مسئله علم دینی را میتوان از طرحهای فکری ژرف در دوره معاصر دانست که اندیشمندان مختلفی پیرامون آن به بحث و تبادل نظر پرداخته و آثار گوناگونی را به رشته تحریر درآوردهاند. این پروژه پیش از انقلاب اسلامی عمدتاً با انگیزه حل نزاع میان علم و دین طرح شد، اما پس از انقلاب و با طرح ضرورت دولتسازی اسلامی و به تعبیر رهبر شهید انقلاب، «جنبش نرمافزاری»، مسئله اداره دینی امر حکمرانی نیز بهعنوان محرکها و انگیزههای ورود به این پروژه افزوده شد. ازاینرو، شاهد آن بودیم که استعدادهای زیادی از رشتههای فنی و مهندسی پا به عرصه علوم انسانی گذاشته و افراد زیادی نیز بهمنظور فهم دقیق و متفقهانهی علوم حوزوی برای برقراری پیوند میان علم و دین، پا به حوزه علمیه نهادند. مسئله امکان، ماهیت و چگونگی تکوین «علم دینی»، در این میان، درونمایه بسیاری از بحثها و پژوهشها را شکل میداد؛ موضوعی که با پرداختن به آن، استخوانبندی سنتهای علمی و فکری در مسئله علم دینی بنیان نهاده میشد. فهم دقیق این طرح کلان، مستلزم واکاوی رویکردهای گوناگون، از هستیشناسی و فلسفه علم تا روششناسیهای تجویزی و بسترشناسی تاریخی، است. در نگاشته پیش رو تلاش داریم تا آثار مکتوب و رسانهای گوناگون مربوط به علم دینی را در سه سطح مختلف و به ترتیب اولویت مطالعه در هر سطح به بحث بگذاریم.
بخش اول: رویکردهای فلسفی و معرفتشناختی
عقلگرایی و نفی رویکردهای حسی و پوزیتویستی به علم، یکی از مداخل جدی برای گشایش نگرههای متفاوت به علم و طبیعتاً طرح مسئله علم اسلامی بهعنوان یک منظر جدید بوده است. در این میان، باورمندان به حکمت صدرایی، با اعتقاد به توانایی این حکمت جهت امتداد در عرصه علم و تمدن، تلاش کردهاند در این زمینه روزنهگشاییهایی صورت دهند. در ادامه، به چند اثر نظریهپردازانه در این باره خواهیم پرداخت:
۱. منزلت عقل در هندسه معرفت دینی؛ آیتالله عبدالله جوادی آملی
این اثر بر پایه حکمت متعالیه، تفکیک رایج میان علم و دین را یک خطای مفهومی میداند. آیتالله جوادی آملی با توسعه مفهوم «عقل برهانی» و قرار دادن آن در تراز «نقل»، عقل و علم حقیقی را ابزار کشف فعل تکوینی خداوند برمیشمارد. در این هندسه، هر گزاره برهانی کشفکننده حقیقت، دینی است و تعارض میان علم تجربی صائب و دین، ناممکن تلقی میشود. نویسنده این اثر در این مسیر گام برداشته و توضیح میدهد: همانگونه که حاصل ژرفکاوی یک فقیه پیرامون قول الهی، یعنی کتاب و سنت، دین خوانده میشود، حاصل ژرفکاوی یک محقق علوم طبیعی بر فعل الهی نیز دین خوانده میشود. از همین رو، ما شاهد توسعه چارچوب دین بهگونهای هستیم که همه علوم را در بر گرفته و مسئله تعارض میان علم طبیعی و علوم دیگر دینی، نظیر تعارض میان دو روایت با یکدیگر، حلوفصل خواهد شد.
۲. رابطه علم و دین؛ آیتالله محمدتقی مصباح یزدی
مرحوم آیتالله مصباح یزدی از جمله اندیشمندانی بودند که از ابتدای انقلاب اسلامی، بخت و اقبال یافتند تا دیدگاههای خود را در قالب نهادی دنبال کرده و با تأسیس مراکز متعدد علمی در راستای تکمیل مسئله علم دینی، گام بلندی بردارند. ایشان از پایگاه رئالیسم معرفتشناختی اسلامی به تبیین قلمرو و کارکرد قوای ادراکی حس، عقل و وحی میپردازند و با رد مبانی نسبیگرایانه و پوزیتیویستی در علوم مدرن، نشان میدهند که علم مبتنی بر پیشفرضهای قطعی عقلی و گزارههای یقینی وحیانی، چگونه چارچوب تولید معرفت را در علوم انسانی و اجتماعی جهتدهی و تحدید میکند. البته ایشان با رد نقلگرایی در مسئله بهرهگیری از دین، نوعی گزینشگرایی را در قلمرو دین وارد کرده و به این سمت گرایش پیدا میکنند که دین صرفاً متکفل امر هدایت بوده و تمام گزارههای دال بر آنکه همه چیز در دین وجود دارد، دلالت بر مسئله هدایت دارند. لذا علم نیز تنها در آن نقاطی که گره به مسائل تجویزی پیدا کرده و به حوزه بایدها و نبایدها گرایش پیدا میکند و یا حامل گزارهای هدایتی در باب انسان میشود، با دین تداخل کرده و قابلیت متصف شدن به وصف دینی را پیدا میکند.
۳. سنت، ایدئولوژی، علم؛ حجتالاسلاموالمسلمین حمید پارسانیا
حمید پارسانیا، ضمن تسلط به دانش فلسفه و حکمت صدرایی، از ابتدا برنامه پژوهشی خود را بر دانش جامعهشناسی تطبیق داده و در این زمینه رشتههای مختلفی را پایهریزی کردهاند. ایشان در این اثر، با پیوند زدن حکمت صدرایی به جامعهشناسی معرفت، سرشت تاریخی و فرهنگی زایش علوم مدرن در بستر سکولار غرب را آشکار میسازد. اثر استدلال میکند که علم، پدیدهای فارغ از مبانی جهانشناختی نیست؛ بنابراین، با اتکا به ظرفیتهای منطقی، تجریدی و وجودی حکمت اسلامی، میتوان صورتی متمایز و موجه از علوم انسانی ـ اجتماعی معطوف به حقیقت را پیریزی کرد.
۴. از علم سکولار تا علم دینی؛ دکتر مهدی گلشنی
دکتر گلشنی، فیزیکدان برجسته ایرانی، از قدیمیترین شخصیتهایی است که درباره علم خداباور در ساحت علوم طبیعی به بحث پرداختهاند. گلشنی فرض بیطرفی و سکولار بودن علم مدرن را به چالش میکشد و نشان میدهد که دادههای حسی همواره در ذیل پارادایمهای فراتجربی و مفروضات متافیزیکی تفسیر میشوند؛ در نتیجه، تبیین فیزیک یا علم تجربی بر مدار پیشفرضهای جهانبینی توحیدی و غایتمند، منطقاً موجه است و واجد اعتبار معرفتی. دکتر گلشنی در این اثر، با ذکر مصادیق مختلفی، بهخوبی نشان میدهد که در دل دادههای تجربی، تفسیر مسائل قرار ندارد، بلکه تفسیر دادهها از دل جهانبینیهای کلان خارج شده و میتوان پارادایم خداباوری را نیز بهعنوان یکی از چارچوبهای تفسیری به کار گرفت.
۵. فلسفه علم دینی؛ آیتالله علیاکبر رشاد
آیتالله رشاد نیز از چهرههای شاخص حاضر در این دسته به شمار میروند. ایشان در راستای توضیح مسئله علم دینی، آثار مختلفی را به رشته تحریر درآورده و برای فهم دقیق ایده وی، لازم است نیمنگاهی به کتاب «نظریه ابتناء» داشته باشیم. این اثر، با اتکا بر دو نظریه کلیدی «ابتناء»؛ یعنی منطق فهم دین، و «تناسق ارکان»، قرائتی دستگاهوار و روشمند از علم دینی ارائه میدهد. آیتالله رشاد، علم را مجموعهای سیستماتیک از مؤلفههای رکنی شامل مبادی، موضوع، مسائل، منطق و غایت میداند. وی استدلال میکند که دینی بودن یک علم، در گرو سازواری و ابتناء تمامی این ارکان بر مبانی معتبر دینی است. در این هندسه، علم دینی با پذیرش معرفتشناسی «واقعگرایی دینی» و کاربست دستگاه روششناختی آمیخته، شامل وحی، عقل، تجربه و فطرت، در پی کشف حقایق عالم با غایت نهایی استکمال نفوس و تعالی حیات انسانی است.
بخش دوم: رویکردهای روششناختی و تمدنی
رویکردهای روششناختی و تمدنی در مسئله علم دینی، تمرکز خود را بر طراحی الگوهای تولید علم و فهم نسبت آن با ساختارهای کلان جامعه معطوف میسازند. این دسته از پژوهشها، علم را فرایندی سیستماتیک و نهادین در نظر میگیرند که نیازمند متدولوژی و منطق درونی خاص خود است. دغدغه محوری در این نگرش، چگونگی استنباط روشمند پیشفرضهای علمی از متون دینی، بررسی تأثیر ارادههای تاریخی بر جهتگیری علوم، و نحوه کاربست این دانش در معماری تمدن اسلامی است. آثار این بخش تلاش میکنند سازوکارهای روششناسانه علم دینی را صورتبندی کرده و الگوهایی برای تولید دانش متناسب با نیازهای ساختاری جامعه ارائه دهند. چهار اثری که در ادامه میآید، تنوع و عمق این نگاههای متدولوژیک و تمدنگرا را نمایندگی میکنند.
۱. هویت علم دینی؛ دکتر خسرو باقری
دکتر باقری، روانشناس علاقهمند به حوزه علم دینی و معرفت، رویکردی «تأسیسی» و معرفتشناختی به نسبت دین با علوم انسانی ارائه میدهد. وی بدون تقلیل دادن متون دینی به دادههای تجربی یا تبدیل علم به متون نقلی، روششناسی برونکشی پیشفرضهای انسانشناختی و جهانشناختی از متون اسلامی را صورتبندی میکند؛ فرضیاتی که در مقام داوری، آزمونپذیرند و به ساخت نظریههای بومی و دینی در علوم انسانی میانجامند.
۲. جهتداری علوم از منظر معرفتشناختی؛ آیتالله سید محمدمهدی میرباقری
این اثر، حاصل دو جلسهی مجزای مناظره میان آیتالله میرباقری و استاد حسن معلمی بوده و با توجه به شیوه اثر، بهخوبی میتواند بخشهایی از دیدگاه معرفتشناسی فرهنگستان علوم اسلامی را نمایندگی کند. آیتالله میرباقری در این جلسات، با نفی استقلال عقل نظری و ماهیت تفکیکپذیر علوم، علم را پدیدهای جهتدار و متأثر از «انگیزه و اراده تاریخی» میداند. در این نگاه، علم دینی صرفاً تغییر پیشفرضها نیست، بلکه متضمن تغییر منطق و روششناسی بنیادین برای پاسخگویی به ساختارهای تمدن اسلامی است. شاید بتوان چالشبرانگیزترین بخش از نظریه معرفتشناسی فرهنگستان را مسئله تقدم اراده بر فهم دانست؛ مدخلی که در آن تلاش میشود مسئله جهتدار بودن علوم اثبات شود.
۳. اسلامیسازی معرفت، اصول کلی و برنامه کار؛ اسماعیل راجی الفاروقی
الفاروقی از قدیمیترین چهرههای بینالمللی علم دینی بوده که ایده خود را در دههی هشتاد میلادی منتشر میسازد. رساله بنیادین الفاروقی، بیانیه جنبش جهانی اسلامیسازی معرفت است. او بحران جهان اسلام را ناشی از دوگانگی نظام سنتی و مدرن میداند و برنامهای دوازدهگانه برای بازخوانی و ادغام رشتههای علوم انسانی و اجتماعی مدرن در چارچوب جهانبینی توحیدی ارائه میدهد تا از این طریق، تولید دانش معطوف به نیازهای انضمامی امت مسلمان سازمان یابد.
۴. معنا، امکان و راهکارهای تحقق علم دینی؛ حسین سوزنچی
این اثر، با تفکیک بنیادین میان علم در «مقام ثبوت» و «مقام اثبات»، رویکردی معرفتشناختی و کاربردی به علم دینی ارائه میدهد. سوزنچی، با نفی تمایز روشی علوم، ماهیت علم در مقام ثبوت را «کشف واقع» دانسته و استدلال میکند که هر علمِ پردهبرداری از واقعیت، حتی فیزیک، ذاتاً اسلامی است و تعارضی میان عقل و نقل در آن وجود ندارد. وی پس از نقد انتقادی جریانهای متنگرا و تجربهگرا در ایران و پذیرش مبانی دیدگاه آیتالله جوادی آملی، چالش اصلی را نه در ذات علم، بلکه در مقام اثبات میبیند. بر این اساس، تحقق علم دینی در گرو نقشآفرینی «عالمان دیندار» است و راهکارهای نهایی کتاب نیز بر تحول ساختاری در برنامههای آموزشی و نهادهای کلان حوزه و دانشگاه متمرکز میشود.
بخش سوم: مطالعات تطبیقی، سنتگرایی و بسترشناسی
این بخش آثاری را در بر میگیرد که مسئله علم دینی را در افقی وسیعتر و با رویکردی فرانظری بررسی میکنند. در این دسته، تمرکز بر شناخت انتقادی ریشههای علم مدرن، احیای نگاه قدسی به عالم و همچنین نقشهنگاری و مقایسه نظاممند میان الگوهای گوناگون در حوزه علوم انسانی است. این پژوهشها، با فراروی از یک نظریه خاص، چارچوبهایی برای سنخشناسی جریانهای فکری فراهم آورده و تجربیات نظری غرب در باب نسبت علم و دین را نیز بهعنوان بستری برای فهم تطبیقی مورد توجه قرار میدهند. سه اثر پیش رو، ابزارهای نظری لازم برای ارزیابی کلان این حوزه را در اختیار خواننده قرار میدهند.
۱. نیاز به علم مقدس؛ دکتر سید حسین نصر
دکتر نصر، نماینده ایران در اجلاس مکه بود؛ اجلاسی که نخستین همایش بینالمللی بزرگ با موضوع علم دینی در پیش از انقلاب اسلامی بود. وی با موضعی برآمده از مکتب جاویدان خرد و سنتگرایی، علم مدرن را حاصل تقدسزدایی از طبیعت و گسست از حکمت خالده میداند. او در نقد بحرانهای محیطزیستی و معنایی بشر امروز، ضرورت احیای «علم مقدس» را طرح میکند؛ علمی که طبیعت را آیهای الهی، ساختار جهان را سلسلهمراتبی و نمادین، و شناخت را متصل به شهود معنوی میداند.
۲. علم و دین؛ ایان باربور
دو اثر «علم و دین» و «دین و علم» از باربور را میتوان جزو آثار شاخص مطالعات میان علم و دین دانست. مسئله ایجاد هماهنگی و سازش میان علم و دین صرفاً مختص به زیستبوم اسلامی نبوده و در فضای اندیشگانی غرب نیز تلاشهایی در این زمینه وجود دارد. اثر کلاسیک باربور، منبعی بنیادین برای صورتبندی مدلهای چهارگانه نسبت علم و دین، یعنی تعارض، استقلال، گفتوگو و یکپارچگی، در غرب است. فهم این چارچوبهای تطبیقی، امکان شناخت دقیق سنخشناسیها، مقایسه نحوه حل تعارضات گزارههای نقلی و تجربی، و درک غنای تئوریک اندیشه اسلامی در قیاس با الهیات مسیحی را مهیا میکند.
۳. شکلگیری علم اسلامی؛ مظفر اقبال
این اثر، با رویکردی انتقادی، تاریخی و جامعهشناختی، فرایند تکوین سنت علمی در تمدن اسلامی، از سدههای هشتم تا شانزدهم، و پیوند ارگانیک آن با جهانبینی قرآنی را واکاوی میکند. اقبال، با اتخاذ موضعی انتقادی نسبت به روایتهای تقلیلگرایانه تاریخ علم، نشان میدهد که علم پیشامدرن اسلامی در تعاملی هماهنگ با نهادهایی چون مسجد و بازار شکل گرفته بود. مؤلف، با تبیین گسست معرفتشناختی میان علم اسلامی و علم مدرن، ورود علم جدید غربی را پروژهای همبسته با استعمار میداند که با تخریب نهادهای آموزشی سنتی و تحمیل فلسفه طبیعتی بیگانه، مناسبات نهادین تولید دانش در جهان اسلام را دگرگون ساخت.
بخش چهارم: نقشهنگاری و چشمانداز نظریات
این بخش آثاری را در بر میگیرد که مسئله علم دینی را در افق نظریات گوناگون بررسی میکنند. این آثار، با ارائه چشماندازی کلی از نظریات مطرح در مسئله علم دینی، مقایسه نظاممندی میان الگوهای گوناگون در این حوزه ارائه کرده و چارچوبهایی برای سنخشناسی جریانهای مختلف علم دینی فراهم آوردهاند.
۱. رویکردهای علم دینی و علوم انسانی اسلامی؛ سید حمیدرضا حسنی و مهدی علیپور
این کتاب اثری تحقیقی است که با رویکردی روشی و طبقهبندیشده، جریانهای اصلی موافق و مخالف علم دینی در ایران را تحلیل میکند. کتاب به مقایسه انتقادی الگوهای اجتهادی، تهذیبی، تأسیسی و تمدنی پرداخته و ابزاری نظری برای درک تمایزات روششناختی و دلالتهای هر نظریه در ساحت علوم انسانی فراهم میسازد. بااینحال، مؤلفان صرفاً در مقام نقشهنگار باقی نمانده و از یک «الگوی تأسیسی ـ اجتهادی» دفاع میکنند. در این چارچوب نظری، دین بدیل روشهای تجربی نمیشود، بلکه محقق، با کاربست ضابطهمند منطق اجتهاد، پیشفرضهای بنیادین انسانشناختی و هستیشناختی را استنباط کرده و شبکهای مفهومی میسازد تا در مقام داوری آزموده شود و به تأسیس علوم انسانی اسلامی بینجامد.
۲. معنا و ساختار علم دینی؛ به کوشش قاسم بابایی
این اثر سعی دارد رویکردها و نظریات گوناگون اندیشمندان در باب علم دینی را به زبانی ساده و موجز برای مخاطبان دغدغهمند، توصیف و تشریح کند و جایگاه هر کدام را در این حوزه مشخص نماید. این اثر در شش گفتار متمایز به ماهیت، چیستی و چگونگی علم دینی، تبیین و بررسی دیدگاه دکتر گلشنی در علوم تجربی، چگونگی شکلگیری علم دینی در علوم انسانی بر مبنای فکری دکتر خسرو باقری، بازخوانی و فرایند شکلگیری علم دینی بر اساس دیدگاه آیتالله جوادی آملی، الگوی حکمی ـ اجتهادی در علوم انسانی در مصاحبه با دکتر عبدالحسین خسروپناه و تبیین چگونگی و راهکار تحول در علوم انسانی سکولار در گفتوگو با شهریار زرشناس میپردازد.
۳. علم دینی؛ نسبت علم و دین در جهان نوین؛ به کوشش محمدعلی آخوندی و محمدصالح معززینیا
اثر برگرفته از گفتارهای متفکران و اندیشمندان گوناگون در خصوص علم دینی در همایش «دربارهی علم دینی» است که در خرداد ۱۳۹۱ به همت کانون اندیشه جوان و بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در این اثر، گفتارهای نقادانه یوسف ابوذری و بیژن عبدالکریمی درباره طرح علم دینی، روایت رضا داوری اردکانی از مواجهه دینی فیلسوفان مسلمان با دانش یونانی و رویکرد جامعهشناختی سعید زیباکلام به علوم اجتماعی دینی آمده است. دو مناظره جالبتوجه نیز در انتهای کتاب قرار گرفته است: مناظره آیتالله سید محمدمهدی میرباقری با آیتالله علیاکبر رشاد با محوریت معرفتشناسی علم دینی و مناظره حمید پارسانیا با داود فیرحی با محوریت نسبت دانش و قدرت در تمدن اسلامی. بهطورکلی، اثر حاضر دیدگاههای متنوع و متفاوت اندیشمندان و متفکران معاصر ایران را در خصوص طرح علم دینی و بومیسازی علوم انسانی بهاختصار و با زبانی ساده عرضه میکند.




















پاسخها