اندر مصائب دشوارها!

اندر مصائب دشوارها!

گاهی در جامعه، با فرد یا افرادی مواجه می‌شویم که «ارتباط با آنها آسان نیست» و غالباً رفتارهایی از آنها بروز می‌یابد که موجب آزردگی خاطر و ناراحتی یا صدمه روحی و جسمی به ما می‌شود. اگرچه این دسته افراد، رفتارها و کنش‌های متنوع و متکثری دارند و در یک گروه نمی‌گنجند؛ اما می‌توان در یک توصیف ابتدایی، همه آنان را افرادی «دشوار» قلمداد کرد.

«تو هم گاهی مدارا کن» که به قلم هادی عبدلی نگاشته شده، توصیف موجزی از ویژگی‌های اینگونه افراد و راهنمای جمع‌وجوری برای چگونگی «سازگار شدن یا راه‌های برخورد درست» با آنهاست. شاید در ابتدا کسی با خود بگوید که مطالعه یا حتی تورق آن به چه کار ما می‌آید؟ اما نویسنده اثر با ارجاع به منابع معتبر علمی، تصریح دارد «شمار این افراد در جامعه کم نیست و تقریباٌ نیمی از مراجعه‌کنندگان به مراکز روان‌درمانی را افرادِ دشوار تشکیل می‌دهند».

اما وضعیت کنونی جامعه و به‌ویژه حوادث تلخ اخیر، احتمالاً ضرورت آشنایی با این دست افراد را برای ما ملموس‌تر کرده باشد. در روزهای گذشته، مردم ما گرفتار اقدامات جمعی شده‌اند که با تهوّری ترسناک، پرخاشی شگفت را بروز دادند، خشونتی عریان را به ظهور رساندند و جان و مال هم‌نوعان خویش را از بین بردند. متأسفانه با خشونتی مواجه شدیم که بسیاری از اهل علم را به فکر فروبرد و جمعی از مردم را به تحیر واداشت. به نظر می‌رسد این روزها با افراد پیچیده‌ای سروکار داریم که نه در عرصه خانواده، دوستی یا کار بلکه در صحنه کلان اجتماعی، «دشوار» به حساب می‌آیند و شاید این دست از آثار که با رویکردی روان‌شناختی به اینگونه از افراد نظر می‌کند، به ما به در شناخت چنین پدیده‌های بهت‌آوری یاری رساند.

کتاب سعی می‌کند انواع گوناگون افراد دشوار را معرفی کرده و بعضی را بیشتر مورد بحث قرار دهد. یکی از انواع افراد دشوار که کتاب به تفصیل از آن سخن می‌گوید، افراد ضداجتماعی (Antisocial) است و یکی از دسته‌های فرعی اینگونه شخصیتی، افراد پرخاشگر و ناسزاگو محسوب می‌شوند. این دسته از افراد، رفتاری غیرمسئولانه دارند و «بابت صدمه زدن به دیگران»، دچار عذاب وجدان نشده و گاهی به شدت «تکانشی، تحریک‌پذیر و پرخاشگر می‌شوند». نویسنده معتقد است «پیام اصلی» این دسته از افراد این است که: «هر کاری دلم بخواهد انجام می‌دهم و هیچ کس حق ندارد حرفی بزند».

در ادامه به برخی صفات جالب توجه این افراد از منظر نویسنده کتاب اشاره می‌شود. این دسته افراد، «برای تخلیه خشم خود، دست به پرخاشگری می‌زنند»، «نمی‌توانند پیامد رفتارشان را پیش‌بینی کنند؛ به همین علت در زندگی خیلی متضرر می‌شوند» و چه بسا پیامد رفتار خود را ناچیز تلقی کنند. آنها «بدون برنامه و فکر عمل کرده» و «خودشان و دیگران را به دردسر می‌اندازند». از سوی دیگر، آنها منطقی فکر نمی‌کنند؛ شاید بدین جهت که «خشم و پرخاشگری، مانع افکار منطقی آنهاست». این گونه افراد، دچار خشونت، آزارگری دیگران و بی‌رحمی بوده و تکانشی عمل می‌کنند؛ در نتیجه از نگاه آینده‌نگرانه تهی بوده و از تنظیم برنامه درست و حسابی عاجزند. آنها به دیگران آسیب زده و با آنان بدرفتاری می‌کنند و حتی دست به دزدی و غارت می‌زنند؛ اما از این امور گرفتار اضطراب نشده و «احساس گناه نمی‌کنند»!

با استناد به منابع معتبر روان‌شناختی، برخلاف دیگر گونه‌های افراد دشوار، این دسته افراد رفتارهای قابل مشاهده و ملموسی دارند و بسیاری از آنها «معمولاً قبل از پانزده سالگی نیز سابقه رفتارهای آسیب‌زننده و پرخطر مانند دزدی، فرار از مدرسه، آتش‌سوزی و مصرف مواد داشته‌اند». نویسنده تصریح دارد که این دسته از افراد «تحریک‌پذیر و پرخاشگرند و خیلی زود از کوره در می‌روند» و «در مورد امنیت خود و دیگران بی‌ملاحظه‌اند»؛ ضمن آنکه «به قوانین اجتماعی اهمیتی نمی‌دهند» و در بسیاری اوقات، در بند قتل، جنایت و تجاوز می‌افتند.

اگرچه مقصود نگارنده آن نیست که بین این افراد با فاعلان حوادث خیابانی اخیر تطابقی ایجاد کند؛ اما شاید ضروری باشد علاوه بر توجه به تحلیل‌های جامعه‌شناختی و سیاسی، با نگاهی محدد به اختلالات شخصیتی گونه‌های مختلف افراد، تأملی مجدد در عوامل روانی افراد دشوار داشته باشیم؛ چه بسا برخی از این دسته، ظرفیت فراوانی برای آتش‌افروزی در چنین ناآرامی‌هایی داشته باشند اما رفتار درست ما با آنها بتواند برای خودمان و خودشان، بازدارنده باشد.

برای تهیه کتاب تو هم گاهی مدارا کن! روش های ارتباط با افراد دشوار اینجا را ببینید.

دیدگاه شما

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *