهوم «آکادمیای بینالمللی علوم انسانی» به عنوان میدان شکلدهی به گفتمانهای جهانی است؛ جایی که سیاست، دین، و شناخت به هم میرسند. از دید آکادمیک، نقطه قوت کتاب در آرایش موضوعی آن است: حرکت از بازنمایی اسلام در غرب تا آسیبشناسی نهادی ایران. این پیوستگی منطقی به ندرت در آثار مشابه دیده میشود. بهعلاوه، کتاب از حیث تنوع منابع (فارسی، عربی، انگلیسی، آلمانی، فرانسه، ترکیه) نمایانگر کوشش برای «گفتوگوی میانزبانی» است.
در مقابل، کاستیهایی نیز مشهود است: زبان نوشتار گاه به جای تحلیل مفهومی، به توصیفات عمومی نزدیک میشود و برخی گفتارها ـ مثل بخش مربوط به عربستان ـ از نظر مستندسازی و آمار دانشگاهی نیازمند تکمیل است. همچنین، فصل نهایی برغم اهمیت محتوایی، از لحاظ نظریه دیپلماسی علمی میتواند با مدلهای مقایسهای بینالمللی (مثلاً سیاستهای علمی کره یا هند) غنیتر شود.
برای تهیه کتاب توصیف آکادمیای بین الملل علوم انسانی کلیک کنید.






پاسخها